Saturday, October 31, 2009

بازگشت به خویشتن-خواسته­هاي شرکت­کنندگان در مراسم قلعه بابک

http://rashedi-hasan.blogfa.com/post-33.aspx

بازگشت به خويشتن!

در پي قيام انقلابي مردم ايران در سالهاي ۱۳۵۶-۱۳۵۷ هـ . ش بر عليه حکومت پهلوي, و سقوط اين خاندان که ظلم و ستم را بر کليه مردم ايران, و ناعدالتي, تحقير و توهين مضاعف را برغيرفارس زبانان, بخصوص بر ترکان تحميل کرده بود, آزادي نسبي زبان و فرهنگ مردم آذربايجان و ديگر غيرفارس زبانان فراهم گرديد و جوانان تحصيلکرده و روشنفکران آذربايجاني که در پي هويت گم شده خود بودند به مطالعه زبان, فرهنگ و تاريخ واقعي خود پرداختند.

در اواخر سالهاي دهه شصت و اوايل هفتاد و پس از پايان جنگ ايران و عراق که آرامش برکشور حکمفرما شد, و به دنبال هويت جويي دانشجويان آذربايجاني دانشگاههاي تهران, تبريز و ديگر شهرها در راستاي رسيدن به حقوق معنوي خود, آنها خواستار به اجرا در آمدن اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسي که خونبهاي شهداي زمان انقلاب بود شدند؛ اين اصول, تحصيل به زبانهاي غيرفارسي از جمله ترکي را در مدارس و دانشگاهها در کنار زبان فارسي آزاد, و برابري حقوق مردم ايران بدون توجه به زبان و نژاد و قوميت را اعلام مي­کرد.

لاکن افرادي که افکار نژادگرايانه و ضد ترکي دوران حاکميت پهلوي در وجود آنها ريشه دوانده بود و احتمالاً رأي و نظرشان هم در بعضي مواقع نافذ در تعدادي از مسئولين کشور بود در اجراي اين اصل مسلمِ قانون اساسي سنگ اندازي کردند!

با گذشت سالهاي متمادي از پيروزي انقلاب اسلامي, اجراي اين اصول با بي­توجهي روبرو شد تا اينکه حرکتي خودجوش و بر خاسته از ميان طبقات مختلف مردم آذربايجان پديد آمد که پيش قراولان آن, نويسندگان, شعرا, محققين, اديبان, روشنفکران, بخصوص دانشجويان بودند. اينان معتقد به وحدت واقعي و از دل برآمده مردم ايران با اجراي اين اصول و در چارچوب قانون اساسي و دور از جار و جنجال بودند و اعتراض به انحصار طلبي و فزون خواهي عده­اي داشتند که همة امکانات مادي و معنوي کشور را براي يک قوم و يک زبان و يک فرهنگ مي­خواستند. آنها براي رساندن پيام مردم خويش به گوش مسئولين کشوري که بعضي از آنها مي­گفتند ما حاضريم به زبان ترکي در مدارس و دانشگاهها تدريس شود ولي کسي از آن استقبال نمي­کند,[1] اجتماع در روز تولد بابک خرمدين, در دومين جمعه تيرماه را روز مناسبي براي نشان دادن ارادة ملّي مردم آذربايجان در مورد خواسته­هاي بحق و قانوني تشخيص دادند و از سال ۱۳۷۹ , صدها هزار نفر از اقشار مختلف مردم در پاي قلعه بابک واقع در نزديکي "کليبر" در آذربايجان شرقي گردآمده و با اجتماع عظيم خود علاوه بر اجراي برنامه­هاي فرهنگي و هنري, خواستار به اجرا در آمدن اصول ۱۵, ۱۹ و ۴۸ قانون اساسي شدند.

در سال ۱۳۸۰ , اجتماع در اين قلعه را بيشتر از ۳۰۰ هزار نفر گفتند[2] و در سال ۱۳۸۱ حضور مردم در پاي قلعه و در دومين جمعه تيرماه را بين ۴۰۰-۵۰۰ هزار نفر حدس زدند.[3]

شرکت­کنندگان در مراسم سال ۱۳۸۰, علاوه بر گراميداشت ياد و خاطره شخصيت تاريخي آذربايجان بابک خرمدين, که ۲۲ سال بر عليه خليفه مستبد عباسي مبارزه کرد اعلاميه­هايي را در زمينه لزوم اجرا شدن اصول ۱۵, ۱۹, ۴۸ قانون اساسي در ميان شرکت کنندگان پخش کرده و به ايراد سخنراني و شعرخواني پرداختند. آنها خواسته­هايي را در ۱۴ ماده بر پارچة بلندي نوشته و در مکاني که به «قالا دره­سي» مشهور است و محل برپايي چادرها بود آويزان کردند تا در مقابل ديد شرکت­کنندگان در اين مراسم قرار گيرد.

خواسته­هاي شرکت­کنندگان در مراسم قلعه بابک در روزهاي پنجشنبه و جمعه ۱۴و ۱۵ تيرماه ۱۳۸۰ هـ . ش که بصورت پارچه نوشته ارائه شده بود بدين قرار بود:

۱- اعلام آمار جمعيتي ترکهاي ايران و اعلام ميزان رسمي آن از رسانه­هاي گروهي دولت جمهوري اسلامي ايران مطابق مصوبات حقوق بشر سازمان ملل متحد.

۲- تصويب و اعلام زبان ترکي به عنوان دومين زبان رسمي کشور ايران.

۳- تدريس رسمي و اجباري زبان ترکي در مدارس دورة ابتدايي, راهنمايي, دبيرستان, دانشگاهها و مؤسسات آموزشي.

۴- ايجاد و اختصاص شبکة مستقل راديو- تلويزيون ۲۴ ساعته سراسري به زبان ترکي از صدا و سيماي مرکز تهران.

۵- ايجاد و اختصاص شبکة راديو تلويزيوني شبانه­روزي به زبان ترکي در استانهاي آذربايجان­شرقي, آذربايجان غربي, اردبيل, زنجان, همدان و قزوين از سوي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران

۶- ايجاد خانه فرهنگ آذربايجان در شهر تهران و در سراسر استانهاي آذربايجان شرقي, آذربايجان غربي, اردبيل, زنجان, همدان, قزوين و ايجاد فرهنگستان زبان و ادبيات ترکي از سوي دولت جمهوري اسلامي ايران.

۷- تصويب و ايجاد پست مشاور فرهنگي رئيس جمهوري در زبان و ادبيات ترکي.

۸- تصويب و اعلام قانوني کانون نويسندگان و شعراي آذربايجان از سوي هيات دولت, رسيدگي و تصويب بودجه کافي از سوي هيات دولت و مرمت علمي و اساسي آثار تاريخي آذربايجان, جلوگيري از تخريب آثار باستاني مانند ارک تبريز, مسجد کبود, قلعه بذّ و . . . که توسط بدخواهان آذربايجان انجام شده است.

۹- عودت تمام آثار باستاني آذربايجان از دوره اسکيت­ها (سکاها), اشکانيان, اتابکان, ايلخانيان, صفويان, قاجاريان از تهران, اصفهان و ديگر شهرها به تبريز براي ايجاد موزة اصلي و بزرگ تاريخ آذربايجان.

۱۰- لغو بخشنامه دولت مبني بر استفاده نکردن از زبان ترکي در مدارس دولتي و غيردولتي.

۱۱- لغو بخشنامه و توصيه­هاي دولت بر نامگذاري اجباري براي فرزندان ترکهاي آذربايجان با استفاده از فرهنگ و زبان فارسي و عربي به غير از زبان و نام ترکي.

۱۲- اختصاص بودجه مساوي و برابر با در نظر گرفتن نسبت ميزان جمعيت به استانهاي آذربايجان همانند استانهاي اصفهان, يزد, کرمان و . . . (به علت عدم اختصاص بودجه کافي و نابرابر در مقايسه با مناطق فارس­نشين, در ۲۲ سال بعد از انقلاب اسلامي ايران, مناطقِ ترک­نشين فقيرتر شده و موجب عقب­ماندگي جبران ناپذيري گرديده است).

۱۳- تصويب مساوي وزراي ترک زبان شايسته سالار با در نظر گرفتن اکثريت نسبي مردم ترک زبان در کابينة دولت جمهوري اسلامي بر اساس و همانند وزراي فارس زبان از جانب رئيس جمهور منتخب مردم.

۱۴- مراتب در ۱۴ ماده براي استحضار ملّت شريف و دولت جمهوري اسلامي, به آگاهي و اجراي بموقع آن که در ميثاق منشور و کنوانسيونهاي حقوق بشر سازمان ملل متحد هست و ايران يکي از دولتهاي امضاء کننده آن است اعلام مي­دارد».

در سال ۱۳۸۱, خواسته­هاي قانوني شرکت­کنندگان و شعارهايشان روشمندتر شده بود و نوشته­هاي پلاکاردهاي پارچه­اي بزرگ به دو زبان ترکي و انگليسي نشان از اين داشت که صداي خواسته­هاي مسالمت آميز مردم آذربايجان به گوش مسئولين کشور و دوستداران حق و عدالت در جهان رسانده شود.

در سال ۸۲ هم که سختگيرهايي براي شرکت در مراسم قلعه بابک بعمل آمده بود, مردم آذربايجان منسجم­تر از سالهاي گذشته در پاي قلعه حاضر شدند و خواستار حقوق قانوني خود در قالب ۱۲ ماده که به سه زبان ترکي, فارسي و انگليسي قرائت گرديد, شدند!

در پلاکاردهاي متعددي که شرکت­کنندگان با خود حمل مي­کردند و به دو زبان ترکي و انگليسي نوشته شده بود, خواسته­هاي آنها در چارچوب قوانين کشوري و بين­المللي به نمايش گذاشته شده بود. مطالبات ۱۲ ماده­اي شرکت کنندگان در مراسم تيرماه سال ۱۳۸۲ در قلعه بابک که توسط شرکت­کنندگان و در بعد ازظهر پنجشنبه ۸۲/۴/۱۲ در ميان اجتماع کثيري از حضار و در محوطة «هتل بابک» قرائت گرديد و مورد حمايت آنان قرار گرفت بدين قرار بود:

«۱- اجراي اصول ۱۵, ۱۹, ۹ و ۴۸ قانون اساسي بزرگترين آرزوي ماست

۲- در چارچوب نظام جمهوري اسلامي ايجاد شبکه­هاي ويژه راديو- تلويزيون که در آنها زبانِ اصيل و صحيح ترکي ارائه شود از خواسته­هاي ملّي ماست

۳- براي پاسداري از زبان ترکي و بخاطر کوشش در راه ترقي و پيشرفت آن ايجاد فرهنگستان زبان ترکي از مهمترين مطالبات ماست

۴- ما خواستاريم که قلعه بابک به عنوان اثر ملّي آذربايجان از طرف شعبه فرهنگي سازمان ملل متّحد (يونسکو) به رسمت شناخته شده به ثبت برسد

۵- ضمن تقبيح سياستهاي ضدترک داشناکهاي ارمني, جنايات آنها در قبال ترکها و نسل­کشي قوم ترک را به وسيله آنان محکوم مي­کنيم

۶- از دولت مي­خواهيم ضمن اتخاذ موضع در قبال تحرکات نژادپرستانه ارمنيها و ايراد تهمت از سوي آنان بر عليه ترکها, مانع بروز دشمني در ميان قوميتهاي ايراني شده و در ايجاد اتحاد و همراهي در ميان قوميتها بکوشند

۷- سرزمين ايران امروزي مثل گذشته سرزمين کثيرالمله است, در اين سرزمين کثيرالمله, بخاطر اين واقعيت که مساحت عظيم و گسترده دارد سياست­هاي اتخاذ شده متمرکز گرايانه براي بهتر اداره شدن آن نتيجة دلخواه خود را نداده است, بويژه قوميت­هاي ايراني در نتيجه اجراي سياستهاي يکسويه مرکز, از کاروان ترقي و پيشرفت در زمينه­هاي اقتصادي, فرهنگي و اجتماعي عقب مانده­اند, لذا در چارچوب يک سرزمين واحد, و مشروط به حفظ تماميت ارضي آن خواستار بر پايي و برقراري سيستم فدراتيو هستيم؛ بديهي است سيستم فدراتيو بايد در قالب نظام جمهوري اسلامي ايران پياده شود

۸ - بر اساس سيستم فدرال, در هر ايالت بايد زبان عمومي آن ايالت زبان ملّي و رسمي شناخته شود و زبان ترکي نيز بايد بخاطر موقعيت غالب خود در سطح ايران در کنار زبان فارسي به عنوان زبان رسمي شناخته شود

۹- بخاطر تجليل و احترام قهرمانان ملّي, ادبا, هنرمندان و شاعران, بطورکلي نام تمام مفاخر آذربايجان بايد زينت بخش ميادين, خيابانها, کوچه­ها و فرهنگسراهاي اين خطه شود

۱۰- نام شريف و تاريخي آذربايجان بايد دوباره بر استان اردبيل ابلاغ شده و نام آذربايجان به آن خطه اعاده شود

۱۱- ما ضمن تقاضاي آزادي زندانيان سياسي آذربايجان از زندانها, تعديات و خفقانهاي ايجاد شده براي فعالين جنبش بيداري آذربايجان را بشدت محکوم مي­کنيم

۱۲- ما [جمع کثيري از مردم] به نام ملت قهرمان آذربايجان, در اين برهه از زمان به مانند گذشته خود را مدافع ايراني يکپارچه دانسته و حراست از تماميت ارضي ايران را وظيفه ملّي خود مي­پنداريم, لاکن بر اساس حقوق شناخته شده اجتماعي و فرهنگي ملتها و قوميتها در سطح جهان, از حاکمان خود مي­خواهيم ضمن برسميت شناختن اصول و بيانيه­هاي سازمان ملل متحد در زمينه حقوق قوميتها, مطالبات قيد شده بالا را به عينه تحقق بخشند!».

شرکت صدها هزار نفر از مردم آذربايجان در مراسم قلعه بابک, با تحمل سختي­ها و مسائل نظير تعطيلي کار روزانه, صرف هزينة زياد, خوابيدن در هواي آزاد و يا چادر با امکانات محدود, طي صدها کيلومتر راه و با احتمال بروز هر نوع اتفاقات پيش­بيني نشده, نشان از عزم ملّي و همه­جانبه ملّت آذربايجان در رسيدن به حقوق مادي و معنوي تصريح شده در قانون اساسي دارد.

حضور صدها هزارنفري مردم ترک ايران در پاي قلعه بابک که در حقيقت هر نفرشان حداقل نماينده ۲۰-۲۵ نفري هستند که خواسته­هاي مشترک با شرکت­کنندگان در مراسم دارند ولي بعلت دوري راه, هزينة سنگين, مسائل اداري و ديگر موانع نمي­توانند در آن روز خاص در پاي قلعه حضور پيدا کرده به جمع شرکت­کنندگان بپيوندند نشان مي­دهد که حدود ۸-۹ ميليون نفر از مردم آذربايجان و مردم ديگر مناطق ترک ايران که در شهرهاي مختلف از آن جمله در تهران ساکنند خواستار تحصيل و تدريس به زبان قانونمند ترکي آذربايجاني در مدارس ابتدايي, متوسطه و دانشگاه, پخش برنامه­هاي متنوع خبري, علمي, ادبي, فرهنگي- هنري و مذهبي به زبان صحيح ترکي از کانالهاي سراسري راديو- تلويزيون, بکارگرفتن اين زبان در مطبوعات سراسري, تهيه فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني, استفاده از اين زبان به صورت رسمي در تابلوها و مکاتبات, بکارگيري آن به عنوان دومين زبان رسمي کشور, و سرمايه­گذاري ملّي در استانهاي آذربايجان شرقي, آذربايجان غربي, اردبيل, زنجان, همدان و ديگر مناطق عقب مانده اقتصادي کشور جهت جلوگيري از مهاجرت بي­رويه به علت فقر و بيکاري هستند.

اهداف مشترک ۸-۹ ميليون نفر از جمعيت حدود ۳۰ ميليون نفري ترکان ايران به منزلة اهداف مشترک اکثريت اين جمعيت است, چرا که نزديک به نصف جمعيت هم در سنين پائين بلوغ و کودکاني هستند که قادر به تصميم­گيري نيستند.

مردم آذربايجان علاوه بر خواسته­هاي قانوني که در قلعه بابک مطرح مي­کردند با تشکيل سمينارها, کنفرانسها, سخنرانيها و اجراي برنامه­هاي فرهنگي- هنري در دانشگاهها و فرهنگسراهاي شهرهاي مختلف و نشر روزنامه­ها و ماهنامه­هاي متعدد, و نوشتن طومارهايي با امضاء نمايندگان مجلس, مسئولين مطبوعاتي, نويسندگان, ادبا, روشنفکران و شخصيت­هاي حقيقي و حقوقي به مسئولين طراز اوّل کشور, بر خواسته­هاي قانوني تأکيد مي­ورزيدند.[4]





--------------------------------------------------------------------------------

[1] - نشريه هفتگي «مبين» تهران, شنبه ۱۳/ شهريور/ ۱۳۷۸ ويژه­نامه شماره ۲ مقاله­ : «آقاي استاندار, آذربايجان زنده است و سخنان مرده نمي­خواهد».

[2] - آمار غيررسمي, ورود حدود ۷۰ هزار دستگاه خودرو به شهر کليبر در نزديکي قلعه بابک را نشان مي­داد.

[3]- حضور در مراسم سال ۱۳۸۱ در مقايسه با سال ۱۳۸۰ با مشکلاتي مواجه بود, ولي باز تعداد شرکت­کنندگان افزايش چشمگيري داشت ضمناًآمار رسمي از طرف هيچ ارگان رسمي اعلام نشد تنها, نشريه هفتگي «اختر» که به مديريت ميرطاهر موسوي نماينده مردم تبريز در مجلس ششم منتشر ميشد در آن روزها نوشت: حدود ۶۰ هزار نفر از مردم آذربايجان براي استفاده از هواي لطيف, تفريح و به عنوان توريست از قلعه بابک ديدن کردند!

[4] - نوشته شدن اوّلين طومار در سال ۱۳۷۷ بوسيله نويسندگان و روشنفکران آذربايجاني در مورد اجراي اصل ۱۵ قانون اساسي به آقاي خاتمي رئيس جمهور با امضاء ۶۸ نفر؛ در تابستان سال ۱۳۷۹ و در سفر آقاي خاتمي به آذربايجان غربي طومار ديگري با امضاء نمايندگان مجلس, مسئولين مطبوعات آذربايجان, روشنفکران و نويسندگان آذربايجان نوشته و تقديم ايشان شد, در اسفند ۱۳۷۹ هم با امضاء ۷۷۲نفر از نمايندگان مجلس و روشنفکران ترک, کرد, عرب و ترکمن طومار ديگر به آقاي خاتمي ارسال گرديد. طومار مسئولين و روشنفکران ترک استان همدان هم به رهبر انقلاب آيت­اله خامنه­اي در سال ۱۳۸۳در سفر ايشان به همدان تقديم گرديد؛ و طومارهاي زيادي از طرف اقشار مختلف مردم نوشته و ارسال شده که در اين مقال نمي­گنجد.

Friday, January 30, 2009

اعلام حمایت دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای اصفهان از بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تهران

اعلام حمایت دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای اصفهان از بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تهران
http://www.imza.blogfa.com/

بیش از200 تن از دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای اصفهان در حمایت از بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه­های تهران، اعتراض خود را نسبت به دستگیریهای گسترده و غیر قانونی فعالین فرهنگی و مدنی آذربایجان اعلام داشته و با ابراز نگرانی از وضعیت فعلی آذربایجان، خواستار اجرای هر چه سریعتر اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی، احقاق حقوق فرهنگی-مدنی، رفع تبعیض اقتصادی و سیاسی از آذربایجان و آزادی هر چه سریعتر فعالین در بند آذربایجانی شدند.

دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای اصفهان در اقدامی خودجوش با جمع آوری امضاء در بین دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای اصفهان به حمایت از بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تهران پرداختند. متن کامل بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای اصفهان و لیست امضاها به شرح زیر است:



بسمه تعالی

بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه­های اصفهان در رابطه با فشار بر فعالین آذربایجانی

بدین وسیله، ما امضاء کنندگان این بیانیه ضمن حمایت از بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه­های تهران، اعتراض خود را نسبت به دستگیریهای گسترده و غیر قانونی فعالین فرهنگی و مدنی آذربایجان اعلام داشته و با ابراز نگرانی از وضعیت فعلی آذربایجان، خواستار اجرای هر چه سریعتر اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی، احقاق حقوق فرهنگی-مدنی، رفع تبعیض اقتصادی و سیاسی از آذربایجان و آزادی هر چه سریعتر فعالین در بند آذربایجانی هستیم.

جهت مشاهده امضاها اینجا کلیک کنید

امضاءکنندگان:

1. هادی مرتضی سیلاب

2. مهدی اسدپور

3. مهدی جهانی

4. احمد نقی دخت

5. حیدر حبیبی

6. یوسف پیری

7. امین خبازی

8. مسعود محمدزاده

9. محمد مردانی

10. ابراهیم مجیدی نیا

11. سید محسن رنجبر

12. علی اکبر زاده

13. تورج هاشم پور

14. فرشید رضا زاده

15. سجاد ابراهیمی بناب

16. سعید سجادی

17. معین حسین زاده

18. هادی انعامی

19. وحید علیقلی زاده

20. سید صادق مجتهدی

21. امیر حاج بابایی

22. فرزین اصغری آریاپور

23. هادی محمدی

24. محمد آبیک آبادی

25. سید رضا رحیمی عماد

26. یاسر هاشم زادگان

27. رسول میرزا خانی

28. حامد نظر علیلو

29. جلیل حبیب پاشا

30. ابراهیم صادقی

31. علی اصغر سلیمی

32. علی جوزیی خلویی

33. امید ناظر

34. محمد رضا طوسی

35. بهمن کتابی

36. علیرضا بنایی فر

37. سلام بابایی

38. محمد جدیرلی

39. امین کریمی

40. حامد شامی

41. حمید کاوندی

42. تورج میلانی

43. حمید نعمتی

44. سجاد ربیعی

45. ماهر کمالی

46. افشین نادری

47. حسن جوزی

48. سجاد آذر

49. وحید نقشین

50. حامد چالاک

51. مهدی قهرمان

52. حسین باقری

53. اکبر حسین زاده

54. رسول علیپور

55. حسن اسمان

56. باقر اصغر نژاد

57. رضا خسروشاهی

58. قاسم سلیمانی

59. مهدی عیار

60. رسول مرادی

61. قادر مخصوص

62. میر محمد موسوی زاده

63. امیر علی فرد

64. خلیل محامی

65. خاتون امامی

66. مصطفی حمدی

67. بهنام دلخوش

68. احمد بایرامی

69. رضا دارار

70. سید محمد هانی

71. اسد الله ولی زاده

72. سیما مدنی

73. محسن ترابی

74. سعید امامویردی

75. حسین حضرتی

76. سمانه فیضی

77. سمیرا رعنایی

78. سما شیخ معمار

79. ضیا محمدزاده

80. صحرا چهارمحالی

81. محیا اسحاق زاده

82. شکوفه حنیفه زاد

83. زینب شهبازی

84. سعید خدا رحمی

85. اکبر سلیمانزاده

86. بهمن محمودی

87. سیما جدیدی

88. رضا قربانزاده

89. رامین حسنلو

90. محسن پیری

91. حمید رضا حسینی

92. جعفر خلیلی

93. علیرضا نصیری

94. سعید حیدری

95. مهدی سرباز وطن

96. واحد سعید خانی

97. بهزاد رضایی فرد

98. محمد محمدپور

99. فیروز ایمانی نژاد

100. رامین احمد زاده

101. حسین میرزایی

102. هادی یوسفی

103. مهدی اکبری

104. محمود حیدری

105. ناصر رجبی

106. غلامرضا مرادی

107. محمد قهرمانپور

108. سعید موسوی

109. حسین عزیزی

110. احد سبحان

111. عبدالله توران

112. حمید مرادی

113. علی راست گردان

114. ابوالفضل طاهری

115. امین مردانی

116. امیر حسین بابایی

117. محمد ترکان

118. ستار کبیری

119. مهرداد فروهنده

120. سید سالار اسبقی

121. ائلشان امیر خانی

122. جواد عباسی

123. مهدی دارابی

124. محمد نصیری نیا

125. حامد اشرفی حفظ آباد

126. رحمان محمدی

127. امیر بهرامی

128. علی عندلیبی فاضل

129. علی اکبر آرزومندی

130. سعید ترکمان

131. امیر میلانی

132. مرتضی حمدی

133. یونس حیدری

134. حمید سلیمانیان

135. محمد یوسفی

136. شهرام سیفی

137. علیرضا حیدری

138. وهاب بخشایش

139. مهدی حسن زاده

140. حسن اصغری پور

141. حامد حیدری

142. محمد ثباتی

143. سید مرتضی دوشابچی

144. یعقوب عادلی

145. مهدی نوری

146. سعید بختیار

147. حسن خدابنده­لو

148. هادی اقلیمی

149. مسعود غلامی

150. محمود حسینی

151. سخاوت توکلی انگوت

152. مسعود محمدی

153. حمید حیدری

154. صادق طالبی

155. حمید ابراهیمی

156. نعمت عسگری

157. پیام ولی نکویی

158. محمئ نادری

159. مهدی اصغری

160. اصغر عادلی

161. معین پور مراد علی

162. حسن خلیلی

163. یونس قدیمی

164. غلامرضا نوریان

165. مصطفی باباخان

166. مرتضی کابلی

167. علیرضا رفیعی

168. طیب ابراهیمی دانش

169. حجت هاشمی

170. رضا حبیب زاده ملکی

171. مهدی ترابی طالش

172. داریوش حبیبی

173. رضا آسیابی

174. سجاد افروزیان

175. ولی منتظری

176. مهران راستگار

177. یوسف کریمی

178. بهنام موسی زاده

179. افشین سیدی

180. آرمان قهرمانیان

181. حسین طیبی

182. اسفندیار اکبری نژاد

183. محمدرضا نصیری

184. حسین آزادی

185. علی امامعلی زاده

186. حسین اکبری

187. فرهاد رحیمی

188. احمد عبداللهی بکتاش

189. صابر نادر پور

190. محسن فاطمی

191. علی زاد

192. علی زاده

193. خلیل نژاد

194. بهروز نژاد

195. خیابانی

196. زاد علی

197. مانلی

198. کریمی

199. بنی هاشم

200. اسداللهی

201. جعفرپور

202. زندزی

203. خسروی

204. کریمی

Saturday, January 03, 2009

تهران آذربايجانلي اؤيرنجيلري نين ميللي فعالارا اولان باسقيلار باره ده وئرديکلري بيانات

تهران آذربايجانلي اؤيرنجيلري نين ميللي فعالارا اولان باسقيلار باره ده وئرديکلري بيانات

تانري نين آدييلا

تئهران آذربايجانلي اؤيرنجيلري نين ميللي فعالارا اولان باسقيلار باره ده وئرديکلري بيانات

بيز، بو بياناتي ايمضالايانلار، بئله ليکله کولتورل و مدني فعاللارا اولان قانونسوز و گئنيش باسقيلاري قيناييب و او فعاللارين بير آن اول اؤزگور بوراخيلمالارين ايستييريک.

بيز، تئهران بيلييوردلاري اؤيرنجيلري، آذربايجانداکي سون دوروملارا گؤره انديشه ائتديگيميزي بيلديره رک، آناياسادا يئرلشميش اولان ۱۵ و ۱۹-اونجو مادده لرين اويقولانماسيني تللب ائديريک. هابئله آذربايجاندا اويقولانان ايقتيصادي و سياسي باسقيلارين دايانديريلماسيني ايسته ييريک.

ايمضالايانلار

لوتفن کليک ائدين
http://www.baybak.com/depo11007/TehranOyrenciImzaListesi20081230.pdf

آزربایجانی های گورجوستان خواهان رسمیت زبان مادری خود شدند

آزربایجانی های گورجوستان خواهان رسمیت زبان مادری خود شدند


علی بالا عسگراوغلو رییس جنبش مردمی غیرت در گفتگوی تلفنی با ترندنیوز گفت: در صورت رسمیت بخشیدن به زبان آزربایجانی ، اغلب مشکلات آزربایجانی ها قابل حل خواهد بود

به گفته علی عسگراوغلو ، آزربایجانی های گرجستان مخالف دولتمداری این کشور نیستند . ما از تمامیت ارضی و استقلال گرجستان حمایت می کنیم و به زبان دولتی احترام قایل هستیم. فراگیری زبان گرجی وظیفه آزربایجانی های گرجستان است. ولی از امکانات محدودی برخورداریم ، یعنی اقلیت های قومی برنامه دولتی واحدی ندارند.

علی بابا اوغلو رییس کنگره آزربایجانیهای گرجستان نیز در گفتگو با ترندنیوز رسمیت بخشیدن به زبان آزربایجانی را مهم خواند و افزود: مطابق موازین بین المللی، اقلیتهای قومی که بخش کم اهالی کشور را تشکیل نمی دهند ، از حق درخواست وضع حقوقی برای زبان مادری خود برخوردار هستند.

به گفته وی ، در صورت تایید زبان آزربایجانی از تعداد آزربایجانی هایی که این کشور را ترک می کنند کاسته خواهد شد. آزربایجانی های گرجستان در وهله اول باید خودویژگی های زبان مادری ، دین و اداب و رسوم خود را حفظ کنند. ولی در دوره های دو ساعته در مدارس آزری(توروکو) زبان گرجستان فراگیری زبان گرجی عملا غیر ممکن است.

به گزارش کمیته دولتی آمار گرجستان ، 70 درصد اهالی گرجستان گرجی ها هستند علاوه برآن ، در این کشور 380 هزار ارمنی ،350هزار آزربایجانی ، 207 هزار روس ، 150 هزار اوستین ، یکصد هزار نفر آبخاز ، 80 هزار نفر یونان ، کردها ، آیسورها ، اودین ها ، اوارها و نمایندگآن دیگر ملل سکونت دارند.

رییس جمهوری گرجستان هفته گذشته در برنامه شبکه تلویزیونی اجتماعی سخنرانی کرده و وعده داده است که برای فراگیری زبان گرجی به اقلیت های قومی مساعدت خواهد کرد.

به گفته رییس جمهوری گرجستان ، حکومت تفلیس برای فراگیری زبان گرجی توسط اقلیت های قومی تدابیر بیشتری اتخاذ خواهد کرد. به گفته رهبر گرجستان ، این امر به پیوستن آنها به روند همگرایی کمک خواهد کرد.

طبق آمار غیررسمی ، در گرجستان اساسا در منطقه کوومو کارتلی نزدیک به 500هزار آزربایجانی زندگی می کنند.

آزربایجانی های گرجستان از مشکلات موجود برسر فراگیری زبان گرجی ، تحصیل به زبان مادری ، خرید قطعات زمینی و خودداری از اعطای پست های حساس به آنها شکایت کرده اند.

http://www.milliharakat.com/newscontents3012.php
+ يازيلميش Thu 1 Jan 2009چاغ 9:36 يازار آخار سو | اونريز

Monday, December 29, 2008

بيانيه گروهی از دانشجويان دانشگاههاي تهران در اعتراض به افزايش بازداشت فعالين آذربايجان



بيانيه گروهی از دانشجويان دانشگاههاي تهران در اعتراض به افزايش بازداشت فعالين آذربايجان

میللی حرکت شنبه ۷ دی ۱۳۸۷:
در طی سالهای گذشته و به دنبال جدی تر شدن مطالبات آذربایجانی ها روند برخوردها و اعمال فشار بر فعالین مدنی و مدافعان هویت آذربایجانی سیر صعودی یافته است. فعالین آذربایجانی که اکثرا جزء اقشار فرهنگی همچون نویسندگان ،روزنامه نگاران،دانشگاهیان، شعرا و طبقات مختلف جامعه آذربایجان می شوند در معرض احکام سنگین زندان، تبعید،شکنجه،محرومیت از تحصیل ،اخراج از مشاغل دولتی و... قرار گرفته اند.



به همین منظور بیش از ۲۵۰ تن از دانشجویان ترک دانشگاههای تهران ضمن اعتراض به برخورد با فعالین مدنی آذربایجان از جمله مهندس عبدالله عباسی جوان(استاد معماری دانشگاه شهیدرجایی تهران)، با ابراز نگرانی از وضعیت آذربایجان خواهان رفع تبعیضهای فرهنگی و اقتصادی و اجرای سریع اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی مبنی بر حق تحصیل به زبان مادری در مدارس و برابری اقوام و ملل ساکن ایران شدند.

در این بیانیه آمده است:



بدین وسیله ما امضاء کنندگان این طومار ضمن اعتراض به دستگیریهای گسترده و غیر قانونی فعالین فرهنگی و مدنی آذربایجان، خواستار آزادی هر چه سریعتر این فعالین هستیم. ما دانشجویان دانشگاه­های تهران با ابراز نگرانی از وضعیت فعلی آذربایجان، خواهان اجرای هر چه سریعتر اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی، احقاق حقوق فرهنگی-مدنی و رفع تبعیض اقتصادی و سیاسی از آذربایجان می­باشیم.



1-ناصر سلطانی(دکترای جعرافیای سیاسی)

2-ایرج تیموری(دکترای برنامه ریزی شهری)

3-زکی(دکترای جهرافیای سیاسی)

4-مجتبی جبارپور(ارشد مدیریت بازگانی)
5-منصور خیری خواه
6-پیمان اسدزاده
7-حسن رحیمی
8-حسین رحیمی(ارشد شیمی)
9-محمد ادبی(کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری)
10-حسن اشتری(جعرافیای سیاسی)
11-سید عبای مینائی(ارشد برنامه ریزی شهری)
12-محمد اکبرپور(برنامه ریزی شهری)
13-حسین کریم زاده(دکترای برنامه ریزی روستایی)
14-وحید یارانی(برنامه ریزی روستایی)
15-ایوب نعمتی(علوم سیاسی)
16-سیاوش ایمنی قشلاق(برنامه ریزی روستایی)
17-رضا اکرمی(ارشد برنامه ریزی روستایی)
18-یاسر زعفری(ارشد برق)
19-صدف احدی
20-حسن فرجی
21-احرام صفری
22-کمال ترابی
23-قاسم نعمتی
24-محمدعلی رحیمی
25-هادی محمودزاده
26هدی علیزاده
27-عبدالوهاب نادری
28-شهرام عباس زاده
29-حسین شاکری
30-یاسرآزادی
31-رضا عالی زاده
32-ذبیحیان
33-علی اصغر کلامی
34-احمد حنیفی
35-حمید وقاری
36-فرهاد شکری
37-علیرضا ضابطی
38-ابراهیم قلیزاده
39-احد عادل خواجه
40-محسن فتاحی
41-خلیل کوشایان
42-مجید اجتماعی
43-اشکان جور
44-خسرو خانه ای
45-فاطمه مهدوی
46-دانشی
47-بهاره دافرح
48-نازیلا انتخابی
49-سعیده رحیمی دمیرچی
50-سهیلا نصرالهی
51-خدیجه مهدی خانلو
52-8223054
53- 86310001
54- 8634055
55-8623054
56-8633062
57 -8633007
58-مهدی مهرنیا
59- جواد عبادی
60-فرید محسنی اهری
61-حسیزاده
62-زمانی
63-مختاری
64-حبیب پور
65-ساسان توکل
66- 8525026
67-8533024
68- محمد حضرتی
69-هادی جعفری
70-احسان شجاع گل تپه
71 - جواد نوشنی
72-سجاد مختاری
73- صدقیانی
74- مهدی صالحی
75-حسین فیروزی
76-علیرضا کربلایی قره
77-مهدی قره داغی
78- حامد اکبریان
79-سینا جهانبخش
80- روشن طالبی
81- رامین افروزی
82- حمید حیدری
83-موسی آشفته
84-فرید علیپور قاضی جهانی
85-وحید آسایش
86-علیرضا محرم زاده
87-بابک پاشا جاوید
88-آرش سلطانی
89-داداشی
90-توحید حاجی بابائی
91-بازرگانی
92- علی مقدسی
93-هادی زمانی
94-حامد بنی فاطمه
95-زهتابیان
96-شیرینیزاد
97-مصطفائی
98-حامد نورانی
99-سینا صبوری
100-ولی لصل اسکوئی
101-حمیدرضا حمیدی
102-هادی رائین
103-علیرضا ذاکری
104-کاظمی
105-افکاری
106-فرزاد داور دوست
107-مسعود سعیدی
108-یاسر مختاری
109-هادی نفیسی
110-اسماعیل جهانی
111-شهرام زمانی
112-سجاد یامک
113-داود صادقیان
114-سجاد صدقی
115-آذرسیحون
116-یاشارمحمدی
117-بخشی زاده
118-احمد موکی
119-علیرضا قالیباف
120- ابراهیم انصاریان
121-نوروزی
122-رضایی
123- مجید سجاسی
124-افشاری
125-کاوه رستمعلیزاده
126-عراقی
127-محمدی
128- حیدری
129-احمدی
130-علی احمدی
131-محمدیان
132-منصور خیری زاده
133-جواد علی قلی پور
134-حامد احمدی
135-آراز
136-وحدت برزگر
137-امیر عباس زاده
138-احسان باقرزاده
139-غفور علیپور
140-آیدین شکری
141-جلال جعفرزاده مرادلو
142-غلامعلی حسن نژاد
143-حسین ستاری
144-عسگر عباس زاده
145-خدابخش برزگر
146-فیض اله پسنده
147-هادی حسن زاده
148- ستار مددپور
149-محسن حبیبی
150-آدیگوزل رضایی
151-یوسف اعتصامی
152-عبدالله صبری
153-بابک رضایی
154-جعفر جهانبخش رهی
155- حسام الدین مراغه ای
156-فرهاد رحمانی
157-احمد آذریان
178-مراد جعفرپور
179-مصطفی حمایت خواه
180-حسن عرب زاد
181-محمد علیپور
182-وحید امیدی
183-حسین رحیمی
184-امیرعلی شهاب
185-ابوالفضل مرادی
186-یوسف قهرمان آذرآبادگان
187-پیمان پور رجب
188-عظیم حسن زاده
189-صالحی
190-جمشید اسمعلی
191-مهدی زمانی
192-احمد ترابی
193-وحید لطفی
194-اسماعیل صیامی
195-مارال لطیفی
196-علی آقاپور
197- میثم پور حسن
198-کیومرث نصیرزاده
199-مسعود رمضانی
200-جلال صالحی
201-علی شهبازکیا
202-محمدی
203- احمدی
204-رستم خدابخشی
205-علی شکیبایی
206-حمید رضا رامین
207-جعفر قلی زاده
208-آزارشی
209-رامین حسین پور
210-حسین حیدری
211-مریم دانشی
212-علی مهدی زاده
213-حیدر علی زاده
214-آدی شیرین مبشری
215-اصغری
216-جوان
217-لاله جهان زاده
218-حسین پور احمد
219-اکبرحسینزاده
220-مهدی تاریوردی
221-محمد ضیائی
222- جعفر فرضی
223-مهدی غریبیان
224-داود هاشم پور
225-علیرضا فرخ باروقی
226 ابراهیم زینالی
227-اختای اقدمی
228-امین فضلی
229-علیرضا بابائی
230-حامد وطن جو
231- جعفر امانی
232-زهرا عبدی
233-نسرین عطری
234- آمنه اصغری
235-نسا قهرمان زاده
236-جباری
237-پیام خوش کنار
238-مهری حاجی آقا پور
239-یاشار قاراداغی
240-بهنام لطفی
241-حسن حسنی
242- عباس پور
243-توحید سلیمانی
244-حاجی پور
245-پاکدل
246- رحیمی
247-محمد تیموری
248-هادی علیزاده
249-هادی زمانی
250-امیری
251-اسکوئی
252- پیمان احمد پور
253-حامد حقیقی
254-حمید سیفی
255-هادی نقی زاده
256-شاهرخ فریدوند
257-سینا حاکزاد
258- رحیمی
259-رادمهر
260-یاشار پیری
261-غلامی
اسامی امضا کنندگان: http://imza.blogfa.com/

Wednesday, December 17, 2008

دکتر عليرضا نظمي خانيم شهناز غلامي باره ده آ.ب.ش سئناتورو هيلاري کلينتون-آ مکتوب گؤندريب



دکتر عليرضا نظمي خانيم شهناز غلامي باره ده آ.ب.ش سئناتورو هيلاري کلينتون-آ مکتوب گؤندريب

۱۵ دسامبر ۲۰۰۸
گونئي آذربايجان ديپلوماتيک کوميسياسي
کاليفورنيا - آ.ب.ش

چوخ سايقيلي سئناتور هيلاري کلينتون
آمئريکا بيرلشيک شتاتلاري، واشينقتون دي.سي

حؤرمتلي سئناتور کلينتون،

من بو مکتوبو سيزه آ.ب.ش سئناتورو اولدوغؤونوز اوچون يازيرام، اونا گؤره دئييلدير کي هوکومتين باش کاتيبي سئچيليبسيز، و يا ان باجاريقلي بيرينجي خانيمسيز. من بو مکتوبو يازيرام چونکو سيز بير خانيمسيز، بير آناسيز، و هاقسيزليقلارين اؤنونده موباريزه آپاريرسيز، و يانليشلارلا ساواشيرسيز. بونلار، سيزي مسئولييت حيسي داشييان بير اينسان ياپماقداديرلار.

سئناتور کلينتون، داها اؤنجه آچيقلاديغيم کيمي، بير ژورناليست، بير قادين، بير آنا، و مسئولييت حيسي داشييان بير ايران مئديا اؤيه سي، شهناز غلامي ۲۰۰۸-اينجي ايل نوامبر آيينين ۹-اوندا توتولوب و او زاماندان بري حبس ائديليبدير.

خانيم غلامي هئچ بير سوچ ايشله مه ييب، حتّی ايسلام جمهوريسي قانونلارينا گؤره ده. بير نئچه آي اؤنجه، بير آذربايجانلي اصيللي (ايراندا ان بؤيوک ائتنيک) اينسان هاقلاري فعاللي غلامرضا اماني آديندا٫ قارداشلارييلا بيرليکده يول قضاسيندا اؤلدورولوبلر. گئنيش شکيلده اينانم واردير کي او يول قضاسي ايسلام جمهوريسي طرفيندن حاضيرلانميشدير؛ يعني ايراندا آذربايجانليلارا قارشي اولونان ظولم و اونلارين سيويل و اينسان هاقلارين دانماغ اوچون ياپيلان، بيتمه يه ن ترور اوپئراسييالاريندان بيريدير. خانيم غلامي، مسئولييتلي بير ژورناليست اولاراق، بو قضا باره سينده آراشديرما ياپماغي اؤنرميشدير. بو، اونون حبس اولونماسينا ندن اولموشدور. او هله ده زينداندادير، وثيقه سيز، موحاکيمه آرزوسوندا، و وکيل توتماغ حاقي اولمادان.

سئناتور کلينتون، تروريسمين ان چيرکين شکلي اودور کي بير رئژيم اؤز وطنداشلارينا قارشي چاليشسين. ايسلام جمهوريسي “بيلينن بير ايرقچي پرسيان/آريان، شيعه ترورچو قوروم” اؤلکه نين فارس (پرسيان) اولمايان ۷۰٪-نه آيري-سئچکيليک تحميل ائتمکده دير. جمهورينين ايرقچي و ترورچو رئژيمي دونياني اؤزلري نين اتم پروقراملارييلا مشقول ائده رک، عئيني زاماندا قبول اولونامايان ميللي تميزله مه جينايتلري و اينسان هاقلاري دانيلمالارين فارس اولمايان ايرانليلارا ائتمکده دير. خانيم غلامي نين حبس اولونماسي بو توتاليتئر و بوغوجو پان-آريان دوکتورينانين گؤسترگه سيدير.

بير آمئريکالي اينسان هاقلاري چاليشقاني اولاراق، گونئي آذربايجان ديپلوماتيک کوميسياسي طرفيندن، و “شهناز غلامي-ني مودافيه کوميته سي”ني هيمايت ائتمک آماجييلا، و هر ندن اوستون، اينسانليق توپلومونون بير اؤيه سي اولاراق، من سيزين ديقتينيزي بو هاقسيزليغا جلب ائديب و سيزين سسينيزي شهناز غلامي-ني مودافيه و اونون اؤزگورلوگو اوچون ايسته ييرم.

تانري سيزي قوروسون، تانري اؤزگورلوگو قوروسون

سايقيلارلا
عليرضا نظمي
گونئي آذربايجان ديپلوماتيک کوميسياسي
(باي بک اوچون اينگيليسجه دن چئوريليبدير)

Wednesday, December 10, 2008

بيانيه ۵۰۰ فعال مدنی، سیاسی، اجتماعی، دانشجویی و زنان در اعتراض به بازداشت گسترده فعالین مدنی ترک



بيانيه ۵۰۰ فعال مدنی، سیاسی، اجتماعی، دانشجویی و زنان در اعتراض به بازداشت گسترده فعالین مدنی ترک

در هفته ها و ماههای گذشته حجم برخورد با فعالین هویت طلب ترک به طرز نگران کننده ای افزایش یافته است. بازداشت دهها نفر از فعالین دانشجویی و فعالین شناخته شده آذربایجانی در ماههای اخیر و صدور احکام سنگین قضایی برای فعالین هویت طلب ترک به گونه ای است که بیم شکل گیری پروژه جدیدی برای سرکوب جنبش مدنی آذربایجان که در پی احقاق حقوق مردم آذربایجان است را در ذهنها تداعی می کند.

پس از بازداشت تعداد زیادی از فعالین دانشجوی هویت طلب و همچنین بازداشت تعداد زیادی از فعالین مدنی ترک در مراسم افطاری در تهران ، اخیرا در تهران عبدالله عباسی جوان از اساتید دانشگاه و حسین حسینی دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشکده رازی اردبیل در مراسم یادبود سردار مشروطیت دستگیر شده اند (این در حالیست که طبق ماده ی ۲۰ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد) که تاکنون هیچ نهاد امنیتی و قضایی در رابطه با بازداشت آنها پاسخی موجهی ارائه نداده است.

محمدرضا لوایی از شاعران نام آشنا از مقابل منزلش ربوده شده است.همچنین خانم شهناز غلامی از مدافعان حقوق زنان در تبریز و فیروز یوسفی از افسران نیروی زمینی ارتش در شهر کرج و …نیز در وضعیت نامعلومی به سر می برند.

آنچه باعث تاسف می شود اینست که اکثر بازداشت شدگان اخیر را فعالین مدنی آذربایجانی تشکیل می دهند که با استفاده از شیوه های مسالمت آمیز به بیان دیدگاه ها و افکار خود پرداخته و در چارچوب قوانین داخلی و منشورهای بین المللی حقوق بشر، فعالیت کرده اند.

لذا ما امضا کنندگان زیر ضمن اظهار تاسف از چنین رویکردی در مواجه با فعالین مدنی آذربایجان، خواستار پایان بخشیدن به دستگیریهای پی در پی فعالین مدنی آذربایجان بوده و آزادی سریع بازداشت شدگان فوق را خواستاریم.

اسامی امضا کنندگان:

آذر محبی
آتوسا کیانی
آذرخش صادق زاده
آراز تبریزلی
آراز دانشور
آراز دنیزلی
آراز علیزاده
آراز قره باغلی
آرزو حسینی
آرزو کاظمی
آرش اقبالی
آرش نصیری
آزاد حاجی آقایی
آزاده خسروشاهی
آغری قاراداغلی
آلپای سوی تورک
آلتای جعفری
آلتای حیدری
آلتای کارامئشه
آلماز ممداووا
آیت شاهلو
آیت مهرعلی بیگلو
آیتاش فیاضی
آیدا امیر هاشمی
آیدا باقیرووا
آیدین انگوتی
آیدین تبریزی
آیناز گیچلوبای بک
ائلدار فانی
ائلدنیز قودیلی
ابراهیم احمد یونس
ابراهیم جعفریان
ابراهیم حبیب پور
ابراهیم رشیدی (ساوالان)
ابراهیم قلی زاده
ابولفضل علیزاده
اثیر کاظم بشار
احرام صفری
احمد حکیمی پور
احمد روناسی
احمد طوقی
احمد کاظمی زاده
احمد منصوری
ارشد یداللهی
اسماعیل جهانی
اسمیرا تورحیده
اشکان دهقان
افروز حبیبی
افشین رضازاده
افضل اسد پور
اکبر پاشایی
اکبر خسروشاهی
اکرم پرنیا
اکرم دانشور
اکرم نیکبخت
الناز انصاری
الناز محمدی فر
الهه پور ناصر
الهه پورآقایی
امید تبریزلی
امید حائری
امیر پور حسن
امیر حسنلوبای بک
امیر فرازمند
امیر یعقوبی
انصافعلی هدایت
اوختای دمیرچی
ایوب نعیمی
بابک بخت آور
بختیار دهقان پور
بلال مراد ویسی
بهرام فیاضی
بهروز فرخی
بهروز مشایخی
بهزاد بیگلو
بهمن تقی پور
بهمن نیرومند
بهناز حسنلی
بهناز شکاریار
بهنام ربیع زاده
پرتو نوری علا
پروانه حسنی
پروانه زمانی
پروین اردشیرزاده
پروین اردلان
پروین دهقانی
پروین ذبیحی
پری معلم
پریسا افضلی
پریسا بابایی فرد
تئلناز نعمتی
تایماز صمدی
تایماز نظمی
ترانه رضایی منش
تکین ماهارلی
توحید آقاجری
تورکش آوشارلی
توکل غنی لوبای بک
تهمینه پارسا
جعفر خدایی
جعفر فرضی
جمشید آیین دار
جمشید شیخی
جواد صفوی
جواد ناصری
جواد وصالی
چنگیز بخت آور
حافظ زمانی
حامد رمضانی
حامد یگانه پور
حبیب دهقان
حبیب شوکتی نیا
حبیب فرحزادی
حبیب قره گوزلو
حجت منتظری
حجت هاشمیان
حسن اسدی زیدآبادی
حسن جعفری
حسن چاوشي
حسن رحیمی
حسن شریعتمداری
حسن صفرپور
حسن فرهنگی
حسن کاظم زاده
حسین حیدری
حسین رجایی
حسین سبحان اللهی
حسین شریفی
حسین فرجی
حمید اکبر زاده
حمید سعیدلوبای بک
حمید علیزاده
حیدر ابراهیمی
خدیجه مقدم
داریوش آشوری
داود عظیم زاده
دلارا افندیوا
دنیز اسدی
دنیز تبریزلی
دومان فیاضی
دیبا خادم
راحله حسینی
راحله فلاحی
رحمان کریمی
رحیم جانعلی
رحیم عباسی
رحیم فرنگی
رشید محمدی
رضا عباسی
رضا محمدی
رضوان بیات
رضوان مقدم
شهلا انتصاری
حمید بی ازار
رضی جعفر زاده
یاسمین فرزانجو
رضوانه فلاحتی
رفعت ایرانی
رقیه رضایی
رمضان جهانخواه
رویا عبداللی
زارا امجدیان
زهرا بنی اسدی
زهرا تابش
زهرا نادری
زهراحسینی
زهره تقوی
زیبا رشیدپوربای بک
زینب پیغمبرزاده
زینب نوری عصری
ژیلا بنی یعقوب
سئویل اسدالهی
سئویل سلمانی
سئویل عیوض پور
سارا اسمی زاده
سارا پناهیان
سارا ضرابی
ساسان آقایی
ساسان تولایی
سامان رسول پور
شلیر مامندی
کاوه قاسمی کرمانشاهی
امید بیگ زاده
اجلال قوامی
آسو صالح
لیلا حسن پور
محمد ایزدی
آرش دکلان
نارین محمدی
فاروق سامانی
سارو خلیقی
سامان محمدی
سانبوران ایگیدی
سحر جعفری
سحر رضازاده
سحر صنیعی
سحر علایی
سحر مرادپوربای بک
سریه اردبیللی
سعادت بنانیارلی
سعادت رستم یارلی
سعید جعفری
سعید جلالی فر
سعید قوجامانلی
سعید کلانکی
سعید نادری
سعید نعیمی
سعید همتی
سعیده اسلامی
سعیده قوجامانلی
سلماز مقدم
سلیم نوری زاده
سلیمان اوغلو
سما گوزلی
سمانه آقاجانی
سمیرا بهشتی
سمیرا حاجی زاده
سمیرا شریفی
سمیرا صنوبر
سمیه جوادی
سوسن روزبهانی
سوسن معلم
سولماز اسدی
سولماز همت بلند
سولماز همتی
سونا فرجزاده
سیامک قره گوزلو
سیاوش پاشاپور
سیاوش صادقی
سیاوش فرجی
سید حیدر بیات
سید رسول سمیعی نژاد
سیروس حنیفه زاده
سیما شفق
سیما علیزاده
سیما فرجی
شاهین استاجلوبای بک
شاهین شکارچی
شاهین هلالی خیاوی
شایان شیرازپور
شبنم طلائیان
شروین بهبودی
شروین رجبی
شمس خادم
شوکت عیوضی
شهاب محمدیان
شهرام تهرانی
شهرام حقی
شهرام دهخدا
شهرام رهنما
شهروز حقی
شهره جعفری
شهین عیوضی
شیما اکبری
شیما حبیب پور
شیوا علایی
شیوا نوری
صادق شیردل
صبا یاری
صدیقه عدالتی
صدیقه مقدم
صمد سرابی
صمد قاسمی
صمد کاظمی
صمد نیکروان
صنم غلامی
صنم نادری
طاهر قره داغلی
طرلان پور ولی
طلعت جوانمردبای بک
طلعت سعید پور
طلعت شاه حسینی
طهماسب مستقیمی
طیب میرقاسم اوو
طیبه پور مراد
عبدالعزیز مولودی
عبدالله امیر هاشمی
عبدالله مومنی
عرفان کیانی
عزت ابراهیمیان
عطیه طاهری
عظیم ناصری
علی آریانا
علی افشاری
علی پور نقوی
علی جمالی
علی چاوشي
علی حسینی
علی رحیمیان
علی سلیمانی
علی علیپور
علی فتوتی
علی قره داغی
علی کدخدامنش
علی کلائی
علی محجوبی
علی محمدی
علی ملیحی
علی میراب زاده
علی وحیدی
علیرضا حائری اردکانی
علیرضا حقی
علیرضا شاملی
علیرضا صرافی
علیرضا عباسی
علیرضا فخربای بک
عنتیقا قوربان اووا
عیسی زمانی
عیوض بیات
فاطمه انصاری
فاطمه بنی اسدی
فاطمه دهقانیان
فاطمه گوارایی
فاطمه مقدم
فرانک جهانخواه
فرانک فرید
منوچهر فرید
هما کاویانی
فراز یکی تا
فرزاد صمدلی
فرشته شیرازی
زهرا ذولفعلی زاده
اختر شیر محمدی
فرود سیاوش پور
فرهاد عزیزی
فرهاد مقنی
فریده مقدم
فضائل عزیزان
فیروز صاحبی
فیروزه حاجی زاده
قاسم اردبیلی
قاسم محمد پور
کادیر ییلمازبای بک
کاظم حیدری
کاظم علمداری
کامران روزبه
کاوه رضایی
کاوه صبحی
لیلا کامرانی
محمد برزگر
آرش والامنش
احمد قره باغی
کاوه قاسمی کرمانشاهی
کبری کریمی
کریم جعفری
کریم حسینی
کریم خواجه وند
کریم رضایی
کریم شامبیاتی
کریم کاظمی پور
کریم مستقیمی
کوروش عزیزی
کوهزاد اسماعیلی
کوهیار گودرزی
کیارش وجودی
گلاله بهرامی
گلی مرادی
گیتی علایی
لطیف نایبی
لیلا بهبهانی
لیلا مرادی
مارال معدنچی
ماندانا افشاری
ماندانا رضازاده
مته تورک سوی
مجید پژوهفام
مجید خوب نسب
مجید عیوضی
مجید نوری
محبوبه حائری زاده
محبوبه رحیمیان
محبوبه کرمی
محرم پور صابر
محسن سجادی
محسن معصومی
محسن نژادبای بک
محمد ابراهیمی
محمد صادقی
محمد قائم مقام
محمد نبی زاده
محمد ولد بیگی
محمدرضا احمديزاده
محمدعلی سعیدلو
محمدعلی صمیمی
محمود رضا مقدم شاد
محمود سعید زاده
محمود مقدم
شهلا زمانی
حمید علی محمدی
گیسو خوشه چین
محمود یاری
مرتضی تقی نژاد
مرتضی جوادی
مرتضی کرمی
مرضیه اکبری
مرضیه صدری
مریم افشاری
مریم علیزاده
مریم منوربای بک
مریم میکاییلی
مسعود بهار دوست
مسعود کرمی
مسعود هارای
مصیب عیوضی
معصومه رحیم زاده
معصومه لقمانی
معصومه میراب زاده
معصومه نوروزی
مناف سببی
منیره حاجی
موسی ساکت
مولود شمسی
مونا اسدزاده
مهدی خداوردی
مهدی محمدی
مهدی نعیمی
مهدی نوری زاده
مهدی یوسفی
مهدیه نوری زاده
مهران اسدی
مهران بهاری
مهران وصالی
مهرداد حمزه
مهرداد مشایخی
مهری رنجبر
مهریه نوری زاده
مهشید جوانمرد
مهین سلمانی
میکاییل کاظم زاده
مینو مرتاضی لنگرودی
نازنین فرزانجوبای بک
ناصر مرقاتی
ناصر یداللهی
ناهید جعفری
ناهید کیانی
نجات بهرامی
نسرین اسدزاده
نسرین فرهمند
نسیم اله یاری
نسیم مهدوی
نصیر شکری
نعیم محمدیان
نگین رحمتی
نگین فیروزه ای
نوشابا صادیخلی
نوشابا ممداووا
نوشین یداللهی
نوللا جعفر اوغلو
نوید حسینی
نوید محبی
نیره توحیدی
نیما مرادی
وبدا دهقان یزدی
وجیهه فکور
وجیهه مقدم
وحدت برزگر
وحید جانعلی
وحید عیوضی
وحید نادری
وحید نیکزادی
وهاب انصاری
وهاب دوستی دوکشکانی
ویدا رسولی
هاجر کبیری
هادی حمیدی شفیق
هاشم بیلگین
هایده تابش
هایده جعفرپوربای بک
هدایت کاظمی
یاسر زعفری
یاسر سعیدی
یاسر مراد زاده
یاسمن حمیدی
یاسمن قویدل
یاشار برزگری
یاشار حکاک پور
یاشار مقبلی
یاشار نادری
یاشار یوسفی
یاور خسروشاهی
یوسف اکبری
یوسف رحیمی
یوسف ذوالقدری
یونس بنی اسدی
یونس زارعیون
یونس شاملی

Saturday, November 29, 2008

hemid valayinin vekiller ocagina yazdigi mektub

Selam ve yorulmayin

"Hemid bey valayinin tebrizin vekiller ocaginin bashchisina yazdigi mektub"
bu mektub 2 dilde (azerbaycan turkcesinde ve ingilis dilinde) size gonderilir

Lutfen yayilmasinda yardimchil olun

Hemid bey valayi ichun acilan weblogin chalisqanlari

www.hamid-valayi.blogfa.com
vakil.az@gmail.com (turkcə ve ingilisce)

حمید والائی، )آذربايجانلي میللی چالیشقان) طرفيندن

شرقي آذربایجان حوقوقشوناسلار آسسوسياسيياسي نين اينسان حوقوقلاري اوزره کوميسسيياسي نين عاليجناب باشچيسينا آچيق مکتوبو

حمید بی والائی اوچون آچیلان وئبلاگین چالیشانلاری طرفیندن

www.hamid-valayi.blogfa.com
vakil.az@gmail.com

Həmid Valai, Azərbaycanlı Aktivist tərəfindən

Şərqı (doğu) ) Azərbaycan Hüquqşünaslar Assosiasiyasının İnsan Hüquqları Üzrə Komissiyasının alicənab Başçısına açıq Məktubu

hemid bey ichun achilan weblogin chalishanlari terefinden

www.hamid-valayi.blogfa.com
vakil.az@gmail.com

Məktub: (AZ-latincə)

Şərqı (doğu) Azərbaycan hüquqşünaslar (vəkillər )ocağının

İnsan hüquqları komissiyasının hörmətli başqani

Salamlar

Hörmətlə. Mən "Həmid Valayi" ,hüquqşünas və doğu Azərbaycan hüqüqşünaslar ocağının sinağindan(imtahanindan) qəbul olmuş (2007-ci ildə) Təbriz xüsusi xidmət orqanları (təhlukəsızlik orqanlari) məmurlarının məni o idriyə təslim etmələri üzrə ayiləmə şifahi hədələmə və çağırmalar nəticəsində 13 iyul 2008-də özümü Təbriz həbsxanasının 37.ci otağına (xüsusi xidmət orqanlarının xəbər alma şöbəsinə bağlı) özümü tanıtdırdım . və heş bir ittiham irəli sürmədən və yazılı cəlb sənədi və saxlama əmri göstərilmədən qeyri- qanuni şəkildə saxlanıldım. xüsusi xidmət orqanının həbsxanasında qeyri- qanuni şəkildə həbs olduğum 13- gün müşayiət olunan ağır istintaqa məruz qaldım, və nəhayətdə müstəntiq tərəfindən işkəncə edildim, belə ki bir sıra dişlərim sindi, diş ətlərimdə şişmə və qanama baş verdi və sağ qıçım və başım zədələndi. Həmçinin (habelə) işkəncə sirasinda neçə dəfə bayıldım və indi də başgicəlmə və ağır baş ağırılarim var.

Bu işkəncədən sonra həkim və ədli təbibə göndərilməmi istədim, bu istək də rədd edildi. Təbriz həbsxanasına götürüldüyümdən sonra məhkəmə heyəti o cümlədən dosyamın müstəntiqi ilə məni ixtisaslaşdırılmış müalicə və ədli tibbə(işkəncənin təsirinin təsbiti üçün) göndərilməyim üzrə yazışmalarım oldu ,ki ona da müsbət yanaşılmadı.

Vəsiqə ilə həbsxanadan buraxılmağımın ardınca özüm və ailəmin dirənməsi ilə neçə gündən sonra mənim xüsusi xidmət orqanı əleyhinə cinayət işi qaldırmağım (işkəncə üçün) və ədli tibbə göndərilmayim ilə razılaşdılar.

Deməliyəm, mən şərqi Azərbaycan hüqüq şunaslar ocağının imtahanından qəbul olmağıma rəğmən, qanuni mərhəlarin keçilməsindən sonra lisenziya (vəkillik lisenzi) vermə mərhələsində 2008 may ayında Tabriz ETTELAAT İdarəsi tərəfindən qeyri- qanuni şəkildə (cəza sicilim təmiz olmasına rəğmən) səlahiyyatim rəd edildi və bu rəd məktubunun hüquqşünaslar ocağına göndərilməsi ilə ocağın idarə heyəti mənim vəkillik lisenziyamı verməkdən imtina etdi.

Xatırladılmalıdır ki ocağın ETTELAAT İdarəsindən şəhadətnamə tələb etməsi və o İdarənin qərarını icra etməsi ocağın istiqlalina ziddir.eyni zamanda bir maddə yoxdur ki ETTELAAT İdarəsi ona istinadən lisenziya verilməsinin qarşısını alıb və ocağın istiqlalına zərər verə. Və belə bir fərman da əlsa (əlbətdə gizli) büsbütün qeyri- qanunidir və qanuni əsəri yoxdur.

Mən fəxr edirəm ki hüquqi və mədəni yollardan güney Azarbaycan xalqına qarşi olan ədalətsizlik və ayrı – seçkiliyi aradan qaldırmaq üçün çalışıram. Olsun ki bir paraları bu dirənişə dözənməyib, həbs , işkəncə və "hökümət əleyhinə təbliğ" kimi ittihamlarla bu ədalətxahlığı ortadan qaldırmağa çalışırlar Azarbaycan xalqının tapdanılmiş haqqlarını tanıdıb bərpası üzrə fəaliyyət hökümət əleyhinə təbliğ ittihami ilə müqayisə olunub məhkum edilə bilməz. Bu ayrı seçkiliyin ifşası uğrundə dirənmə və mübarizə xəyanət sayılmaz. əksinə hər azad insanın vicdanı bu ayrı seçkilər və zülmlərdən əzab gələr qalsın bir adam ki, bu ayrı seçkiliyə qarşı bir mübarizə mərhələsinə girib ki, ədalət prənsiplərinə bağlılıq , insan şərəfi və tapdanmış hüquqlarından müdafiə fəaliyyətin gərəyi sayılır.

ədalət icrası üçün işlərimin doğruluğuna elə inanıram ki, bir paraları səlahiyyətimi rəd edib vəkilliyimin qarşısına keçmək ilə bilmirlər ki mən vəkilliyimin lisenziyamı almadan öncə ədalətin icrasına and içmişəm. Bir and içməki sinfi and içməkdən daha üstündür və insan şərəfi, vicdan məhkəməsinə inanc və ədalətxah amaclarım onun dayağıdır.

Bu üzdən, mən şəxsi, vətəndaşlıq və qanuni həqqlarımın bərpası üçün səlahiyyətli yerlərə etirazımı bildirdiyimi diqqətə alaraq və özümün və vəkilimin (cənab nəqi Məhmudi) hüquqa tanışlığım və ixtisasımı diqqətə alaraq hörmətli komissiyadan istəyirəm bəşər haqları müdafiə orqanlarından biri olaraq öz hüqüqi himayətlərinizlə mənim qanuni və insani haqqlarımdan müdafiə edin.



mənim komissiyadan gözlədiyim:

1- İttiham dosya prosesini izləmək və "hökümət əleyhinə fəaliyyət" ittihamı üçün mənim haqqlarımdan hər tərəfli müdafiə və təqibsizlik qərarı çıxartmaq.

2- ETTELAAT İdarəsi əleyhinə qeyri- qanuni həbs və işkəncə xüsusunda açdığım şikayət dosyasının prosesini izləmək.

3- Şərqi (doğu) Azarbaycan vəkillər ocağı ilə ETTELAAT İdarəsinin qeyri- qanuni qərarları qarşısında qanuna uyğun hərəkət etməsi mövzusunda məsləhətləşmə və o fərmanın ibtalı və lisenziyamın verilməsi ilə razılaşmaq.

Hörmətlə

Həmid Valayi





Surətlər:

Məhkəmə hakimiyyətinin Başçısının ofisinə (Ayatolla şhahrudi)

Iran Prezident vəzifəsi (Cənab Əhmədi Necad)

Beynəlxalq Vəkillər ocağı

Vəkillərin Beynəlxalq Evinin Hüquqi (Qanuni) İnstitutu

İşgəncənin Qabağını alması üçün Birləşmiş Millətlər Təşkilatı Komitəsi

İşgəncəyə qarşı Beynəlxalq İnstitut

Beynəlxalq Amnistiya

İnsan Hüquqlarını, "Cəbhə xəttini (Sərhəd boyunu)" Müdafiə etmək üçün Təşkilat

İnsan Hüquqları üçün Ali Komissarın BMT Ofisi

İnsan hüquqlarına nəzarət

İnsan Hüquqlarının avropa Məhkəməsi

Beynəlxalq QƏLƏM Təşkilatı





Məktub: (AZ-ərəbcə)عربجه

شرقي (دوغو) آذربايجان حوقوقشوناسلار (وکیل­لر ) اوجاغي نين

اينسان حوقوقلاري کوميسسيياسي نين حؤرمتلي باشقاني

سالاملار

حؤرمتله. من " حمید والايي " ،حوقوقشوناس و دوغو آذربايجان حوقوقشوناسلار اوجاغي نين سيناغيندان (ايمتاحانيندان) قبول اولموش (2007-جي ايلد) تبريز خوصوصي خيدمت اورقانلاري (تهلوکه­سيزليک اورقانلاري) مأمورلاري نين مني او ايداره یه تسليم ائتمه لري اوزره عاییله مه شيفاهي هدله مه و چاغيرمالار نتيجه سينده 13 اييول 2008-ده اؤزومو تبريز حبسخاناسي نين 37.جي اوتاغينا (خوصوصی خيدمت اورقانلاري نين خبر آلما شعبه سينه باغلي) اؤزومو تانيتديرديم . و هئچ بير ايتتيهام ايره لي سورمه دن و يازيلي جلب سنه دي و ساخلاما امري گؤستريلمه دن غئيري- قانوني شکيلده ساخلانيلديم. خوصوصي خيدمت اورقاني نين حبسخاناسيندا غئيري- قانوني شکيلده حبس اولدوغوم 13- گون موشاييعت اولونان آغير ايستينطاقا معروض قالديم، و نهايتده موستنطيق طرفيندن ايشکنجه ائديلديم، بئله کي بير سيرا ديشلريم سيندي، ديش اتلريمده شيشمه و قاناما باش وئردي و ساغ قيچيم و باشيم زدلندي. همچنین (هابئله) ايشکنجه سيراسيندا نئچه دفعه باييلديم و ايندي ده باش گيجلمه و آغير باش آغيريلاريم وار.

بو ايشکنجه دن سونرا حکيم و عدلی طبیبه (پزشکی قانونی) گؤندريلمه مي ايسته ديم، بو ايستک ده رد ائديلدي. تبريز حبسخاناسينا گؤتورولدويومدن سونرا محکمه هئيتي او جومله دن دوسيه­مين موستنطيقي ايله مني ايختيصاصلاشديريلميش موعاليجه و عدلی طبیبه (ايشکنجه نين تاثيري نين تثبيتي اوچون) گؤندريلمگيم اوزره يازيشمالاريم اولدو ،کي اونا دا موثبت ياناشيلمادي.

وثيقه ايله حبسخانادان بوراخيلماغيمين آردينجا اؤزوم و عاييله­مين ديرنمه سي ايله نئچه گوندن سونرا منيم خوصوصي خيدمت اورقاني عليه­اينه (قارشی سینا) جينايت ايشي قالديرماغيم (ايشکنجه اوچون) و عدلي طبیبه گؤندريلمه ييم ايله راضيلاشديلار.

دئمه لييم، من شرقي آذربايجان حوقوق شوناسلار اوجاغي نين ايمتاحانيندان قبول اولماغيما رغمن، قانوني مرحله لرين کئچيلمه سيندن سونرا ليسئنزييا (وکیل لیک ليسئنزي) وئرمه مرحله سينده 2008 ماي آييندا تبریز اطلاعات ايداره سي طرفيندن غئيري- قانوني شکيلده (جزا سيجيليم تميز اولماسينا رغمن) صلاحيتيم رد ائديلدي و بو رد مکتوبونون حوقوقشوناسلار اوجاغينا گؤندريلمه سي ايله اوجاغين ايداره هئيتي منيم وکيلليک ليسئنزييامي وئرمکدن ايمتيناع ائتدي.

خاتيلاديلماليدير کي اوجاغين اطلاعات ايداره سيندن شهادتنامه طلب ائتمه سي و او ايداره نين قراريني ايجرا ائتمه سي اوجاغين ايستيقلالينا ضيدير. عئيني زاماندا بير ماده يوخدور کي اطلاعات ايداره سي اونا ايستينادن ليسئنزييا وئريلمه سي نين قارشيسيني آليب و اوجاغين ايستيقلالينا ضرر وئره. و بئله بير فرمان دا اولسا (البتده گيزلي) بوسبوتون غئيري- قانوني دير و قانوني اثري يوخدور.

من فخر ائديرم کي حوقوقي و مدني يوللاردان گونئي آذربايجان خالقينا (میلتینه) قارشي اولان عدالتسيزليک و آيري - سئچکيليگي آرادان قالديرماق اوچون چاليشيرام. اولسون کي بير پارالاري بو ديره نيشه دؤزنمه ييب، حبس ، ايشکنجه و " حؤکومت علئيه اينه تبليغ " کيمي ايتتيهاملارلا بو عدالتخاه ليغي اورتادان قالديرماغا چاليشيرلار آذربايجان خالقي نين تاپدانيلميش حاقلاريني تانيديب برپاسي اوزره فعاليت "حؤکومت علئيه اينه تبليغ" ايتتيهامي ايله موقاييسه اولونوب محکوم ائديله بيلمز. بو آيري سئچکيليگين ايفشاسي اوغرونده ديرنمه و موباريزه خيانت ساييلماز. عکسينه هر آزاد اينسانين ويجداني بو آيري سئچکيلر و ظولملردن عذاب گلر، قالسين بير آدام کي، بو آيري سئچکيلييه قارشي بير موباريزه مرحله سينه گيريب کي، عدالت پرنسيپلرينه باغليليق ، اينسان شرفي و تاپدانميش حوقوقلاريندان مودافيعه فعاليتين گره­کي ساييلير.

عدالت ايجراسي اوچون ايشلريمين دوغرولوغونا ائله اينانيرام کي، بير پارالاري صلاحيتيمي رد ائديب وکيل­ليگيمين قارشيسينا کئچمک ايله بيلميرلر کي من وکيلليگيمين ليسئنزييامي آلمادان اؤنجه عدالتين ايجراسينا آند ايچميشم. بير آند ايچمه کي صينفي آند ايچمکدن داها اوستوندور و اينسان شرفي، ويجدان محکمه سينه اينانج و عدالتخواه آماجلاريم اونون داياغيدير.

بو اوزدن، من شخصي، وطنداشليق و قانوني حق لریمین برپاسي اوچون صلاحيتلي يئرلره اعتيراضيمي بيلديرديگيمي ديقته آلاراق و اؤزومون و وکيلي­مين (جناب نقي محمودي) حوقوقا تانيشليغيم و ايختيصاصيمي ديقته آلاراق حؤرمتلي کوميسسييادان ايسته ييرم بشر حاقلاري مودافيعه اورقانلاريندان بيري اولاراق اؤز حوقوقي حيمايتلرينيزله منيم قانوني و اينساني حاقلاريمدان مودافيعه ائدين.



منيم کوميسسييادان گؤزله ديگيم:

1- ايتيهام دوسيا پروسئسيني ايزله مک و " حؤکومت علئيه اينه فعاليت " ايتتيهامي اوچون منيم حاقلاريمدان هر طرفلي مودافيعه و تعقيبسيزليک قراري چيخارتماق.

2- اطلاعات ايداره سي علئيه اينه غئيري- قانوني حبس و ايشکنجه خوصوصوندا آچديغيم شيکايت دوسياسي نين پروسئسيني ايزله مک.

3- شرقي (دوغو) آذربايجان وکيللر اوجاغي ايله اطلاعات ايداره سي نين غئيري- قانوني قرارلاري قارشيسيندا قانونا اويغون حرکت ائتمه سي مؤوضوسوندا مصلحت­لشمه و او فرمانين ايبطالي و ليسئنزييامين وئريلمه سي ايله راضيلاشماق.

حؤرمتله

حمید والايي



صورتلر:

محکمه حاکيميتي نين باشچيسي نين اوفيسينه (آیت الله شاهرودی)

ايران پرئزيدئنت وظيفه سي (جناب احمدي نژاد)

بين الخالق وکيللر اوجاغي

وکيللرين بين الخالق ائوي نين حوقوقي (قانوني) اينستيتوتو

ايشگنجه نين قاباغيني آلماسي اوچون بيرلشميش ميلتلر تشکيلاتي کوميته سي

ايشگنجه يه قارشي بين الخالق اينستيتوت

بين الخالق آمنيستييا

اينسان حوقوقلاريني، " جبهه خطيني (سرهد بويونو) " مودافيعه ائتمک اوچون تشکيلات

اينسان حوقوقلاري اوچون عالي کوميسسارين بمت اوفيسي

اينسان حوقوقلارينا نیظارت

اينسان حوقوقلاري نين آوروپا محکمه سي

بين الخالق قلم تشکيلاتي







Azarbaijani Activist Campaigns for His Civic, Legal, and Personal Rights

Open Letter by Hamid Valai, Azerbaijani Activist

Letter text: (EN-ingiliscə)



In the Name of God

To the honorable Head of the Human Rights Commission of

the Eastern Azerbaijan Bar Association,



Greetings

I, Hamid Valai, graduate in judicial law, having passed the exam for the Eastern Azerbaijan Bar Association in 2007, respectfully submit that the Intelligence Office in Tabriz repeatedly summoned my family members and orally threatened them in order to force them to turn me in to that office. I turned myself in on July 15, 2008 to room number 37 (of the News Department of the Intelligence Office at the entrance to Tabriz Prison) and was thereupon taken into custody illegally without clarification of charges against me and without presentation of written subpoena or written arrest warrant.

During my 13-day illegal, solitary confinement in a detention cell of the Intelligence Office, I was subject to severe interrogation accompanied by mental pressure and was physically tortured by the interrogator so badly that some of my teeth are broken and my gums swollen and injured. I also sustained injuries to my right leg and head. I was beaten unconscious a number of times during the torture and I now suffer from dizziness and acute headaches. After the above mentioned torture I requested admittance to the legal medical clinic (Pezeshki-ye Qanuni) for medical treatment but my requests were denied.

After being transferred to Tabriz Prison I had some correspondence with the judicial authorities, including the interrogator of the (interrogator of the 4th Branch of the Public Court of Tabriz) concerning specialized medical treatment for myself and my transfer to the legal medical clinic (to file a record of the torture marks), but again all of the requests were simply brushed off.

Following their consent to my release from Tabriz Prison (on bail) after a few days, and as a result of the insistence of my family and myself, I was eventually allowed to file a suit against the Intelligence Office and present myself to the legal medical clinic.

It should be pointed out that last May (2008), despite my having passed the test for the Eastern Azarbaijan Bar Association, after I had gone through the legal procedure, and at the stage when my training license was to be issued, I was disqualified illegally by the Intelligence Office of Tabriz (without having any crime record or earlier penal convictions), and after the disqualification letter was sent by the above mentioned office to the Lawyers Bar of the East Azarbaijan Province (Tabriz), authorities at the Association refused to issue my lawyer's training license.

It should be noted here that the Association being required to submit to a review of award of certification by the Intelligence Office and fully complying with the decision made by the latter, contradicts the independence of the Lawyers Bar and is at odds with the law for obtaining a license to practice law. One cannot find any article according to which the Intelligence Office can summarily, and without legally acceptable evidence, prevent a license from being issued and question the independence of the Association. Should there be such an order it must be completely illegal and does not bear any legal validity.

I feel great pride in having attempted legally and in a civil manner to stop discrimination and injustice against the people of Azerbaijan, even though there may be people who cannot bear such resistance and try to quell this noble fight for justice through arrests, torture, and accusations of "campaigning against the regime." Public awareness drives and efforts to gain back the trampled rights of the people of Azerbaijan should, in no way, be confused with subversive, anti-government activities or "campaigning against the regime."

Perseverance in pointing out discrimination and fighting against it, cannot be considered a treacherous act. Any free human being's conscience will be troubled by discrimination and inequality, all the more so in the case of someone who, on his way toward justice in the fight against discrimination, arrives at a stage where he has to remain faithful to the principles of justice, human honor, and defense against the trampled rights of a people.

I have firm conviction in the correctness of my actions and that I am on the right path to justice. If certain individuals wish to prevent me from practicing law by disqualifying me, they should know that I have taken my oath to seek justice long before receiving my lawyer's license. This is an oath of much greater value than my professional oath and is based on the code of honor, justice, and belief in the court of human conscience.

Therefore, with regards to the fact that, in order to claim my individual, civil, and legal rights, I have brought my lawsuit and protest before the competent authorities and in view of my own (in addition to my lawyer, Mr. Naghi Mahmudi) specialty in, and familiarity with, the law and my personal involvement in the preparation of the lawsuit, I request this respected commission as an authority for defending human rights, to defend my legal and human rights through their legal support.

My expectations of the respected commission are as follows:

Following up on the development of the case of accusation by attempting to defend my rights from all aspects against the groundless accusation of campaigning against the regime, and attempting to obtain a court order stopping surveillance of me and the restoration of my reputation.
Following up on the development of my case against the illegal actions taken by the Intelligence Office concerning illegal detention and crimes committed by the interrogator in relation to tortures inflicted on me.
Appealing to the members of the Eastern Azerbaijan Bar Association (Tabriz) to convince them to legally oppose the illegal decision made by the Intelligence Office to disqualify me, and to cancel that order and also to approve my lawyers' training license.
With thanks,

Hamid Valai




Copies to:

Office of the Head of the Judiciary (Ayatollah Shahrudi)

Office of the President (Mr. Ahmadinejad)

International Lawyers Bar

The Legal Institute of the International House of Lawyers

The United Nations Committee for the Prevention of Torture

The International Institute against Torture

Amnesty International

The Organization for Defending Human Rights, "Frontline"

UN Office of High Commissioner for Human Rights

Human Rights Watch

European Court of Human Rights

PEN International





http://hamid-valayi.blogfa.com/post-45.aspx

Wednesday, November 12, 2008

نامه سرگشاده حمید والائی از تبریز: دندانهایم را شکستند و در حین شکنجه چندین بار بیهوش شدم

نامه سرگشاده حمید والائی از تبریز: دندانهایم را شکستند و در حین شکنجه چندین بار بیهوش شدم

میللی حرکت چهار شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷:
حمید ولایی از فعالین حقوق بشر در آزربایجان که از طرف اداره اطلاعات تبریز در آزمون کانون وکلای آزربایجان شرقی رد صلاحیت شده است، در نامه ای سرگشاده خواستار احقاق حقوق خود و رسیدگی به تخلفات صورت گرفته در زمان بازداشت وی شد.



شکنجه شده ام!
نامه حمید والایی به کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای استان آذربایجان شرقی




اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱٣٨۷ - ۱۱ نوامبر ۲۰۰٨



ریاست محترم کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای استان آذربایجان شرقی

با سلام
احتراماً اینجانب حمید والائی، دانش آموخته حقوق قضائی و قبول شده آزمون کانون وکلای آذربایجان شرقی (درسال ۱٣٨۶) پیرو احضارها و تهدیدهای شفاهی مامورین اداره اطلاعات تبریز علیه خانواده ام، مبنی بر تحویل بنده به آن اداره! در مورخه ۲۵ تیرماه جاری خود را به اتاق ٣۷ (مربوط به ستاد خبری اداره اطلاعات در ورودی زندان تبریز) معرفی نموده و بصورت غیرقانونی و بدون تفهیم اتهام و ارائه برگ احضار کتبی و دستور بازداشت کتبی، بازداشت شدم. در مدت ۱٣ روز بازداشت غیرقانونی در بازداشتگاه اداره اطلاعات - که در سلول انفرادی صورت گرفت - تحت بازجویی های شدید توأم با فشارهای روحی و روانی قرار گرفتم و نهایتاً از طرف بازجوی پرونده تحت شکنجه (ضرب و شتم) قرار گرفتم، بطوریکه تعدادی از دندانهایم شکسته و لثه هایم التهاب و خونریزی کرده و از ناحیه پای راست و سرم دچار آسیب شدم همچنین در حین شکنجه چندین بار بیهوش شدم و الان هم دچار سرگیجه و سردردهای شدید هستم. پس از شکنجه مذکور تقاضای پزشک معالج و معرفی به پزشکی قانونی را کردم که از عمل به این تقاضا نیز امتناع ورزیدند. بعد از انتقال به زندان تبریز مکاتباتی داشتم با مسئولین قضائی از جمله بازپرس پرونده (بازپرس شعبه ۴ دادسرای عمومی تبریز ) مبنی بر انتقال اینجانب جهت درمانهای تخصصی و معرفی به پزشکی قانونی (برای ثبت آثار شکنجه)، که باز هم ترتیب اثری به آنها داده نشد. بدنبال موافقت آنها با خروج اینجانب از زندان تبریز (با قرار وثیقه)، نهایتاً بعد از چندین روز ، در اثر پافشاری و اصرار خود و خانواده ام با شکایت بنده علیه اداره اطلاعات (در خصوص شکنجه) و معرفی به پزشکی قانونی موافقت گردید.
لازم به ذکر است اینجانب علیرغم قبولی در آزمون کانون وکلای آذربایجان شرقی، بعد از طی مراحل قانونی در مرحله صدور پروانه کارآموزی وکالت، در اردیبهشت ماه سال جاری (۱٣٨۷) از طرف اداره اطلاعات تبریز بصورت غیرقانونی (بدون اینکه سوء پیشینه و محکومیت کیفری داشته باشم) رد صلاحیت شده و به دنبال ارسال نامه رد صلاحیت از طرف اداره مذکور به کانون وکلای آذربایجان شرقی (تبریز)، مسئولین کانون از صدور پروانه کارآموزی وکالت به اینجانب ممانعت به عمل می آورند.
ذکر این نکته لازم است که استعلام کانون از اداره اطلاعات و لحاظ قاطع تصمیم اداره فوق منافی استقلال کانون وکلا بوده و با قانون اخذ پروانه وکالت دادگستری منافات داشته و در عین حال نمی توان ماده ای یافت که با استناد به آن، اداره اطلاعات بتواند به صورت قاطع و بدون ادله قانونی از صدور پروانه جلوگیری کرده و استقلال کانون را زیر سوال ببرد و اگر دستور یا بخشنامه ای نیز در این مورد (البته شاید به صورت پنهانی!) وجود داشته باشد کاملاً غیر قانونی بوده و فاقد اثر قانونی می باشد.
بنده افتخار این را دارم که از راه حقوقی و مدنی سعی در از بین رفتن تبعیضها و بی عدالتی ها علیه مردم آذربایجان را داشته ام هر چند که شاید عده ای تحمل این سرسختی ها را ندارند و با بازداشت، شکنجه و اتهاماتی همچون تبلیغ علیه نظام سعی در نابود کردن این عدالت خواهی راستین را دارند. فعالیت در زمینه شناساندن و بازستاندن حقوق پایمال شده مردم آذربایجان نمی تواند با اتهاماتی همچون تبلیغ علیه نظام مقایسه شده و محکوم شود. استقامت در شناسایی این تبعیض ها و مبارزه با آن نمی تواند خیانت تلقی گردد بلکه وجدان هر انسان آزاده ای از تبعیضها و اجحاف ها به درد می آید چه برسد به کسی که در راه اجرای عدالت و مبارزه با تبعیضها وارد مرحله ای می شود که لازمه فعالیت در این مرحله پایبند بودن به اصول عدالت، شرافت انسانی و دفاع از حقوق پایمال شده یک ملت می باشد.
به راستین بودن اعمال خود در راه اجرای عدالت چنان معتقدم که اگر عده ای با رد صلاحیت سعی در جلوگیری از شروع به وکالت اینجانب می نمایند غافل از این هستند که قسم نامه ام را نسبت به اجرای عدالت قبل از صدور پروانه وکالت یاد کرده ام، قسم نامه ای که بالاتر از قسم نامه صنفی! بوده و پشتوانه آن شرافت انسانی و اعتقاد به محکمه وجدان و آرمانهای عدالت خواهانه ام می باشد.
لذا با عنایت به اینکه اینجانب جهت احقاق حقوق فردی، شهروندی و قانونی خویش، شکایت و اعتراض خود را به مراجع ذی صلاح ارائه کرده ام و با توجه به تخصص و آشنایی حقوقی بنده و وکیلم (آقای نقی محمودی) و پیگیری شخصی پرونده، از آن کمیسیون محترم استدعا دارم به لحاظ قرار داشتن در جایگاه یکی از مراجع مدافع حقوق بشر با حمایت های حقوقی خود از حقوق بشری و قانونی اینجانب دفاع نمائید.

انتظارات بنده از آن کمیسیون محترم عبارتند از:
۱- پیگیری روند پرونده اتهامی و تلاش در دفاع همه جانبه از حقوق بنده نسبت به اتهام بدون دلیل، مبنی بر تبلیغ علیه نظام و تلاش در گرفتن قرار منع تعقیب و اعاده حیثیت از اینجانب.
۲- پیگیری روند پرونده شکایت اینجانب علیه عملکردهای غیرقانونی اداره اطلاعات نسبت به بازداشت غیرقانونی و تخلفات بازجوی پرونده در خصوص شکنجه اینجانب.
٣- رایزنی با کانون وکلای آذربایجان شرقی (تبریز) جهت برخورد قانونمند در مقابل تصمیم گیری غیرقانونی اداره اطلاعات در خصوص رد صلاحیت بنده و لغو آن دستور و همچنین موافقت با صدور پروانه کارآموزی وکالت اینجانب.
با تشکر
حمید والائی
رونوشت به:
دفتر ریاست قوه قضائیه (آیت الله شاهرودی)
دفتر ریاست جمهوری (آقای احمدی نژاد)
کانون بین المللی وکلا
موسسه حقوقی خانه جهانی وکلا
کمیته منع شکنجه سازمان ملل
سازمان بین المللی ضد شکنجه
سازمان عفو بین‌الملل
سازمان مدافع حقوق بشر "فرانت لاین"
دفتر کمیسریای عاﻟﻰ حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان دیدبان حقوق بشر
دیوان اروپایی حقوق بشر
سازمان جهانی نویسندگان(پن بین الملل)
)

Saturday, November 08, 2008

پروفسور دکتر هیئت ضمن نگارش نامه سرگشاده ای به سید علی حسینی، خواستار آزادی زندانیان سیاسی آزربایجان شد

پروفسور دکتر هیئت ضمن نگارش نامه سرگشاده ای به سید علی حسینی، خواستار آزادی زندانیان سیاسی آزربایجان شد

اورتاگون(پنجشنبه) ١٦ آبان ۱٣٨۷ - ٦ نوامبر ۲۰۰٨

براساس خبری که از باکو پایتخت جمهوری آذربایجان شمالی دریافت کردیم، پروفسور دکتر هیئت، صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه وارلیق، تورکولوگ شهیر جهان تورک و نیز جراح نامدار قلب، طی نگارش نامه ای خطاب به سید علی حسینی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواهان آزادی زندانیان سیاسی آذربایجان، صاحبان قلمهای هویت طلب، خبرنگاران و بخصوص 2 تن از اعضای هیات تحریریه نشریه وارلیق یعنی مهندس علیرضا صرافی و مهندس حسن راشدی از زندان اوین گردید. چندی پیش نیز اکبر آزاد یکی دیگر از بازداشت شدگان عضو هیات تحریریه وارلیق پس از تحمل قریب به یک ماه زندان از شکنجه گاه اوین آزاد شده بود.

این نامه که متن آن به زودی در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت در باکو، پایتخت آذربایجان شمالی تحویل سفارت ایران شده است.

لازم به ذکر است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی شامگاه روز چهارشنبه20/6/87 با یورش به مراسم افطاری در خانه یکی از فعالین آذربایجان به نام صیاد محمدیان در محله نواب تهران، دست کم 19 نفر از فعالین مدنی آذربایجان را دستگیر کرده بودند.

در این تهاجم ، ماموران امنیتی اقدام به دستگیری حداقل 19 نفر ازفعالین آذربایجانی به نامهای مهندس علیرضا صرافی(مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح)، مهندس حسن رحیمی ( فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس ) سعید موغانلی(روزنامه نگار)،حسین حیدری(دانشجوی دانشگاه تهران و مدیر مسئول نشریه دانشجویی اولوس)،رقیه علیزاده(همسر عباس لسانی زندانی تبعید شده به یزد) به همراه سه فرزندش، عباس نعیمی، اکرم نجاری(دبیر سابق NGOخانه فرزندان آذربایجان)، مهدی نعیمی(شاعر ومدرس زبان ترکی در دانشگاهها)،اکبر آزاد (نویسنده مجله وارلیق)،مهندس حسن راشدی(نویسنده مجله وارلیق) ، مهندس محمد عباسپور،شهباز ابراهیم نژاد، یوسف هشیار، فرهاد رضایی،رباب عظیمی و صیاد محمدیان نمودند.در حال حاضر از نامبردگان، تنها مهندس علیرضا صرافی، مهندس حسن راشدی، دکتر سعید موغانلی و مهدی نعیمی(کارشناس ارشد رشته اقصاد) در زندان اوین تحت بازداشت قرار دارند

میللی حرکت

حمایت انجمن های اسلامی دانشجویی از فعالان هویت طلب آزربایجان

حمایت انجمن های اسلامی دانشجویی از فعالان هویت طلب آزربایجان



• انجمن های اسلامی دانشگاههای سراسر کشور خواهان برسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت های ملی- قومی و برچیده شدن فشارهای غیرقانونی بر فعالین دانشجوئی و هویت طلب آذربایجان شدند ...




اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۱٨ آبان ۱٣٨۷ - ٨ نوامبر ۲۰۰٨



اویرنجی نیوز: انجمن های اسلامی دانشگاههای سراسر کشور طی بیانیه ای حمایت گسترده خویش را از فعالان هویت طلب آذربایجان اعلام نموده و ضمن درخواست برسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت های ملی-قومی خواستار برچیده شدن فشارهای غیرقانونی بر فعالین دانشجوئی و هویت طلب آذربایجان شدند. متن کامل این بیانیه بشرح زیر است...

اینجا در کشوری که فریاد عدالت خواهی و آزادی سردمدرانش به عرش می رسد هویت طلبان آذربایجان هر روز بیشتر از گذشته سرکوب می شوند. در کشوری که حاکمان آن به نام شعار، فریاد دفاع از حقوق قومیت ها را سر می دهند و بالاتر از آن قانون اساسی از احترام به قومیت ها سخن می گویند، هویت طلبان به اتهام اشاعه ی فرهنگ و زبان مادری بازداشت و روانه زندان می شوند.
امروز بیش از ۱۰ روز از اعتصاب غذای ۴ هویت طلب آذربایجانی می گذرد. دانشجویان دانشگاه تبریز پس از ۱۰۰ روز بازداشت در سلول های انفرادی و تحمل شکنجه های روحی و جسمی آزاد شده اند اما فشارها بر ایشان و دیگر دانشجویان هویت طلب دانشگاه های مختلف ادامه دارد.
ما انجمن های اسلامی امضاء کننده این بیانیه ضمن ابراز خوشحالی از آزادی دانشجویان دانشگاه تبریز نسبت به شکنجه آنان در زمان بازداشت اعتراض کرده و حمایت خود را از اعتصاب غذای فعالان هویت طلب آذربایجانی دربند اعلام می کنیم.

۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان
٣-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران
۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۵-انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران
۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز
۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
٨-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند
۱۰-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
۱۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان وعلوم پزشکی
۱۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۱٣-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
۱۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز
۱۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
۱۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان
۱۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار
۱٨-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
۱۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب وبرق(شهید عباسپور)
۲۰-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود
۲۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
۲۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تهران
۲٣-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان
۲۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
۲۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رامین اهواز
۲۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
۲۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
۲٨-انجمن اسلامی دانشجوین دانشگاه علوم اقتصادی
۲۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی

Wednesday, October 08, 2008

گونئي آذربايجان سياسي بيرليک و امکداشليق کوميسسيياسينين موراجيعتي

گونئي آذربايجان سياسي بيرليک و امکداشليق کوميسسيياسينين موراجيعتي


حؤرمتلي هموتنلر! دونيادا، رئگيوندا و گونئي آذربايجانيميزدا گئدن سون آيلارين حاديثه لري، بيزي بير داها گونئي آذربايجاندا اولان فعال قوووه لري توپلاشديريب بيرگه سياسي بيرلييه و امکداشليغا جلب ائتمه يه داها دا آرتيق سؤوق ائدير. اينانيريق کي، مسئوليت هيسس ائدن هر بير گونئي آذربايجانلي بئله بير امکداشليغا جان آتير و گونئي آذربايجانيميزدا حؤکم سورن آجيناجاقلي وضعيتي آرادان قالديرماغا يئني جهدلر ائدير. امکداشليقلارين دايره سي نه قدر گئنيش، ائففئکتيو و اساس مثله لر اوزره تشکيل تاپيرسا، او قدر ده اؤلکه ميزين و خالقيميزين ميللي قورتولوشو، ريفاهي و اوزون ايللردن بري قالميش پروبلئملري نين هللي يولوندا موهوم آدديملار آتيلا بيلير.

دونيادا گئدن ضيديتلي جاهانشومول پروسئسلره نظر سالديقدا، گؤرونور کي، تاريخ بويو هر زامان بشريت، اينتئقراسييا و واحيد سياسي-ايقتيصادي-مدني مکانين بير حيصه سي اولماغا جان آتميشدير. بونا باخماياراق، موناقيشه لر و موحاريبه لر بؤيوک فلاکتلر گتيرميشدير. 20- نجی عصرين اؤزونده دونيادا بؤلگه لراراسي ايقتيصادي-مدني، سياسي-حربي، گئوسيياسي-دئموقرافيک علاقه لر گوجلنديگي حالدا، بوگون همين پروسئسلر هم يئرلي حربي توققوشمالارلا و هم ده سياسي بؤهرانلي وضعيتلرله موشاييعت اولونور. بؤيوک دؤولتلر لازيمي قدر هر بير بهانه دن سوي-ايستيفاده ائده رک، غدارجاسينا ايشغالچيليق و قارتله مشقولدورلار. اينسانين اينسان اوزرينده عصارتي هله ده مؤوجوددور. ايستئمار، ايستيبداد، ايستيثمار و يئني-ايستئمار، اسارتين موختليف نؤولري اولاراق ميليتاريزم، شووينيزم، راسسيزم، آسسيميلاسييا، ديکتاتورلوق شکيللرينده بوروزه وئريليرلر.

عزيز قارداش و باجيلار! سون آي ياريمدا منطقه ميزده گئدن هسساس سياسي و حربي عملياتلار دئديکلريميزه جانلي سوبوتدور. آوقوستون 7-دن باشلاياراق روسييانين حربي طياره لري گورجوستان اراضيسيني بومبالاميش و داها سونرا گورجوستان رئسپوبليکاسي نين داخيلينده اولان جنوبي اوسئتييا بؤلگه سينده و اورادان گورجوستان دؤولتينه قارشي سيلاهلي عملياتلار آپارميشدير. سسري داغيلديقدان سونرا، روسييا، گورجوستان دؤولتي ايله راضيلاشمادان، جنوبي اوسئتييا، آجارييا و آبخازييا بؤلگه لرينه " صولح مراملي قوووه لر " بهانه سي ايله قوشون يئرلشديره رک، بين الخالق هوقوق نورمالاريني پوزموشدور. ايلک باشدا روسييا، ب ام ت و آوروپا بيرليگيني بونا راضيليق وئرمه يه مجبور ائتميشدي. جاري ايلين آوقوستونون اولينده ايسه، روسييا، سااکاشويلي نين سياسي تجروبه سيزليگيندن لازيمي بهانه الده ائتدي.

بيلديگيميز کيمي، قافقازييا، يئرالتي و يئراوستو ثروتلر، اسکي مدنيت، ايشگوزار اينسانلار و جوغرافي نؤقتئي-نظردن استراتئژيکي منطقه دير. ائله بونا گؤره ده خوصوصن سون يوزيللر ايستئمارچي قوووه لرين ايشتيراکي ايله کئشمکئشلي حيات سورموشدور و بوگون ده بو کئشمکئش داوام ائدير. رئگيوندا حاکيم اولان سووئت ايمپئراسيياسي داغيلديقدان سونرا، اونون اينحيصارچيليق رولونا چوخ جيدي خلل گتيرن موستقيل آذربايجان و گورجوستان دؤولتلري، همين ايمپئرييا طرفيندن موحاريبه لره معروض قالميش، داغليق-قاراباغ، آبخازييا، جنوبي اوسئتييا کيمي موناقيشه لرله راستلاشميشلار. رئگيونون نئفت و قاز قايناقلاري، تکجه روسييا ايمپئريياسي نين يوخ، بلکه دونيانين سوپئردؤولتلري نين بو منطقه ده ماراغيني قازانميشدير. بو قايناقلارين بؤيوک حيصه سي نين آذربايجان رئسپوبليکاسيندا يئرلشديگي هامييا معلومدور - کي، اگر رئگيوندا صولح شرايتي داوام ائدرسه، شيماللي قارداشلاريميزين هرترفلي اينکيشافيندا موهوم رول اوينايا بيله جکدير. بو سروتلري باشقا خالقلارين مصرفينه وئرمک اوچون، باکي-طيفليس-جئيهان نئفت بوروسو، آذربايجان، گورجوستان و تورکييه نين گئو-ايقتيصادي نؤقتئي نظردن بيرلشمه سينه ماراق ياراديبدير. آنجاق، روسييا اؤزونو هله ده بو ماراقدا سهمدار سايير. سسري داغيلديقدان سونرا، روسييانين سون 20 ايلليک داخيلي بؤهراني بو ماراغين اوزه چيخماسينا ايمکان وئرميردي. نئفتين دونيادا قييمتي نين باهاليغي و بو يولدان روسييانين الده ائتديگي پول، اونون ميلليتاريستي و ايمپئرياليستي مقصدلري نين آشکارا چيخماسينا ايمکان وئرير و سون بير آيدا چينده اوليمپيا اويونلاري گئدن بير زاماندا، روسييا، آبش و غرب اؤلکه لري نين گورجوستاندا تظاهور ائتديگي ماراق توققوشماسي دونيا ايجتيماياتيني بير داها ديسکينديردي.

گورجوستان تورپاقلارينا روسييانين زوراکي و قانونسوز موداخيله سي، هم ده بين الخالق ايجتيمايتده جيدي نارازيليقلا قارشيلاندي. سيويل توپلوملار، کرئملين بو حرکتيني اونون 21-جي عصرين ديرلرينه فئودال موناسيبتي و يئني غصبکارليق سيياستي نين باشلانغيجي کيمي ديرلنديرديلر. گورجوستانا هوجوم، روسييانين دونياداکي ايمئجيني ضربه آلتيندا قويدو. رسمي موسکوانين بو زوراکي موداخيله يه برائت قازانديرماق جهدلري نين ايسه اوغورلو و يا اوغورسوز اولماسيني، گله جک داها آشکارجا گؤستره جکدير. آنجاق، بيز، گونئي آذربايجانليلار اولاراق، هميشه بوتون پروبلئملي مثله لرين صولح يولو ايله هللي نين طرفداري اولدوغوموزو بيلديرميشيک. دانيشيقلار اوچون بوتون ايمکانلار توکنمه ديگي حالدا، گورجوستان، جنوبي اوسئتييادا گوج تطبیق ائتمک ايستگينه دوشدو. روسييا دا بوندان ايستيفاده ائديب موستقيل دؤولتين اراضيسيني ايشغال ائتدي، بونونلا دا بوتون بين الخالق دير و نورمالارا سايغيسيزليق، ائتيناسيزليق نومونه سي گؤستردي. بئله بير وضعيتده آذربايجان دؤولتي قارشي دوران طرفلري صولح دانيشيقلارينا دعوت ائتدي. قونشولاري ايله صولح شرايتينده ياشاماغين طرفداري اولان آذربايجان رئسپوبليکاسي نين ايستگي، دينج شرايتده ياشاماقدان عيبارتدير و طلبي هر هانسي پروبلئملي مسئله ده قونشولاري نين ديل تاپمالاريدير.

آبش و آوروپا دؤولتلري ايسه، روسييانين تجاووزونون قارشيسيندا 6 مادده ليک لاييهه حاضيرلاياراق مؤهتواجا ضغیف مؤوقئ توتدولار.

ب ام ت-ده بو مثله ني موزاکيره ائدن واخت، بؤيوک دؤولتلرين سياسي منافعي اوز-اوزه گلسه ده، نهايت روسييانين بو عملي غرب طرفيندن منفي قارشيلانسا دا و اونون بؤيوک سککيزليکدن چيخاريلماسي، بين الخالق تيجارت دونياسينا گيرمه سي نين قارشيسي نين آلينماسي، روسييادا سرمايه ياتيريمي نين دايانديريلماسي، يئني تئخنولوگييانين روسييايا ايدخالينا قاداغا قويولماسي، آوروپا شوراسيندان چيخاريلماسي، سوچيده اوليمپيا اويونلاري نين کئچيريلمه سي نين بويکوت ائديلمه سي و س کيمي تکليفلر ايره لي سورولسه ده، روسييا اونلارا قارشي عملياتينا لازيمي قدر ايمکانلاريندان ايستيفاده ائتمک فيکرينده دير. او جومله دن آوروپايا نئفت و قازين بوراخيلماسي نين قارشيسيني آلماسي، افقانيستاندا موحاريبه نين درينلشديريلمه سينه يارديم گؤسترمه سي، ايسرايله قارشي اولان اؤلکه لري آرتيق مودئرن سيلاهلارلا سيلاهلانديرماسي، ايرانين آتوم دوسياسيندا غربه قارشي مؤوقئ و ايرانين کناريندا دايانماسيني روس دؤولت دايره لري وورغولايير.

موباريز هموتنلر! گورجوستاندا باش وئرن حاديثه ، دؤولتلر و ميلتلر آراسيندا هرهانسي رئگيونال و بين الخالق دييشيکليکلرين قيغيلجيمي اولورسا، بيز بو رئگيوندا منافعيميزي قوروماغي باجارماليييق.

روسيياداکي ايران آراشديرمالار مرکزي نين سدري رجب سفراو بوگونلر اؤز آراشديرمالاري نين بيرينده منافعيميزه ضيد اولان بئله بير تکليف ائديبدير کي، ايران-روسييا يئني آلليانسي نين يارانماسي ستراتئژيکي بؤلگه لر اولان " شرقي آذربايجان " ايالتينده و قيشم آداسيندا روسييانين ايکي حربي بازا ياراتماسي ايله نتيجلنه بيلر. سفراو قئيد ائدير کي، بونونلا، آذربايجان رئسپوبليکاسي، تورکييه و گورجوستاني روسييا اؤز کونترولونا آلاراق معلوماتلاري رسمي تئهرانلا پايلاشير.

حؤرمتلي سويداشلار! بو کيمي پرويئکتلرين حياتا کئچيريلمه سي نين قارشيسيني آلماق اوچون، بيز گونئي آذربايجانليلاردان داها دا آييقليق طلب اولونور. چونکي بو پرويئکتلر، روسيياني قافقاز رئگيونوندا 1907-جي ايللردن اول اويناديغي رولو تکرارلاماسينا گتيريب چيخارماغا سؤوق ائدير. آوروپا و آبش گوجونه قارشي چيخان روسيياني اؤزونه داياق گؤرن ايران ايسلام رئپوبليکاسي، اونون گورجوستانداکي حرکتلريندن سئوينير. ائله محض يوخاريداکي پرويئکتين تکميللشمه سي، آوروپا - آبش قودرتينه قارشي، روسييا - چين - ايران ايسلام رئسپوبليکاسي گوجونون اورتايا چيخماسي مطبوعاتدا سسله نير. بئله بير حالدا رئگيوندا يئني سياسي جوغرافييانين موعينلشه بيله جگيني نظره آلاراق، گونئي آذربايجانين اؤز موقددراتيني تييين ائتمه سي اوچون، گئنيش ميقياسدا امکداشليق و سياسي بيرليگي تامين ائتمه ليگيک.

ديرلي سويداشلار! قافقازييادا باش وئرن حاديثه لر، آذربايجانين دوستلاريني دا تاثير آلتينا سالير. تورکييه پرئزيدئنتي عبدالله گولون 6 سئنتيابر "ائرمنيستانا" سفري، محض روسييانين تکليفي ايله باش توتور. بئله کي، ايلک نؤوبه ده - "ائرمنيستان" موستقيل دئييل و اونا گؤره ده اؤز تشببوسو ايله تورکييه رسميسيني دعوت ائده بيلمزدي. تورکييه ايله معين راضيلاشمالار الده ائدن روسييا، قافقاز ايتتيفاقي لاييهه سي چرچيوه سينده، اونا قافقازييادا معين ايمکانلار ياراتماغا وعد ائدير. آذربايجانليلارين اکثريتي ايسه گولون سفري نين، داغليق قاراباغ موناقيشه سي نين نيظاملانماسينا منفي تاثير گؤستره جگيني دوشونه رک، تورکييه نين "ائرمنيستانلا" قئيد-شرطسيز امکداشليق قورماغا باشلاماسيني پيسله ديلر. بئله کي، قارداشي آذربايجان رئسپوبليکاسي نين 20% تورپاقلاريني ايشغال ائدن، اورادان ميليوندان آرتيق آذربايجان تورکونو سورگون سالان و ائتنيک تميزله مه يه معروض قويان، تورکييه نين اراضي بوتؤولوگونو تانيمايان، قوندارما سويقيريم ايديعالاريندان ال چکمه ين "ائرمنيستانا" سفر، تورکييه طرفيندن تام تک ترفلي گوزشت کيمي قييمتلنديريلير.

بونلارا باخماياراق، تورکييه پرئزيدئنتي نين ايروان سفري، نييسه دييشمک گوجونده ده دئييل - بئله کي، تورکييه اوردوسو، اهاليسي و حاکيم ائليتاسي، آذربايجانين ماراقلاريني ائرمني ايديعالارينا قوربان وئرمه يه يول وئرميه جگيني دوشونوروک. بونلارلا ياناشي، تورکييه پرئزيدئنتي نين "ائرمنيستان" سفري ايله باغلي داشناکتسوتيون پارتيياسي نين ايرواندا کئچيرديگي اعتيراض آکسييالاري، همين سفرين هئچ ده راحات کئچمه ديگيني گؤسترير. فوتبول اويونو زاماني تورکييه دؤولت هيمني ايفا اولونارکن و تورکييه بايراغي ستاديونا گتيريلرکن ستاديونو فيت سسلري نين بورومه سي، بونا علاوه نومونه دير.

تورکييه باش نازيري نين تکليف ائتديگي، قافقازدا اؤلکه لراراسي پروبلئملرين ديپلوماتيک يوللا هلل اولونماسيني حدف توتان قافقاز ايستيقرار و امکداشليق پلاتفورمو - قافقاز ايتتيفاقي لاييهه سي، تورکييه پرئزيدئنتي طرفيندن دستکلنسه ده، تورکييه موخاليفت پارتييالاري نين " بو ايتتيفاق روسيياني گوجلنديره جکدير " آرقومئنتي ايله هاقلي اعتيراضا سبب اولموشدور. آيديندير کي، روسييا گوجلنديگي حالدا اوندان آسيلي اولان ايران ايسلام رئسپوبليکاسي دا گوجله نير و تئهران رئژيمي نين گوجلنمه سي، اونون حسابينا ياشايان ايشغالچي "ائرمنيستاني" دا آياقدا توتور.

بيز، منطقه ده هرهانسي اينتئقراسييانين علئيهينه دئييليک. لاکين، بو اينتئقراسييادا بيرينجي نؤوبه ده آذربايجانليلارين ميللي منافعي نظرده آلينماليدير.

بوندان علاوه ، گوندن-گونه ايراندا حاکيم اولان شووينيست، فاناتيک، ديکتاتور و صولح و امنيت و دئموکراتييايا قارشي اولان مؤوجود رئژيم، هرهانسي داخيلي و خاريجي فورصتدن ايستيفاده ائديب و خالقيميزي اسارت آلتيندا ساخلاماغا، آسسيميلاسييا سيياستيني تطبیق ائتمه يه، ميللي-مدني و اينساني هاقلاريني پوزماغا و سينفي و سياسي آزادليقلارا يول وئرمه مه يه جهد گؤسترير.

23 سئنتيابر مکتبلرين آچيليشي عرفه سينده اونلارجا سويداشلاريميزي (و جومله دن عليرزا سررافي، اکبر آزاد، هسن راشيدي، سعيد محمدي موغانلي، هسن رهيمي بايات، هوسئين هئيدري، آبباس نعیمي، مئهدي نعيمي و صياد محمد ياني) حبس ائتمک و آذربايجانليلارين اؤز آنا-ديللرينده ايبتيداي مکتبدن توتموش اونيوئرسيتئته قدر آنا ديلينده درس کئچمکدن يئنه ده محروم قالمالاري اونو گؤسترير کي، مؤوجود ايران ايسلام رئسپوبليکاسينا هر هانسي بير گوزشت، موساليهه، رئفورم و قانونا احتيرام حتّی اؤز قويدوغو قانونلارا دا اوندان حؤرمت گؤزله مک بيهوده و يئرسيزدير. 63 ايل بوندان اول پيشه وري هؤکومتي طرفيندن آذربايجان تورکجه سي رسمي ديل ائلان اولوندو. پيشه وري هؤکومتي ده مرکزي دؤولت واسيطه سي ايله " موظفر فيروز – پيشه وري موقاويله سي " اساسيندا رسميته تانيندي. آنجاق، بوگونه قدر آنا ديلينده تعليم و تدريس حاقي، هم شاه و هم خومئيني رئژيملري واسيطه سيله رايت ائديلمه ميش و ديکتاتورجاسينا بيرترفلي اولاراق موقاويله پوزولموشدور. خالقيميز، اؤزونه آيد اولان ميللي، مدني، ايقتيصادي، سياسي و اينساني هاقلاريني آنجاق موباريزه ايله الده ائتمه ليدير و بو موباريزه خالقيميز آراسيندا رئژيمه قارشي گئنيش امکداشليق و بيرليک واسيطه سي ايله حياتا کئچه بيلير. خالقيميزين موختليف قيشر، زومره لر، طبقه لر، سياسي و مدني قوووه لر آراسيندا امکداشليق و ايتتيهاديني تامين ائتمه دن، ايسته نيلن نتيجه الده ائديلميه جکدير. نه زيندانيلر آزاد اولا بيلر، نه ده کي مکتبلرده آنا ديلي تدريس اولونار.

حؤرمتلي هموتنلر! گلين بيرليکده بير سسله سؤيله يک:

آذربايجانلي مهبوسلار زينداندان آزاد اولونسون!
آنا ديليميز رسمي ديل ائلان ائديليب، مکتبلرده تدريس اولونسون!
گونئي آذربايجاندا سياسي قوووه لر بيرلشسين!
گونئي آذربايجان خالقي نين بيرليگي تامين ائديلسين!
گونئي آذربايجانليلار اؤز ميللي موقددراتيني اؤزلري تعين ائتسين!

گونئي آذربايجان سياسي بيرليک و امکداشليق کوميسسيياسي (گاسبئک: (

عبدالله امير هاشيمي (جاوانشير(
فيريدون پرويزنيا
ماشاالله رزمي
مهمد موشتاق
دکتر نورالدين قروي

19.09.2008

GÜNEY AZƏRBAYCAN SİYASİ BİRLİK VƏ ƏMƏKDAŞLIQ KOMİSSİYASININ
MÜRACİƏTİ



Hörmətli həmvətənlər! Dünyada, regionda və Güney Azərbaycanımızda gedən son ayların hadisələri, bizi bir daha Güney Azərbaycanda olan fəal qüvvələri toplaşdırıb birgə siyasi birliyə və əməkdaşlığa cəlb etməyə daha da artıq sövq edir. İnanırıq ki, məsuliyyət hiss edən hər bir güney azərbaycanlı belə bir əməkdaşlığa can atır və Güney Azərbaycanımızda hökm sürən acınacaqlı vəziyyəti aradan qaldırmağa yeni cəhdlər edir. Əməkdaşlıqların dairəsi nə qədər geniş, effektiv və əsas məsələlər üzrə təşkil tapırsa, o qədər də ölkəmizin və xalqımızın milli qurtuluşu, rifahı və uzun illərdən bəri qalmış problemlərinin həlli yolunda mühüm addımlar atıla bilir.

Dünyada gedən ziddiyyətli cahanşumul proseslərə nəzər saldıqda, görünür ki, tarix boyu hər zaman bəşəriyyət, inteqrasiya və vahid siyasi-iqtisadi-mədəni məkanın bir hissəsi olmağa can atmışdır. Buna baxmayaraq, münaqişələr və müharibələr böyük fəlakətlər gətirmişdir. XX əsrin özündə dünyada bölgələrarası iqtisadi-mədəni, siyasi-hərbi, geosiyasi-demoqrafik əlaqələr gücləndiyi halda, bugün həmin proseslər həm yerli hərbi toqquşmalarla və həm də siyasi böhranlı vəziyyətlərlə müşayiət olunur. Böyük dövlətlər lazımı qədər hər bir bəhanədən sui-istifadə edərək, qəddarcasına işğalçılıq və qarətlə məşquldurlar. İnsanın insan üzərində əsarəti hələ də mövcuddur. İstemar, istibdad, istismar və yeni-istemar, əsarətin müxtəlif növləri olaraq militarizm, şovinizm, rassizm, assimilasiya, diktatorluq şəkillərində büruzə verilirlər.

Əziz qardaş və bacılar! Son ay yarımda məntəqəmizdə gedən həssas siyasi və hərbi əməliyyatlar dediklərimizə canlı sübutdur. Avqustun 7-dən başlayaraq Rusiyanın hərbi təyyarələri Gürcüstan ərazisini bombalamış və daha sonra Gürcüstan Respublikasının daxilində olan Cənubi Osetiya bölgəsində və oradan Gürcüstan dövlətinə qarşı silahlı əməliyyatlar aparmışdır. SSRİ dağıldıqdan sonra, Rusiya, Gürcüstan dövləti ilə razılaşmadan, Cənubi Osetiya, Acariya və Abxaziya bölgələrinə “sülhməramlı qüvvələr” bəhanəsi ilə qoşun yerləşdirərək, beynəlxalq hüquq normalarını pozmuşdur. İlk başda Rusiya, BMT və Avropa Birliyini buna razılıq verməyə məcbur etmişdi. Cari ilin avqustunun əvvəlində isə, Rusiya, Saakaşvilinin siyasi təcrübəsizliyindən lazımı bəhanə əldə etdi.

Bildiyimiz kimi, Qafqaziya, yeraltı və yerüstü sərvətlər, əski mədəniyyət, işgüzar insanlar və coğrafi nöqtei-nəzərdən stratejiki məntəqədir. Elə buna görə də xüsusən son yüzillər istemarçı qüvvələrin iştirakı ilə keşməkeşli həyat sürmüşdür və bugün də bu keşməkeş davam edir. Regionda hakim olan Sovet İmperasiyası dağıldıqdan sonra, onun inhisarçılıq roluna çox ciddi xələl gətirən müstəqil Azərbaycan və Gürcüstan dövlətləri, həmin imperiya tərəfindən müharibələrə məruz qalmış, Dağlıq-Qarabağ, Abxaziya, Cənubi Osetiya kimi münaqişələrlə rastlaşmışlar. Regionun neft və qaz qaynaqları, təkcə Rusiya İmperiyasının yox, bəlkə dünyanın superdövlətlərinin bu məntəqədə marağını qazanmışdır. Bu qaynaqların böyük hissəsinin Azərbaycan Respublikasında yerləşdiyi hamıya məlumdur – ki, əgər regionda sülh şəraiti davam edərsə, şimallı qardaşlarımızın hərtərəfli inkişafında mühüm rol oynaya biləcəkdir. Bu sərvətləri başqa xalqların məsrəfinə vermək üçün, Bakı-Tiflis-Ceyhan neft borusu, Azərbaycan, Gürcüstan və Türkiyənin geo-iqtisadi nöqtei nəzərdən birləşməsinə maraq yaradıbdır. Ancaq, Rusiya özünü hələ də bu maraqda səhmdar sayır. SSRİ dağıldıqdan sonra, Rusiyanın son 20 illik daxili böhranı bu marağın üzə çıxmasına imkan vermirdi. Neftin dünyada qiymətinin bahalığı və bu yoldan Rusiyanın əldə etdiyi pul, onun millitaristi və imperialisti məqsədlərinin aşkara çıxmasına imkan verir və son bir ayda Çində Olimpia oyunları gedən bir zamanda, Rusiya, ABŞ və Qərb ölkələrinin Gürcüstanda təzahür etdiyi maraq toqquşması dünya ictimaiyyatını bir daha diskindirdi.

Gürcüstan torpaqlarına Rusiyanın zorakı və qanunsuz müdaxiləsi, həm də beynəlxalq ictimaiyyətdə ciddi narazılıqla qarşılandı. Sivil toplumlar, Kremlin bu hərəkətini onun XXI əsrin dəyərlərinə feodal münasibəti və yeni qəsbkarlıq siyasətinin başlanğıcı kimi dəyərləndirdilər. Gürcüstana hücum, Rusiyanın dünyadakı imecini zərbə altında qoydu. Rəsmi Moskvanın bu zorakı müdaxiləyə bəraət qazandırmaq cəhdlərinin isə uğurlu və ya uğursuz olmasını, gələcək daha aşkarca göstərəcəkdir. Ancaq, biz, güney azərbaycanlılar olaraq, həmişə bütün problemli məsələlərin sülh yolu ilə həllinin tərəfdarı olduğumuzu bildirmişik. Danışıqlar üçün bütün imkanlar tükənmədiyi halda, Gürcüstan, Cənubi Osetiyada güc tətbiq etmək istəyinə düşdü. Rusiya da bundan istifadə edib müstəqil dövlətin ərazisini işğal etdi, bununla da bütün beynəlxalq dəyər və normalara sayğısızlıq, etinasızlıq nümunəsi göstərdi. Belə bir vəziyyətdə Azərbaycan dövləti qarşı duran tərəfləri sülh danışıqlarına dəvət etdi. Qonşuları ilə sülh şəraitində yaşamağın tərəfdarı olan Azərbaycan Respublikasının istəyi, dinc şəraitdə yaşamaqdan ibarətdir və tələbi hər hansı problemli məsələdə qonşularının dil tapmalarıdır.

ABŞ və Avropa dövlətləri isə, Rusiyanın təcavüzünün qarşısında 6 maddəlik layihə hazırlayaraq möhtəvaca zəif mövqe tutdular.

BMT-də bu məsələni müzakirə edən vaxt, böyük dövlətlərin siyasi mənafei üz-üzə gəlsə də, nəhayət Rusiyanın bu əməli Qərb tərəfindən mənfi qarşılansa da və onun Böyük Səkkizlikdən çıxarılması, Beynəlxalq Ticarət Dünyasına girməsinin qarşısının alınması, Rusiyada sərmayə yatırımının dayandırılması, yeni texnologiyanın Rusiyaya idxalına qadağa qoyulması, Avropa Şurasından çıxarılması, Soçidə Olimpia oyunlarının keçirilməsinin boykot edilməsi və s kimi təkliflər irəli sürülsə də, Rusiya onlara qarşı əməliyyatına lazımı qədər imkanlarından istifadə etmək fikrindədir. O cümlədən Avropaya neft və qazın buraxılmasının qarşısını alması, Əfqanistanda müharibənin dərinləşdirilməsinə yardım göstərməsi, İsrailə qarşı olan ölkələri artıq modern silahlarla silahlandırması, İranın atom dosyasında Qərbə qarşı mövqe və İranın kənarında dayanmasını rus dövlət dairələri vurğulayır.

Mübariz həmvətənlər! Gürcüstanda baş verən hadisə, dövlətlər və millətlər arasında hərhansı regional və beynəlxalq dəyişikliklərin qığılcımı olursa, biz bu regionda mənafeimizi qorumağı bacarmalıyıq.

Rusiyadakı İran Araşdırmalar Mərkəzinin sədri Rəcəb Səfərov bugünlər öz araşdırmalarının birində mənafeimizə zidd olan belə bir təklif edibdir ki, İran-Rusiya yeni alliansının yaranması stratejiki bölgələr olan “Şərqi Azərbaycan” əyalətində və Qişm adasında Rusiyanın iki hərbi baza yaratması ilə nəticələnə bilər. Səfərov qeyd edir ki, bununla, Azərbaycan Respublikası, Türkiyə və Gürcüstanı Rusiya öz kontroluna alaraq məlumatları rəsmi Tehranla paylaşır.

Hörmətli soydaşlar! Bu kimi proyektlərin həyata keçirilməsinin qarşısını almaq üçün, biz güney azərbaycanlılardan daha da ayıqlıq tələb olunur. Çünki bu proyektlər, Rusiyanı Qafqaz regionunda 1907-ci illərdən əvvəl oynadığı rolu təkrarlamasına gətirib çıxarmağa sövq edir. Avropa və ABŞ gücünə qarşı çıxan Rusiyanı özünə dayaq görən İran İslam Republikası, onun Gürcüstandakı hərəkətlərindən sevinir. Elə məhz yuxarıdakı proyektin təkmilləşməsi, Avropa - ABŞ qüdrətinə qarşı, Rusiya – Çin – İran İslam Respublikası gücünün ortaya çıxması mətbuatda səslənir. Belə bir halda regionda yeni siyasi coğrafiyanın müəyyənləşə biləcəyini nəzərə alaraq, Güney Azərbaycanın öz müqəddəratını təyyin etməsi üçün, geniş miqyasda əməkdaşlıq və siyasi birliyi təmin etməliyik.

Dəyərli soydaşlar! Qafqaziyada baş verən hadisələr, Azərbaycanın dostlarını da təsir altına salır. Türkiyə prezidenti Abdulla Gülün 6 sentyabr “Ermənistan”a səfəri, məhz Rusiyanın təklifi ilə baş tutur. Belə ki, ilk növbədə - “Ermənistan” müstəqil deyil və ona görə də öz təşəbbüsü ilə Türkiyə rəsmisini dəvət edə bilməzdi. Türkiyə ilə müəyyən razılaşmalar əldə edən Rusiya, Qafqaz İttifaqı layihəsi çərçivəsində, ona Qafqaziyada müəyyən imkanlar yaratmağa vəd edir. Azərbaycanlıların əksəriyyəti isə Gülün səfərinin, Dağlıq Qarabağ münaqişəsinin nizamlanmasına mənfi təsir göstərəcəyini düşünərək, Türkiyənin “Ermənistan”la qeyd-şərtsiz əməkdaşlıq qurmağa başlamasını pislədilər. Belə ki, qardaşı Azərbaycan Respublikasının 20% torpaqlarını işğal edən, oradan milyondan artıq Azərbaycan türkünü sürgün salan və etnik təmizləməyə məruz qoyan, Türkiyənin ərazi bütövlüyünü tanımayan, qondarma soyqırım iddialarından əl çəkməyən “Ermənistan”a səfər, Türkiyə tərəfindən tam təktərəfli güzəşt kimi qiymətləndirilir.

Bunlara baxmayaraq, Türkiyə prezidentinin İrəvan səfəri, nəyisə dəyişmək gücündə də deyil – belə ki, Türkiyə ordusu, əhalisi və hakim elitası, Azərbaycanın maraqlarını erməni iddialarına qurban verməyə yol verməyəcəyini düşünürük. Bunlarla yanaşı, Türkiyə prezidentinin “Ermənistan” səfəri ilə bağlı Daşnaktsütyun partiyasının İrəvanda keçirdiyi etiraz aksiyaları, həmin səfərin heç də rahat keçmədiyini göstərir. Futbol oyunu zamanı Türkiyə dövlət himni ifa olunarkən və Türkiyə bayrağı stadiona gətirilərkən stadionu fit səslərinin bürüməsi, buna əlavə nümunədir.

Türkiyə başnazirinin təklif etdiyi, Qafqazda ölkələrarası problemlərin diplomatik yolla həll olunmasını hədəf tutan Qafqaz İstiqrar və Əməkdaşlıq Platformu – Qafqaz İttifaqı layihəsi, Türkiyə prezidenti tərəfindən dəstəklənsə də, Türkiyə müxalifət partiyalarının “bu ittifaq Rusiyanı gücləndirəcəkdir” arqumenti ilə haqlı etiraza səbəb olmuşdur. Aydındır ki, Rusiya gücləndiyi halda ondan asılı olan İran İslam Respublikası da güclənir və Tehran rejiminin güclənməsi, onun hesabına yaşayan işğalçı “Ermənistan”ı da ayaqda tutur.

Biz, məntəqədə hərhansı inteqrasiyanın əleyhinə deyilik. Lakin, bu inteqrasiyada birinci növbədə azərbaycanlıların milli mənafei nəzərdə alınmalıdır.

Bundan əlavə, gündən-günə İranda hakim olan şovinist, fanatik, diktator və sülh və əmniyyət və demokratiyaya qarşı olan mövcud rejim, hərhansı daxili və xarici fürsətdən istifadə edib və xalqımızı əsarət altında saxlamağa, assimilasiya siyasətini tətbiq etməyə, milli-mədəni və insani haqlarını pozmağa və sinfi və siyasi azadlıqlara yol verməməyə cəhd göstərir.

23 sentyabr məktəblərin açılışı ərəfəsində onlarca soydaşlarımızı (o cümlədən Əlirza Sərrafi, Əkbər Azad, Həsən Raşidi, Səyid Məhəmmədi Muğanlı, Həsən Rəhimi Bayat, Hüseyn Heydəri, Abbas Nəimi, Mehdi Nəimi və Səyyad Məhəmmədianı) həbs etmək və azərbaycanlıların öz ana-dillərində ibtidai məktəbdən tutmuş universitetə qədər ana dilində dərs keçməkdən yenə də məhrum qalmaları onu göstərir ki, mövcud İran İslam Respublikasına hər hansı bir güzəşt, müsalihə, reform və qanunaehtiram hətta öz qoyduğu qanunlara da ondan hörmət gözləmək bihudə və yersizdir. 63 il bundan əvvəl Pişəvəri Höküməti tərəfindən Azərbaycan türkcəsi rəsmi dil elan olundu. Pişəvəri Höküməti də Mərkəzi Dövlət vasitəsi ilə “Müzəffər Firuz – Pişəvəri Müqaviləsi” əsasında rəsmiyyətə tanındı. Ancaq, bugünə qədər Ana Dilində təlim və tədris haqqı, həm Şah və həm Xumeyni rejimləri vasitəsilə rəayət edilməmiş və diktatorcasına birtərəfli olaraq müqavilə pozulmuşdur. Xalqımız, özünə aid olan milli, mədəni, iqtisadi, siyasi və insani haqlarını ancaq mübarizə ilə əldə etməlidir və bu mübarizə xalqımız arasında rejimə qarşı geniş əməkdaşlıq və birlik vasitəsi ilə həyata keçə bilir. Xalqımızın müxtəlif qişr, zümrələr, təbəqələr, siyasi və mədəni qüvvələr arasında əməkdaşlıq və ittihadını təmin etmədən, istənilən nəticə əldə edilməyəcəkdir. Nə zindanilər azad ola bilər, nə də ki məktəblərdə ana dili tədris olunar.

Hörmətli həmvətənlər! Gəlin birlikdə bir səslə söyləyək:
Azərbaycanlı məhbuslar zindandan azad olunsun!
Ana dilimiz rəsmi dil elan edilib, məktəblərdə tədris olunsun!
Güney Azərbaycanda siyasi qüvvələr birləşsin!
Güney Azərbaycan xalqının birliyi təmin edilsin!
Güney Azərbaycanlılar öz milli müqəddəratını özləri təyyin etsin!

Güney Azərbaycan Siyasi Birlik və Əməkdaşlıq Komissiyası (GASBEK):

Abdulla Əmir Haşimi (Cavanşir)
Firidun Pərvizniya
Maşalla Rəzmi
Məhəmməd Müştaq
Dr Nurəddin Qərəvi

19.IX.2008

Sunday, October 05, 2008

حمایت قاطع دانشجویان و اساتید جهان تورک از بیانیه 700 کلمه‌ای

حمایت قاطع دانشجویان و اساتید جهان تورک از بیانیه 700 کلمه‌ای


میللی حرکت شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۷:


115تن از اساتید و دانشجویان ترک ،دانشگاههای ترکیه با حمایت از بیانیه‌ی 700 کلمه‌ای خواستار توقف نقض حقوق آذربایجانیان در ایران شدند .در بین امضاء کنندگان دانشجویان و اساتیدی از کشورهای آذربایجان ،ترکیه ،ایران ،قزاقستان ،قرقیزستان و ترکان آخیسکا به چشم می‌خورد.اسامی حامیان این بیانیه به شرح ذیل است :

http://azerbaycan700.blogfa.com





1- صابر رحیمی ایران

2. بولنت آيدين اوغلو ترکیه

3. واهيد ناسئري ایران

4. جمال محمداوغلو ترکیه

5. سرانه شواي آذربایجان

6. فريد مراد اوف آذربایجان

7. عقيل نصيب اوف آذربایجان

8. علمين جعفروف آذربایجان

9. دويغو يازقين ترکیه

10. الفيا ژاماکينا قزاقستان

11. ائلنور پاشا آذربایجان

12. توران محمدوف آذربایجان

13. شينير اوسنبايئوا کازاکيستان

14. بولنت بايرام ترکیه

15. آيهان کؤسه ترکیه

16. جئيهون عيسايئو آذربایجان

17. ژانات قاسيمووا آخيسکا تورکو

18. تيمور آيداروو قيرقيزيستان

19. روستم ميرزيئو قیرقیزستان

20. نعمت شاکيروف آخيسکا

21. سامير ابراهيموف آذربایجان

22. راتيبه بابيش ترکیه

23. عزيز بابيش ترکیه

24. رامين جعفري آذربایجان

25. ائلنور عاليئو آذربایجان

26. ائلچين صمدزاده آذربایجان

27. راميل سلاموف آذربایجان

28. ائلوين محمدوف آذربایجان

29. جلال اؤجال (خانه فرهنگ و حقوق بشر ترکان جهان)

30. فاديل اونال (مسئول فرهنگی بخش ترکان جهان شهرداری ازمیر)

31. ناظم مرادوف آذربایجان

32. عاکف عبدالله اف آذربایجان

33. حسن عيسايئو آذربایجان

34. وهاب ولي محمدوف آذربایجان

35. بابک عبدالله اف آذربایجان

36. چنگيز محمدوف آذربایجان

37. زاميق محمدوف آذربایجان

38. نادر غافاروف آذربایجان

39. وصال قمبروف آذربایجان

40. ائلدار جباروف آذربایجان

41. آصف قربانوف آذربایجان

42. ادريس موسايئو آذربایجان

43. علي محمدوف آذربایجان

44. جابير جوماليئو آذربایجان

45. آصف عظیموف آذربایجان

46. ظفر حسنوف آذربایجان

47. ائلچين وليئو آذربایجان

48. کاميل وليئو آذربایجان

49. شاکر اسدوف آذربایجان

50. آقشين ايبيشوف آذربایجان

51. زائور حاجيئو آذربایجان

52. ابولفضل عيسی آذربایجان

53. تورال حسنوف آذربایجان

54. راسيم فاراژوف آذربایجان

55. ايلهام محمدوف آذربایجان

56. وصال محمدوف آذربایجان

57. جئم گون آيدين ترکیه

58. نظام گون آيدين ترکیه

59. اللاه حسين غريبزاده آذربایجان

60. کؤنول غريبزاده آذربایجان

61. عدالت عبادوف آذربایجان

62. ائميل زينالوف آذربایجان

63. وصال آسلانلي آذربایجان

64. هلال کوشجا ترکیه

65. جلال سئچکين ترکیه

66. ؤ.ماموت اؤزبک ترکیه

67. يونس ايغدير ترکیه

68. دورسون جولاجي ترکیه

69. ووسال محمدوف آذربایجان

70. حسن ييلديريم ترکیه

71. ي.آک کوش ترکیه

72. آرزو دوغتکين ترکیه

73. مصطفی دوغتکين ترکیه

74. تونا دوغتکين ترکیه

75. فخريه تاتار ترکیه

76. سليمه تاتار ترکیه

77. گولخان تونجاي ترکیه

78. سواوي تونجاي ترکیه

79. محرم چاکار ترکیه

80. جابر موگاملي ترکیه

81. بيرسن کسکين ترکیه

82. فراه عاريف ترکیه

83. يوردانجي يايجي ترکیه

84. سئوتفانا آراز ترکیه

85. افغان نيفتويئو ترکیه

86. ابراهيم چاکار ترکیه

87. عباس ييلديريم ترکیه

88. ناميق حسينوف آذربایجان

89. روستم عليئو اخيسکا

90. جلال قربانوف آذربایجان

91. آغشين اؤزگور ترکیه

92. دنيز اؤزگئک ترکیه

93. محمود اؤکسوز ترکیه

94. نوراي اؤکسوز ترکیه

95. عمرجان اؤکسوز ترکیه

96. عمر آسلان ترکیه

97. زينت گؤک چمن ترکیه

98. توغچه تونا ترکیه

99. فولييا کاراوغلان ترکیه

100. بوراک آوجي ترکیه

101. بئرکين ايزدار ترکیه

102. براي گونئي ترکیه

103. امره گونئي ترکیه

104. ائبرو گونئي ترکیه

105. نيلگون سولاک ترکیه

106. هازال آيماندير ترکیه

107. تولقار شاشمان ترکیه

108. هارون گيريگي ترکیه

109. توناخان اؤکسوز ترکیه

110. گؤکتوغ آجار ترکیه

111. نوران سئويملي جان ترکیه

112. زاکير زمانوف آذربایجان

113. اورهان محمدلي آذربایجان

114. ورهان کيليچ ترکیه

115. تورج آبيدوف آذربایجان

Saturday, September 27, 2008

بیانیه‌ی 700کلمه‌ای روشنفکران آذربایجان در اعتراض به نقض حقوق بشر در آذربایجان

بیانیه‌ی 700کلمه‌ای روشنفکران آذربایجان در اعتراض به نقض حقوق بشر در آذربایجان

جمعی از نویسندگان،هنرمندان ،فعالین فرهنگی-مدنی و فعالین حقوق بشر ضمن صدور بیانیه‌ای خواستار توقف نقض حقوق بشر در آذربایجان و رفتارهای خشونت آمیز با فعالان مدنی هویت خواه آذربایجان شدند. متن بیانیه بدین شرح است:



روشنفکران و روزنامه نگاران هويت طلب آذربايجان را آزاد کنيد !

متاسفانه هر روز بر دامنه‌ی فشار هاي مضاعف بر فعالان و روشنفکران فرهنگی -مدنی آذربايجان افزوده مي‌شود .

از جمله مواردي که فعالان آذربايجاني در ماههاي اخير با آن مواجه بوده‌اند به اختصار به موارد ذیل می‌توان اشاره نمود:

1-احضار و بازداشت دهها فعال فرهنگي - مدني همزمان با دومين سالگرد قيام خرداد 85 در شهرهای مختلف آذربایجان که منجر به زنداني شدن تعدادي از فعالان شد.

2-دستگيري بيش از 10 دانشجوي دانشگاههاي آذربايجان که با گذشت بیش از 2 ماه از بازداشت متاسفانه همچنان در وضعيتي مبهم و بصورت بلاتکليف ،بدون تفهیم اتهام و امکان ملاقات با خانواده و وکیل ،در نهادهاي امنيتي به سر مي‌برند.

3- برخوردهاي فيزيكي و اعمال فشار روانی بر روی فعالان آذربايجاني که نمونه‌ي بارز آن ضرب و شتم حميد والايي دانش آموخته رشته حقوق که آثار ضرب و شتم وي در تصاوير منتشره از ايشان در سايتهاي اينترنتي موجود است.

4-محروم نمودن فعالان فرهنگی- مدنی تورک از حقوق اجتماعي خود همچون ادامه‌ی تحصيل در مقاطع تکميلي و اخراج از شغل مواردی از محروميت‌هاي اعمال شده مي‌باشد. نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که کارنامه‌ی آزمون کارشناسی ارشد آنها ارائه نشد.

5-ايجاد فضاي رعب و وحشت و امنیتی در مناسبتهاي مختلف از جمله روز جهاني زبان مادري ،سالگرد قيام خرداد 85، روز بزرگداشت بابک قهرمان ملي آذربايجان ، سالگرد تصويب فرمان مشروطه و حتي مراسم‌ ترحيم شخصیتهای آذربایجانی همچون مراسم ترحيم دکتر صمد سرداري نيا نويسنده و محقق تاريخ معاصر.

6-توقيف و تعطيلي نشريات متعدد و لغو مجوز و امتیازتشکلهای فرهنگي و هنري آذربايجان و فيلتر کردن سايتهاي هويت خواه.

مواردی که ذکر شد تنها نمونه‌ي کوچک و مختصری از نقض حقوق شهروندي فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان مي‌باشد که خواهان برقراري عدالت و احقاق حقوق اوليه انساني در چارچوب قوانين مصوب کشور هستند که متاسفانه نه تنها به اين مطالبات نادیده گرفته می‌شود بلکه همانگونه که ذکر شد فعالان در این راستا متحمل هزينه‌هاي گزافي می‌شوند.

البته اين مطالبات خواسته طيف يا قشر خاصي از مردم آذربايجان نیست ،بلکه خواسته اکثريت آذربایجانیها مي‌باشد که در قیام خرداد سال 85 این امر به شکل بارزی متجلی و متبلور شد.با این وصف، اميد آن مي‌رفت خروش و صدای اين قيام به گوش مسئولين هم برسد ولي متاسفانه نه تنها اقدامي در راستای احقاق مطالبات مردمي آذربايجان نشده ،بلكه به شدت برخوردها نيز افزوده شده است .

اگر در گذشته دستگيري فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان با ارسال احضاريه ها صورت مي‌گرفت ،بعد از حوادث خرداد 85 دستگيريها بدون اطلاع قبلي و از خانه‌ها ،خوابگاهها ، دانشگاهها و محل کارها صورت گرفته است که موجب هتک حرمت فعالان و ورود ضربات روحي شديد به خانواده‌هایشان می‌شود.

يکي از اين دستگیریهاي به اصطلاح امنيتي در تاریخ 20/6/87 در شهر تهران صورت گرفت و در جریان این 19 تن از مهمانان مراسم افطاري دستگير شدند. در اين مراسم ،که به پاس حضور خانواده عباس لساني( از زندانيان سياسي آذربايجان که در شهر يزد به صورت تبعيد زنداني است)برگزار شده بود ، که علاوه بر فعالينی همچون اکبر آزاد (کارشناس مردم شناسي و مولف کتب کودک)، حسن حیدری(معلم)، مهندس حسن راشدي (مؤلف چندين کتاب در مورد تاريخ و هويت آذربايجان و عضو هيئت تحريريه نشريه وارليق)، مهندس حسن رحیمی بیات(عضوکمیته گزارشگران حقوق بشر )،مهندس عليرضا صرافي (مدير مسئول نشريه توقيف شده ديلماج و عضو شوراي ملي صلح)، صیادمحمدیان(فعال مدنی) ،سعيد موغانلي (شاعر و سردبير نشريه ادبي ياشماق)،عباس نعیمی( کارمند دانشگاهِ تربیت مدرس تهران )،مهدی نعیمی اردبیلی (شاعرومعلم ) و چندین زن و کودک خردسال نيز به بازداشتگاهها منتقل شده‌اند و متاسفانه با گذشت بيش از دو هفته 9تن از اين افراد بدون دسترسي به حقوق اوليه و بدون امکان ملاقات با خانواده و وکيل همچنان در بازداشت به سر مي‌برند.

بديهي است که مسائل آذربايجان ،نه با خشونت و تهديد و نقض حقوق بشر، بلکه با ايجاد فضاي توسعه فرهنگي ،اجتماعي و امکان دسترسي به مطالبات اوليه‌ی آذربايجانيان و ساير اقوام مرتفع خواهد شد.

لذا ما امضاءکنندگان اين بيانيه ضمن تقبيح هرگونه خشونت و فشار بر فعالين عرصه مدنی و فرهنگ خواستار رفع کلیه‌ی نابرابريهاي فوق‌الذکر و آزادي هرچه سريعتر زندانيان سياسي آذربايجان، خاصه روشنفکران و دانشجویان آذربايجاني ،که بدون هيچگونه منطق حقوقي در يک مراسم افطاري دستگير شده‌اند،هستيم .



جهت امضاء این بیانیه به azerbaycan700kelime@gmail.com ایمیل بزنید.



http://azerbaycan700.blogfa.com







جعفر ابراهیم پور- منصور ابراهیم زاده -آراز احمدی-علی احمدی-عقیل آذردخت-محمد آذرقلم - مهدی آذری-آیدین آراز- قلیاردبیلی-علیرضا اردبیلی –محمدرضا الاردبیلی-پروین اردلان- محمد آزادگر- شاهین استاجلو- ودود اسدی – مسعود اسفندیاری- حسین اسکندری- سعیده اسلامی- اوروج اسماعیلی - فرخ اسماعیلی نژاد-

ناصر اشکانی- علیرضا اصغرزاده- احد اصغری- یعقوب اصولی –مهرنوش اعتمادی- بهنام آفاق - فریدون آقازاده- حسین اقبالی کویچ- مهدی اقدسی- احد اقدسی -دکتر امین اکبرپور- حاج علی اکبرزاده-مسعود اکبری- حسین اکبری- عباس امامی-حسین امانی- محمدرضا امانی – اسدالله امیری –اصغرامینی – شهلا انتصاری-پیمان انصاری- الناز انصاری- یوسف انصاری- حسین انور حقیقی- علی اوجاقلو – حسن اومود اوغلو-بابک بابایی- مهدی بابایی- فریبرز بابایی – قاسم بابایی - مسعود بابایی –احسان بابایی – مهدی باقری - علی رضا باهر

-محمد بدلی – علی برازنده- رضا براهنی – علی برزگری-ژیلا بنی یعقوب-رقیه بهادری- مهران بهاری- شهرام بهشاد- حمید بی ازار - سید حیدربیات- ایواز بیات-رضا بیانی - محمد علي بیانی- دکتر یوسف بیداردل- علی بیگی-ناصر پاشائی- مهسا پاشایی –ایوب پاشنگ- یعقوب پاشنگ-مجید پژوهفام- حسین پناهی- صمد پور موسوي –نیما پور يعقوب- عباس پوراظهری- فائقه پیر هاشمی-هایده تابش- رسول تراشکار – بهنام ترکانپور- مهندس یعقوب تقوی – نیره توحیدی-داوود توران- نادرثانی –علی جبرئیلی – مهران جدی- رضی جعفرزاده- صبا جعفری- زهرا جعفری – هوشنگ جعفری-محمدطاهرجعفری –صمد جلالی –حمید جلالی - عباس جلیلی – اسماعیل جمیلی – اسماعیل جوادی- علیرضا جوانبخت قولونجو –لاله جوانشیر-سیف حاتملوئی-بنفشه حجازی – مسعود حسرتی – ایلقار حسن زاده- سوسن حسنی - لطیف حسنی – رضا حسینی – مهدی حسینی – سونیا حضرت پور- علیرضا حقی - یاشارحکاک پور - بهروزحکم آبادی – بابک حمیدی – علی حمیدی – عبدالله حیدری- لیلا حیدری –فاطمه حیدری - علی خالط آبادی -داوود خداکرمی -علی اکبر خسروشاهی - آزاده خسروشاهی – یاور خسروشاهی – آناهیتا خوش ظاهر - حسین خوش ظاهر – گیسو خوشه چین – مختارخیابانی –نگار خیاوی – اکرم خیرخواه – گیتی خیرخواه - رضا داغستانی –بابک دانشور -مهندس سعید داوری – مسعود داوودی - سلامت دشتی - حسن دمیرچی – هدایت ذاکر -فتح الله ذوقی - حامد رحمتی – حسن رحمتی-صابر رحیمی –محمد رزاقی- مجتبی رزمی- بؤیوک رسول اوغلو - حاج حسین رضازاده- دکتر احمدرضایی- اباذر رضوانی- رعنا رنجبر- کریم رنجبر- یونس زارعیون- فاخته زمانی -موسی ساکت-مناف سببی- جبارستاراوغلو-فاطمه ستاری-نسرین ستوده-آیدینسرداری نیا-ائلناز سرداری نیا - آیدا سعادت –رحیم سعادتی – آیاز سعیدزاده-هدایت سلطان زاده-آرازسلطانی –علیسلطانی-احد سلطانی- غلامرضا سلماسی -مرتضی سلمانی -مهندس علی سلمانی-مهدیسیدرضایی -مهندس الله قلیسیرانی – سلمان سیما-ساعده سیما –رامین شادپور- مهندس حمید شافعی – اوختای شافعی- نازلی شافعی-یونس شاملی-بهروز شریفی- خلیل شفیعی-آیدین شفیعی –بهناز شکاریار-امید شکری- رضا شکوهی-محمدرضا شوقی –وحید شیخ بگلو- صابر شیرافکن –اولدوز صادق –آیدین صادقی-امیر رضا صانعی-سیامک صبری –لیلا صحت –دکترضیاء صدرالاشرافی- وحید صدیقی- وحید صفاپور-بهروز صفری –کیان صفری- فرزاد صمدلی - رضا صمدی – امیررضا صیادی-خسرو صیادی-ابراهیم ضحاک- عطیه طاهری- شیرین عبادی-علیعباس زاده- رضا عباسی- رضاعباسی-سهند عباسی ائلچینعبداللهی –سعید عبدی-علیعبدی –رحیم عبدی-رضاعدالتی -دکتر صدیقه عدالتی- رضا عدالتی- فضائلعزیزان –ثریا عزیزپناه- داوود عظیم زاده – اسرافیل عظیمی- سهند علیپور –رحیم علیرضائی – حسنعلیزاده- یاشارعمی اوغلو-رضاغفاری-شهنازغلامی –سعیدهغلامی-پویاغلامی-توکل غنی لو-جلیلغنی لو-بهروزفتاحی- جوادفتحی-نازنینفرزانجو-یاسمین فرزانجو-فرزاد فرشاد –فرانک فرید- منوچهرفرید-جواد فضلی- واحید قاراباغلی- سعید قاسمی -علی قره‌جه لو –مریم قره داغی

بابک قلی پور-علی قهرمان زاده-دکتر محرمکامرانی-هماکاویانی-هاجرکریمی- اردشیرکریمی-ناهیدکشاورز-سیامک کشاورزی-مهدیکشاورزی –سعیدکلانکی-مهندس جعفرکیوانچهر-محمودگنجی- مهنازگیچلو-محمدرضا لوائی-سیامک مؤیدزاده-حسن متقی نیا-سعید متین پور- مسعود متین پور-مهندس احمد محدث-ائلشن محمدپور-آلتای محمدپور-علیرضا محمدپور- نوید محمدی- کریم محمدی- نسرین محمدی-مهرعلی محمدی-آراز محمدی-علی محمدی- نرگس محمدی – بابک محمدی- حسین محمدی-کریم محمدیان- ستار محمود اوغلو-نقی محمودی-علی محمودی- فرزاد محمودی- تایماز محمودی-یاشار مرادی- باقر مرتضوی-مهدی مرتضوی مولو-ناصرمرقاتی-علی مسعودپور-ندا مشیری –رضوان مقدم-خدیجه مقدم-صدیقه مقدم-سولماز مقدم-وجیهه مقدم-علی ملازاده-حمید منافی-ناصرمنظوری-نیلوفرمهدیان-حاج کاظم مهدیزاده-حسین موسوی –پروفسوریوسف مولایی-ناهید میرحاج-علی اکبر میزان- بابک مینقی- وحید ناصری- علی رضانجفی- بهرام نصیری-شیوا نظر آهاری-تئل‌نازنعمتی-سعید نعیمی -مهندس صادق نقاشکار-بهرام نقوی- مرتضی نور محمدي- بهنام نورمحمدي-جلال نورمحمدی-محراب نورمحمدی-موسی نورمحمدی-عباس نیکروان-انصافعلی هدایت –احمد والائی- قاسم وطن اوغلو- فرازیکیتا- حامد یگانه پور-مرتضی یگانه پور- آنار یوسف زاده-احمد یوسف زاده

-فیروز یوسفی- رحیم یوسفی-علی یوسفی-حامد یوسفی

نامه سرگشاده جمعی از نویسندگان و شعرای آذربایجانی در ارتباط با بازداشت های اخیر آذربایجان

نامه سرگشاده جمعی از نویسندگان و شعرای آذربایجانی در ارتباط با بازداشت های اخیر آذربایجان




پنج شنبه ۴ مهر ۱٣٨۷ - 25 سپتامبر ۲۰۰٨




اویرنجی نیوز: در پی بازداشت های اخیر در آذربایجان دامنه اعتراض به این بازداشت ها هر روز بازتاب گسترده ای می یابد. طی روزهای اخیر سازمان عفو بین الملل نیز با صدور دو اعلامیه جداگانه به بازداشت 9 فعال مدنی و 8 فعال دانشجوئی آذربایجان اعتراض نمود.




بنا به گزارش اویرنجی نیوز در پی تشکیل تجمعات اعتراض آمیز روزهای اخیر در شهرهای لندن و گوتبرگ و همچنین اعتراض جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاههای جمهوری آذربایجان به بازداشت های اخیر فعالان مدنی و دانشجوئی آذربایجان، اینبار نیز جمعی از شعرا و نویسندگان آذربایجانی با صدور نامه سرگشاده ای از تمامی نویسندگان و شعرای جهان خواستند که نسبت به بازداشتهای اخیر آذربایجان بی تفاوت نبوده و همصدا با نویسندگان آذربایجانی اعتراض گسترده خویش را به گوش مقامات ایرانی برسانند. در این نامه سرگشاده با اشاره به این که بیش از 30 میلیون تورک آذربایجانی ساکن ایران از داشتن حتی یک مدرسه بزبان مادری خویش محروم می باشد به حق طبیعی، مدنی و انسانی میلیونها آذربایجانی مبنی بر برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران تاکید شده است.



اسامی امضا کنندگان این نامه عبارتند از:

1-محمد علی حسینی، 2-سیروس مد‌دی، 3- بهروز حقی، 4-عبدالله امیر هاشمی، 5-اوغورلو فخری، 6-علی اسمعید کور، 7-پاشا علی اوغلو، 8- جوانشیر یوسیف‌لی، 9-احمد اوغوز، 10-قولو آغ سس، 11- الهام قهرمان، 12-قوربان یعقوب‌لو، 13- حیکمت صابیراوغلو، 14- آذر قاراچن‌لی، 15- مراد کوهنه قالا، 16-نیاز قاراقویونلو، 17- ناصر یعقوب، 18- واقیف یوسیف‌لی، 19-افضل الدین اصغر، 20- فرهاد فرهادلی، 21- ظفر فرهاداوغ‌لو، 22- رستم کمال، 23- رامیز اصغر، 24- قدیم قوبادلی، 25-راسیم قاراجا، 26-حمید هریس‌چی، 27-رافیق تاغی، 28-آزاد یاشار، 29-نجات محمداوف، 30-نرمین کمال، 31- قان تورا‌لی، 32-ابراهیم سئل، 33-اورخان ائیپ، 34-دیوانه اوزان، 35 -خاقانی هاس، 36- زیبا کرباسی، 37- لاله جوانشیر، 38-صمد پورموسوی، 39-چنگیز گؤی تورک، 40-ایشیق سؤنمز،

41-ا.س.ائشیل باخ، 42- والی گؤزتن، 43- محمد آذر، 44-ساری گلین، 45- ارسان ارئل، 46-هادی قاراچای

آذربایجان شاعر و یازی‌چی‌لارینین دونیا شاعرلر و یازی‌چی‌لارینا موراجعتی




پنج شنبه ۴ مهر ۱٣٨۷ - 25 سپتامبر ۲۰۰٨




اویرنجی نیوز: گونئی آذربایجان دا سون توتوقلامالار آردیندان دونیانین هر بیر یئریندن اعتراض سسلری یوکسلمه یه باشلایب. اویرنجی نیوزون معلوماتینا گوره قوزئی آذربایجان دان بیر چوخ اویرنجی و بیلیم یوردلاری معلم لری گونئی ده میللی فعاللارا دستک وئرمه سی نده ن سونرا ایندی ده اونلار شاعیر و یازار آچیق مکتوبلا دونیا شاعیرلر و یازارلارینا موراجعت ائدیب لر. موراجعت ده دونیا شاعیر و یازارلاری نی بو توقوقلامالاری قیناماغا و میلی حرکت فعاللاریندان مودافعه ائتمه یه چاغیریلیبلار.



دیرلی قلمداش‌لار،



1925-جی ایلده رضا شاهین حاکیمیته گلیشیله ایران میللت‌لر جهنمینه چئوریلدی. اونون بیر “دئولت بیر میللت” سیاستی سونوجو ایراندا اولان باشقا دیل‌لره یاساق قویولدو. بونونلا دا چئشیت‌لی باسقی‌لارلا باشقا میللت‌لری اریتمه سیاستینی اویغولاماغا قویدولار.

ایراندا او فاشیست سیاسته قارشی میللت‌لر چئشیت‌لی دؤنم‌لرده باش قال‌دیرا‌راق اؤز حاق‌لارینی ایسته میش‌لردیر. 1945-46.جی ایللر آراسی آذربایجاندا، میللت بیر ایل ایچینده اؤز میللی دئولتینی قورموش، چاغا اویغون چئشیت‌لی اصلاحات‌لار آپارمیش‌دیر. آنجاق بیر ایلدن سونرا تئهران قوشونو آذربایجانا هوجوم ائدیب، مین‌لرله اینسانی اؤلدوره‌رک او دئولتین اؤنده گلن بیر چوخ شخصیتینی ده اعدام ائتمیش‌دیر. آنجاق بونا باخمییا‌راق آذربایجان‌لی‌لار اؤز میللی حاق‌لارینی ایستمک‌دن هئچ بیر زامان دالی دورمامایش‌لاردیر. بو یولدا چئشیت‌لی دؤنم‌لرده چوخ‌لو آیدین‌لارینی دا قوربان وئرمیش‌دیر.

ایندی ایراندا 30 میلیونون اوزرینده آذربایجان تورکو یاشاماقدا‌دیر. آنجاق بونا باخمایا‌راق، ایرانین ان چوخ آزین‌لیغی اولان آذربایجان تورک‌لری‌نین ایلکین اینسان‌لیق حاق‌لاری وئریلمه میش‌دیر. اونلارین اؤز دیل‌لرینده بیر دنه ده مکتب یوخ‌دور. دئمک اولار بو دوروم چاغداش دونیامیزدا یالنیز ایراندا سوردورولمکده‌دیر.

سون گون‌لرده ایران دئولتی داها دا باسقی‌لارینی آرتیرمیش‌دیر. اوردا اولان چوخ‌لو آذربایجان‌لی آیدین‌لاری توتوب، دوستاق‌لارا دول‌دورا‌راق اونلارا چئشیت‌لی ایشگنجه‌لر اویغولانماقدا‌دیر. بو یاخین‌لاردا تئهراندا نئچه نفر تانینمیش آذربایجان‌لی شاعر، یازی‌چی، آراشدیرماجی، قزئته‌چی توتقلانمیش‌دیر. دئولت توتولان‌لارلا باغ‌لی عائله‌لرینه هئچ بیر بیلگی وئرمه مکده‌دیر. ایراندا اینسان حاقلارییلا باغ‌لی چالیشان قوروم‌لارین دا چابا‌لاری بیر سونوج وئرمه مکه‌ده‌دیر.

بونو نظره آلا‌راق بیز آذربایجن‌لی یازی‌چی‌لار، شاعرلر اؤز قلم دوست‌لاریمیزین آغیر دورومونو، خاریجی قلمداش‌لارا بیل‌دیریریک. بیزیم سسیمیزی دونیایا یایماقدا یاردیمجی اولامانیزی ایسته ییریک.



مکتوبو ایمضالایانلار: 1-محمد علی حسینی، 2-سیروس مد‌دی، 3- بهروز حقی، 4-عبدالله امیر هاشمی، 5-اوغورلو فخری، 6-علی اسمعید کور، 7-پاشا علی اوغلو، 8- جوانشیر یوسیف‌لی، 9-احمد اوغوز، 10-قولو آغ سس، 11- الهام قهرمان، 12-قوربان یعقوب‌لو، 13- حیکمت صابیراوغلو، 14- آذر قاراچن‌لی، 15- مراد کوهنه قالا، 16-نیاز قاراقویونلو، 17- ناصر یعقوب، 18- واقیف یوسیف‌لی، 19-افضل الدین اصغر، 20- فرهاد فرهادلی، 21- ظفر فرهاداوغ‌لو، 22- رستم کمال، 23- رامیز اصغر، 24- قدیم قوبادلی، 25-راسیم قاراجا، 26-حمید هریس‌چی، 27-رافیق تاغی، 28-آزاد یاشار، 29-نجات محمداوف، 30-نرمین کمال، 31- قان تورا‌لی، 32-ابراهیم سئل، 33-اورخان ائیپ، 34-دیوانه اوزان، 35 -خاقانی هاس، 36- زیبا کرباسی، 37- لاله جوانشیر، 38-صمد پورموسوی، 39-چنگیز گؤی تورک، 40-ایشیق سؤنمز،

41-ا.س.ائشیل باخ، 42- والی گؤزتن، 43- محمد آذر، 44-ساری گلین، 45- ارسان ارئل، 46-هادی قاراچای

Monday, September 22, 2008

زبان ترکی را در ایران رسمی کنید

زبان ترکی را در ایران رسمی کنید

بیانیه جنبش دانشجوئی آذربایجان به مناسبت اول مهر


• میلیونها کودک و نوجوان این جامعه با یک برنامه از قبل تعیین شده و اجباری از یادگیری زبان مادری شان برحذر داشته می شوند و به این ترتیب از هویت فرهنگی خود بیگانه می گردند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۱ مهر ۱٣٨۷ - ۲۲ سپتامبر ۲۰۰٨

بار دیگر اول ماه مهر است. این روز برای آنها که در پی کسب علم و دانش هستند و زبان گفتاری و نوشتاری شان در خانه و مهدکودک و دبستان و دبیرستان و دانشگاه یکی است یقینا سمبل آغاز و شکفتگیِ ِ فصلی دیگر در زندگی است. اما برای میلیونها کودک و نوجوان و جوان دیگر که زبانی غیر از زبان رسمی و دولتی دارند روز اول مهر با نامهری شروع می شود چرا که باید هویت ملی و فرهنگی خود را دم در مدرسه و دانشگاه جا گذاشته و به زور جامه ذهنی و فکری دیگری بر تن کنند که سالیان متمادی است بر آنها تحمیل می شود و در دهه های اخیر از سوی حکومتی عملی می شود که خود را اسلامی می داند و رئیس جمهورش ادعا می کند که کشور تحت سلطه اش آزادترین جامعه دنیاست!

بخش بزرگی از مردم این جامعه به زبان رسمی نامیده شدهء آن تکلم نمی کنند. این زبان به بخش بزرگی از مردم این جامعه در موسسات گوناگون آموزشی تحمیل می شود. میلیونها انسان این جامعه در قرن بیست و یکم اجازه یاد گیری زبان مادری شان را ندارند. میلیونها کودک و نوجوان این جامعه با یک برنامه از قبل تعیین شده و اجباری از یادگیری زبان مادری شان برحذر داشته می شوند و به این ترتیب از هویت فرهنگی خود بیگانه می گردند، آن هم در مملکتی که سران سیاسی آن هر روز در پی صدور دستور العمل هایی برای اصلاح و بهبود جهان هستند و رئیس جمهور آن با نامه پراکنی در صدد دادن رهنمود به روسای دیگر ممالک است.
میلیونها انسان ترک زبان در این جامعه با انداختن جریمه به داخل قلک های سفالی در کلاس های درس به جرم ترکی حرف زدن بزرگ شده اند. حکومت شاه از هیچ بیشرمی ابا نداشت و کثیف ترین سیاست های آسیمیلاسیون و از خود بیگانگی را در آذربایجان به کار می بست. وقوع انقلاب بهمن ٥٧ هیچ تغییری در کژترین سیاست های آموزشی دوران استبدادی شاهنشاهی بوجود نیاورد. ممنوعیت زبان ترکی هم چنان ادامه یافت و این بخش از سیاست های شاه، روی انقلاب را به خود ندید. با اینکه دست اندرکاران پس از انقلاب، انقلاب فرهنگی به راه انداختند اما زبان ترکی هم چنان تابو باقی ماند و روی آزادی را به خود ندید.

مسئولان مملکتی که همیشه آذربایجان را سَرِ ایران می نامند و مردم آن را غیور می شناسند که حافظ و پاسدار مرزهای کشور بوده اند هیچگاه این اخلاق دوگانه خود را زیر سوال نبرده اند که اگر این مردم تااین اندازه برای این کشور ارزشمند هستند پس چرا زبان مادری شان ممنوع است؟ اگر فرزندان این خطه در انقلاب مشروطه و بهمن آن چنان جان فشانی کردند و در پس راندن تجاوز صدام حسین هشت سال تمام در جبهه های جنگ خون دادند پس چرا حق مساوی با دیگران ندارند؟ آیا قوانین اسلامی چنین بیعدالتی را جایز می دانند؟

چند سالی است که آذربایجان به پا خاسته و برای اولین بار پس از مدت های مدیدی خواستار حقوق فرهنگی و ملی خویش است. بسیاری از نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالان دانشجویی و روشنفکران ترک زبان به جرم مطالبه برای آزادی زبان مادری در سلول های زندان ها به سر می برند. ترک ها بدرستی و به حق، حقوقی را می طلبند که بخش های دیگری از این جامعه از آن ها برخوردار بوده و هستند.

با به تعویق انداختن توجه به مطالبات کاملا مردمی در آذزبایجان خواسته ها هر چه بیشتر رنگ سیاسی به خود گرفته و طرق حل مشکلات، با گذشت زمان پیچیده تر و بی اعتمادی ها گسترش بیشتر می یابند. مهمترین و عاجل ترین خواسته ترکها در ایران رسمیت یافتن زبان ترکی در کنار زبان فارسی است تا علاوه بر آذربایجان ترک های ساکن خراسان و تهران و دیگر اقصی نقاط کشور آزادانه به فراگیری زبان مادری خود پرداخته و هم چون دیگران با فرهنگ خود زندگی کرده و به شکوفا شدن آن یاری رسانند. رئیس جمهور کشور که قرار است چند روز دیگر به آذربایجان سفر کند می باید به این خواسته مردم جامه عمل بپوشاند. اگر از نظر ایشان انرژی هسته ای "حق مسلم" مردم است پس فرا گیری زبان مادری حقی کمتر از آن نمی تواند باشد.

با وجودتمامی مشکلات، فشارها و زندان ها برای تمام دانش آموزان و دانشجویان سالی موفق و پربار آرزو داریم و امیدواریم بزودی زبان ترکی نیز به مدارس و دانشگاه ها راه پیدا کند.

Wednesday, June 18, 2008

نامه ای از علیرضا فرشی؛ فرزند شهید بهمن فرشی به سید علی خامنه­ای؛ رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران

نامه ای از علیرضا فرشی؛ فرزند شهید بهمن فرشی به سید علی خامنه­ای؛ رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران


آذربایجان اویرنجی حرکاتی : جناب آیت الله خامنه­ای با سلام و آرزوی طول عمر برای خادمین واقعی مردم ساکن ایران، امیدوارم که حالتان برای خواندن این نامه مناسب باشد و خواندن این نامه مانع رسیدگی به امورات کشور نشود. از شما طالب خواندن نامه­ای هستم که با امید فرآوان نوشته شده است. نامه­ای که بدون هیچ حب و بغضی و تنها برای روشنگری نوشته شده و حرف دل کسانی است که چون من به خیل حق طلبی فرزندان آذربایجان پیوسته­اند و خواهان برچیده شدن تمامی نمادها و مظاهر ظلم در حق ملت مظلوم آذربایجان هستند.

جانشین معزز حضرت آیت الله خمینیخوب می­دانید که حضرت امام حق پدری به گردن فرزندان شهید داشت. من بعنوان یکی از فرزندان ایشان، چیزهایی را از ایشان به یادگار گرفتم. امام فردی ساده زیست و در عین حال جسور بودند. امام جماران هیچگاه حاضر نبودند که حق کسی را ناحق کنند و یا قدمی بر خلاف نص صریح قرآن و سیره نبوی بردارند. ایشان رهرو واقعی چهارده معصوم و در پیروی از آنها امام من، همه فرزندان شاهد و شیعیان جهان بودند. جناب حضرت آیت الله خامنه­ای اجازه دهید همان صمیمیتی را که با امام داشتیم با شما هم داشته باشیم. ایشان بدون هیچ پسوند و پیشوندی برای ما «آقا روح الله» بودند و شما «سیّد علی» باشید! سیّد علی جان!من و قریب به اتفاق آذربایجانی­ها - چه آنها که در کشور آذربایجان ساکن هستند و چه آنها که در آذربایجان حدود مرزی ایران هستند – شیعه جعفری هستیم و بر حضرت امام جعفر صادق (ع) در علم و ایمان و عمل تابع. درست است که من هم مثل هر انسانی جائرالخطا هستم و شاید در انجام بعضی فرائض دینی و فروع آن سستی داشته باشم ولی به اصول دین اسلام، به توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت پایبندم. شاید بهتر است کمی از پدر شهیدم برایتان بگویم. او مظهر یک شیعه واقعی بود، متعصب و باایمان. او مرد بخشنده­ای بود که هیچگاه حق کسی را پایمال نکرد و هیچگاه حتی به اندازه سر سوزنی از حق خود نگذشت. او نه ظلمی کرد و نه خواست که مظلوم باشد. او می­گفت اگر مظلومی نباشد، ظالمی نیز نخواهد بود. اسم او بهمن و اهل محلله دیزج یئکن مرند بود. پدرم بهمن با پیروزی انقلاب اسلامی در اواسط سال 1358 به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و پاسدار این وطن شد. او به خاطر ارادتی که به حضرت امام رضا (ع) داشت و بخشی از عمرش را در شهر مشهد مقدس سپری کرده بود در پسوند نام من و برادرم از رضا استفاه کرد: اسم من را علیرضا و اسم برادرم را غلامرضا انتخاب کرد.پدر شهیدم از ابتدا با حرامخواری مخالف بود و در برابر تمامی کسانی بود که از اوان پیروزی حق بر باطل سال 1357 بدنبال سوء استفاده از بی­نظمی­های اول انقلاب بودند. می­گفت شرابخواری از مال خود، خیلی بهتر از حرامخواری از مال دیگران است. ایشان با شروع جنگ ایران و عراق تا اسفند سال 1363 که در عملیات بدر در شرق جزیره مجنون شهید شدند ذره-ذره وجودشان را نثار راه این نظام نوپا کرد. در حقیقت از روزی که مهدی باکری فرمانده لشکر 31 عاشورای آذربایجان در عملیات بدر شهید شد تا اسفند سال 1373 به مدت ده سال پدر من مفقودالاثر گردید. نه از اسارت ایشان و نه از شهادتشان مطلع نبودیم. انتظار بس طاقت­فرسا. پدرم نوحه خوان امام حسین (ع) هم بود. محبوب­ترین کتاب­های ایشان هم همین کتاب­های نوحه بود که با صدای حزین به زبان تورکی آذربایجانی آنها را می­خواند و آنها را برای ما به یادگار نهاده است. در آخر این نامه، وصیت­نامه ایشان را که به همراه پیکر مطهرش در اسفند سال 1373 تحویل خانواده­ام داده­اند به پیوست قرار داده­ام. امام گفته بودند که این وصیت­نامه­های شهدا را بردارید و بخوانید! خواهش می­کنم در خواندن آن دقت فرمایید. این وصیت­نامه به مدت ده سال در میان بادگیری که به تن ایشان بوده حفظ شده و خون شهیدش که بر روی آن روان گشته آن را امضاء نموده است. آقا سیّد!من یک تورک آذربایجانی هستم. نمی­دانم اصالت شما واقعن به کجا برمی­گردد و آیا واقعن شما هم یک تورک آذربایجانی هستید یا نه! به هر حال شما رهبر نظام جمهوری اسلامی هستید و یک انسان! انسانی که بسیاری شما را به عنوان مرجع تقلید خود انتخاب کرده­اند. حتی اگر به مذاق بعضی­ها خوش نیاید، باید اذعان داشت که شما به حق انسان والایی هستید. اما، حتی بزرگان هم جائزالخطا هستند و بهتر است همواره رفتار و منش خود را با معیار چهارده معصوم (ع) بسنجند و قدم در جای پای آنها بگذارند.در نه سالی که در تهران مشغول تحصیل در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته نرم­افزار کامپیوتر بودم یکی از مشغولیت­های فکرام علت­یابی طرز برخورد زشت بعضی­ها با فرزندان ملت تورک بودم. انسان موجودی چاره­اندیش است و من هم به دنبال چاره­ای بودم که در عین حفظ هویت خودم از گزند این توهین­ها و تحقیرها دور بمانم. دیگرانی بودند که دوست داشتند من همچون آنها باشم، و به زبان آنها سخن بگویم و با آداب و رسوم و فرهنگ آنها زندگی کنم. اما من هیچ عیب و ایرادی نه در زبان تورکی آذربایجانی­ام، نه در فرهنگ والای اسلامی و تورکی­ام و نه در آداب و رسوم آذربایجانی­ام نمی­دیدم. ما تورک­ها همواره بخشی مهمی از مدافعان دین پیغمبرمان حضرت محمد (ص) بودیم و شیعیانی ولایت­مداری برای امام علی(ع) و صلح­دوستانی پیرو برای امام حسن (ع) و مبارزان، شهادت طلبان و نوحه­خوانان عاشقی برای حضرت امام حسین (ع)، و ... هیچگاه نخواستم در افراط یا تفریط گرفتار شویم و در عین حالی که پایه­های محکمی در شعر تورکی توسط نعیمی­ها، نسیمی­ها، فضولی­ها، و ... آفریدیم توسط همینان و دیگران به ساختار بندی نظم و نثر فارسی نیز بدون هیچ تعصب و چشم­داشتی پرداختیم. همانطور که مستحضرید، آشیق­های آذربایجان نیز که مفصل­های ارتباطی بین ملت تورک با خدای محمد (ص) هستند همواره در اوج سخنوری و موسیقی بوده و هستند. پس عیب نه از فرهنگ مدارای و صلح دوستی ما، بلکه از زیاده­طلبی تنی چند شووینیست افراطی بود که ما را در معرض توهین­ و تحقیر قرار می­داند. من و صدها مثل من باید به شووینیستهای افراطی می­فهماند که ما را نمی­شناسند! ما نه نژاد پرستیم و نه برتری طلب، ما تنها می­خواهیم بگوییم که انسانیم و زبانمان تورکی آذربایجانی است و بخاطر انسان بودنمان حق زیستن به مانند یک انسان را داریم. ما هم حق تحصیل به زبان مادریمان را می­خواهیم. ما هم حق رسمی شدن زبان تورکی آذربایجانی را می­خواهیم. ما هم می­خواهیم شاهد شکوفایی اقتصادی در موطن خود آذربایجان باشیم. ما در یک کلام بدنبال تعیین سرنوشت خودمان به دست خودمان هستیم و می­خواهیم هویت تورکی و آذربایجانی­مان به رسمیت شناخته شود. رهبر معظم انقلاب!من تجزیه طلب، جدایی خواه، منافق، ضد انقلاب، و ... نیستیم. من برای ملتم خواهان استقلال فرهنگی و اقتصادی هستم. من یک استقلال طلب فرهنگی و اقتصادی هستم! سیستم متمرکز حکومتی چون استخوانی گلوی ما را می­شکافد! ما هم می­خواهیم که بر اساس فرهنگ خودمان برای کودکانمان کتاب تحصیلی به زبان مادریمان چاپ کرده و در مدارسمان تدریس کنیم. از کتاب­های شووینیستی که تورک­ها را وحشی و عقب­مانده خطاب می­کنند و آنها را به خورد فرزندانمان می­دهند حالمان بهم می­خورد. آیا ملتی که برای اولین بار آموزش مدرن را به دست رشدیه به تبریز آورده است نمی­تواند کودکان خود را تربیت کند و برای آنها کتاب درسی تهیه و چاپ نماید! آیا مادران این ملت که از آنها پروین اعتصامی­ها شهرت یافته­اند حق ندارند به زبان خود فرزندانشان را تربیت کنند. آیا ملتی که دارای اولین شهرک دانشگاهی جهان بنام ربع رشیدیه است لیاقت تربیت فرزندان خود و آموزش آنها به زبان مادریشان که تورکی آذربایجانی است ندارد. آیا ملتی که در مقبرة الشعراءش بیش از 450 شاعر صاحب دیوان آرمیده است حق تحصیل به زبان مادری و رسمی شدن زبان تورکی آذربایجانی­اش در سراسر ایران را ندارد. آیا رواست که زبان ملتی که بصورت منحصر بفردی مقبرة الاولیاء و حکما دارد چنین مظلوم بماند که حتی در تبریزش خواندن و نوشتن و تحصیل به آن زبان ممنوع باشد.خوب می­دانید که انسان یک موجود اکتسابی است و بدون آموزش صحیح قادر به انجام هیچکاری نیست. انسان تورک آذربایجانی بر خلاف دیگر انسان­های ساکن ایران و خصوصن فارس­زبان­ها به هنگام تحصیل همراه با یادگیری خواندن و نوشتن به زبان فارسی در دوران کودکی، باید به زبان­آموزی نیز بپردازد. این مسئله حتی تا دوران دانشگاهی قدرت رقابت برابر با فارس­زبان­ها را از ما می­گیرد. فارس زبانان عموماً در کسب مناصب مدیریتی کشور موفق­تر عمل می­کنند و بی­زبانی ضربه­های شدیدی بر حقوق ملت من می­زند. شاید بهتر باشد به آمار کنکورهای دانشگاهی و خصوصن آمار دانشجویان دانشگاه­های معتبر که مسئولین آینده مملکت از بین آنها انتخاب می­شوند دقت فرموده و درصد تعداد دانشجویان تورک را با جمعیت واقعی آنها مقایسه کنید. یا می­توانید درصد تعداد وزرای تورک دولت­های نظام ­جمهوری اسلامی را با درصد جمعیتی آنها مقایسه کنید. آیا این آمار با شعارهای برادری و برابری اول انقلاب همخوانی دارند؟ بهتر است از نمایندگان خود در مجلس آمار دیگری از تعداد سخنرانی­های نمایندگان مجلس آذربایجان را بخواهید و ببینید که بجز جناب دکتر اکبر اعلمی که ایشان را هم در این دوره رد صلاحیت کردند، نمایندگان ما چند دقیقه در طول دوران نمایندگی­شان از اول انقلاب تا حال سخنرانی کرده­اند و حقوق ما را طلب نموده­اند. یا بهتر است میزان بودجه­های جاری عمرانی و بودجه­های تخصیص داده شده به شرکت­های دولتی، و بودجه­های در نظر گرفته شده برای پرداخت حقوق کارمندان دولتی و ... را که به شهرهای آذربایجان تعلق می­گیرد را با بودجه­های سایر شهرها مقایسه کنید. یا بهتر است تعداد کل کارمندان دولتی آذربایجان را با تعداد کارمندان سایر شهرها مقایسه کنید و درصد تعداد آنها نسبت به تعداد کل کارمندان کشور را با درصد جمعیتی آذربایجانی ها نسبت به جمعیت کل کشور مقایسه کنید. میزان سرمایه­گذاری­های دولتی در استان­های مختلف هم منبع خوبی برای مقایسه می­تواند باشد. مطمئن باشید که این آمار اصلاً رضایت وجدان منصف شما را جلب نخواهد کرد! سید علی!نسیمی شاعر مشهور آذربایجانی در قرن هشتم راجع به آذربایجانی­ها می­گوید:مجنون صفتانیم که در عشق خدائیم // حلاج وشانیم که از دار نترسیمملت ما مرگ را بر ذلت ترجیح می­دهد و عشق و دوستی را بر عداوت و دشمنی. اگر در دنیا محلی برای عارفان باشد، بی­شک آن محل جایی در اذربایجان خواهد بود. قسم به خونی که در رگهایمان جاری است رنگ آذربایجانی هیچگاه به زردی نخواهد گرایید. ما راضی به ذلت دیگران هم نیستیم و جهانی را طالبیم که همه سربلند در آن زندگی کنند. ما طالبان صلح و دوستی در جهان هستیم. بی­گمان شما طالبان و عاشقان زیادی در آذربایجان دارید و بدانید که آنها همواره پشتیبان شما خواهند بود. هیچ­کس نمی­تواند ما را از پیمان و عهدی که با حضرت امام بسته­ایم منصرف کند. همچون آزادمرد شرق ستارخان در زیر هیچ پرچمی جز پرچم امام علی (ع) نخواهیم رفت و هیچ بیگانه­ای با وجود غیور مردان آذربایجانی­ نمی­تواند چشم طمع بر خاک عزیزمان داشته باشد. شما را به پهلوی شکسته مادر شیعیان جهان حضرت فاطمه زهرا قسم می­دهم که به داد آذربایجانی­ها بشتابید. دیگر تاب و تحملمان از این همه ظلم و جور به پایان رسیده است. اجازه دهید تا مدینه فاضله­ی آقا امام زمان (ع) را از همین تبریز و آذربایجان شروع کنیم و تبریز پایتخت حکومت امام زمان (ع) باشد. روا مدارید که سربازان حضرت امام زمان را اینگونه از صدا و سیما و سایر ارگان­های فرهنگی-حکومتی مورد تحقیر و توهین قرار دهند. امیدمان بعد از خدا شمایید. اگر شما هم از ما روی گردانید سرمان را به آستان عشقتان نه، بلکه بر آستان دارهایتان خواهیم سایید. شرف شهادت در راه این وطن و این ملت خدایی را از ما دریغ نفرمایید.

با درود و سلام بر روان پاک امام شهیدان

علیرضا فرشی دیزج یئکنفرزند

شهید بهمن فرشی دیزج یئکن

Friday, May 23, 2008

صابير روستمخانلي ايرانين ديني ليدئرينه مکتوب يازيب: «بو ميلتدن و آللاهدان قورخون!»

صابير روستمخانلي ايرانين ديني ليدئرينه مکتوب يازيب: «بو ميلتدن و آللاهدان قورخون!»


خالق شاعيري، ميللي مجليسين دئپوتاتي صابير روستمخانلي ايران ايسلام رئسپوبليکاسي‌نين ديني رهبري آيت الله سيد علي خامنه‌اي‌يه آچيق مکتوب يازيب. پارچالانميش دونيا آذربايجانلي‌لاري کونقرئسي‌نين بير بؤلومونونون داک صدري کيمي تانيديغي ص. روستمخانلي‌نين مکتوبو «525-جي قزئت»ين بوگونکو (30/04/2008) ساييندا و «مئديا فوروم» سيته‌سينده ده درج اولونوب. ایندی ایسه بو مکتوبون عرب‌الفاسينا کؤچورولموش متني‌ني گونئی آذربایجاندا یاشایان اوخوجولارين دا ديقتينه چاتديريريق.

حؤرمتلي جناب خامنه‌اي‌!

عؤمرون ائله ياشي گلير کي، اينسان اؤزوندن وظيفه‌جه يوخاريداکي‌لارين، اونا حؤکم ائده‌نين هئچ بيريني گؤرمور، باشي‌نين اوستونده تاج-تاختلار، پرئزيدئنت مؤوقئلري اولسا دا، نه حؤکمدار غضبي‌نين، نه جللاد قيلينجي‌نين هئچ بير معناسي قالمير، دونيانين بير-بيريندن او قدر ده چوخ فرقلنمه‌ين وارييلا يوخونون، آغاليقلا قوللوغون فؤوقونده اولان بؤيوک يارادانلا اوز-اوزه اولدوغونو گؤرور، اونا قوووشماغا حاضيرلاشير.

بير دفعه گنج ژورناليستلر مندن سوروشموشدولار: «سيزجه، اينسان اؤلنده نييه آغلامير؟» جاواب وئرميشديم کي، «يقين آنلايير کي، آللاه گؤز ياشلارينا اينانمير. اونو دا گؤرورلر کي، ايتيرديکلري تاپديقلاري‌نين يانيندا هئچ بير شئيدير».

بيزيم بئله بير ياشيميزدير! بو دونيادان چوخ، آللاه قارشيسيندا وئره‌جگيميز حساباتي دوشونمه‌لي‌ييک. آنجاق او حساباتين يالنيز شخصي عمللريله باغلي اولدوغونو دوشوننلر يانيليرلار. هر بير اينسان فرد اولماقلا ياناشي هم ده جمعيتين بير پارچاسي‌دير؛ اؤزويله ياناشي ياشاديغي دونياني، کئچيب گئتديگي يولو و او يولون اطرافلاريني دا فيکيرلشمه‌لي‌دير؛ «من اوروجومدان، نامازيمدان قالماميشام» دئمکله آرادان چيخماق اولماز: پيس دئييلسن، آنجاق پيسليکلره دؤزموسن، قان‌ايچن دئييلسن، آنجاق قان‌ايچن‌لر موحيطي‌نين ايشتيراکچيسي اولموسان... - بونلارين دا حساباتي‌نين آپاريلاجاغيني سيز مندن ياخشي بيليرسينيز.

من دين خاديمي دئييلم، آنجاق آللاه آدامييام. سايسيز-حسابسيز آللاه، قورآن، پئيغمبر آديندان دانيشان، آما اصلينده جهالت مداح‌لاري وار کي، آللاهلاريندان خبرلري يوخدور، شئيطانا خيدمت ائديرلر.

اصليم-نسليم کيمي، اؤزوم ده حالالليغي و ايمانلي اولماغي اينسانليغين اساس کئيفيتلريندن بيري حساب ائتميشم، ميلتيمه و اينسانلارا خيدمتدن باشقا بير يول تانيميرام. اوشاقکن يايلاقدا بؤيوکلريم منه تيکانلي مفتيللرين آراسيندان «و اوزده کي »، يني «سيزينگ» طرفده کي موقدس ساوالاني، اونون اتگينده کي اردبيلي گؤسترير و او شهرين ايچينده کي، ايتي گؤزله آيدين سئچيلن شيخ صفي مقبره‌سيندن دانيشارديلار. بونا گؤره ده ائله او ياشلاريمدا دامارلاريمدا خطايي‌نين قاني‌نين دولاشديغينا اينانميشام. آللاهيما يالوارميشام کي، منه بابکين، نسيمي‌نين، گنجه‌لي جاواد خانين، ستار خانين، شئيخ محمد خياباني‌نين، فريدون ايبراهيمي‌نين طالعييني قيسمت ائله‌سين، مني اونلارين مکتبي‌نين شاگيردي کيمي يئتيشديرسين.

بونا گؤره ده 1988-جي ايلده قوزئي آذربايجان ايرتيجايا و ايشغالا قارشي قالخاندا، «آزادليق» و «بوتؤولوک» سؤزلري ميليونلارلا اينساني آياغا قالديراندا من اونلارين اؤن سيراسيندا، کورسوديديم و سئوينيرديم کي، خالق منه اينانير.

آنجاق بو گون بونلارين هئچ بيري تسللي اولا بيلمز. هم بو دونيادا، هم ده او دونيادا وئره جگيميز حساباتين اساسي بو دئييل!

بو گون داغليق قاراباغين 6 و اونون اطرافينداکي 7 رايونون موسلمان و تورک دونياسينا دوشمن اولان تئررورچو ائرمني قان‌ايچن‌لري‌نين الينده اولدوغونو دوشوننده، چاديرلاردا، واقونلاردا، زيرزمي‌لرده ياشايان، 20 ايلدن بري ائو-ائشيگيندن قووولموش 1 ميليون قاچقينيميزي، بير تيکه چؤرک دالينجا يوردوندان ديدرگين دوشوب آوروپالي‌لارين قاپيلاريندا نؤکرچي‌ليک ائدن باجي-قارداشلاريميزي، شهيد ارلري‌نين ياديگارلاريني دولانديرماق اوچون قوربت يوللارينا سپلنميش قادينلاريميزين جاوانکن کوله دؤنموش صيفتلريني گؤرنده اؤزومو ده گوناهکار ساييرام.

ايرانين شيماليندا زلزله اولاندا اردبيله گئتميش، اينديکي جومهورباشقانينيز، او واختکي اردبيل اوستانداري آقاي احمدي نژاددان داغيلميش کندلره باش چکمک ايجازه‌سي آلاراق، داغ‌اتگي کندلري گزميشديم. داغيلان ائولرين يئرينه قيرميزي کرپيجله ايکي اوتاقلي بالاجا ائوجيک‌لر تيکيليردي. داغيلانين يانيندا شوکورلويدو. چونکي 20 –جي يوزيلين سونوندا آنجاق قازمالاردان عيبارت کندلري نئجه تصوور ائتمک اولار، بونا ياشاماق دئمک مومکوندورمو؟ بو قدر ثروتي اولان ايرانين کندلري بو کؤکده اولمالي‌ديرمي؟

اورگيمده دئديم: «شوکور سنه، ايلاهي! سن بو زلزله ني ائلميسن کي، ميلته اوتانج يئري اولان بو قازمالار داغيلسين، آداملار گون ايشيغينا چيخسين». آللاه دؤزور، دؤزور، اينسانين اورگي‌نين داشا دؤندويونو گؤرنده قراريني وئرير...

ايشغالچي و تئررورچو ائرمنيستانا آمئريکا، روسييا، فرانسايلا ياناشي ايراندان دا يارديم، نئفت، قاز، عرضاق گؤندريلديگيني ايلک دفعه ائشيدنده ده اورگيمدن بئله بير هاراي قوپموشدو. اسير دوشموش شيه-تورک قارداشلارينيزين بدن حيصه لرييله آلوئر ائدن ائرمني دللاللارييلا ال وئريب آنلاشان، ماشين باغيشلايان، هيمايدارليق ائدن، قاراباغدا قانيميز چيلنميش ائولريميزي ائرمنيلرله برابر تالايان، پايلاشان، آغير گونلريميزده توربا-توربا پوللا سرحد رايونلاريميزدا چؤرکسيز، چاره سيز قالان عاييلهلردن بوتون زيقييمت اشيالاري سو قييمتينه آليب يادئللي دللاللارا ساتان، اونلارين مدنيتي‌نين مالي ائدن ايران آلوئرچيلرينه باخاندا يئنه او زلزله ني خاطيرلاييرام.

هر شئيي، حتّي ميلتي‌نين ناموسونو، دينيني ده پارايا قوربان وئرن اؤلو روحلاري، ماغارا شوورلولاري خيلاص ائدن باشقا بير زلزله اولاجاق يقين! هر دوشکونلوگون بير سونو وار!

منجه، سيزلر او تاي‌دا، بيزلر بو تاي‌دا بوتون بونلارا گؤره آللاه قارشيسيندا نه جاواب وئره‌جگيميزي دوشونمه‌لي‌ييک. چونکي موسلمانين حاقسيزليقلارا دؤزمه‌سي اونون مسئوليتيني داها دا آرتيرير.

من آذربايجان رئسپوبليکاسي‌نين مطبوعات و اينفورماسييا ناظيري اولاندا گنج دؤولتيميزين ايلک رسمي نوماينده‌لريندن بيري کيمي بؤيوک شهريارين يوبيلئيي و تئهران بين الخالق کيتاب سرگي‌سينه گليشيمده سيزينله اوچ دفعه گؤروشموش، باکي‌دا آذري تورکجه‌سينده بوراخديغيميز ديرلي «هونر» کيتابينيزا اؤن سؤز يازميشام. آرادان خئيلي واخت کئچيب، بونلار يادينيزدا قالماز.

شهريارين يوبيلئيينده اقامتگاهينيزدا بيزي قبول ائدرکن «من ده تورکم، ايسته‌ييرسينيز تورکجه دانيشاق، ايسته‌ييرسينيز فارسجا» - سؤيله‌‌ميش، سونرا شهريارين «حيدربابايا سالام»يندان ازبر پارچالار دئميشدينيز. آنا ديليميزده دئديگينيز بير نئچه جومله و سؤيله‌ديگينيز شعر بندلري قوناقلارينيزا بؤيوک هديه‌نيز ايدي. شوکور، تئهراندا، تبريزده، اورمييادا، همداندا تورکجه‌نين حسرتيني چکميريک، آنجاق يوکسک رسمي دايره ده دينله‌ديگيميز بو سؤزلر اؤلکه حاقيندا تصوورلريميزي دييشيردي.

کيتاب سرگي‌سينده ده بيزه دئميشديلر کي، سيزين واختينيز آزدير، آذربايجان کؤشکونه ياريم، يا بير دقيقه واخت آييرا بيلرسينيز. آنجاق سيز بيزيم يانيميزدا 20 دقيقه يه ياخين واخت کئچيردينيز، آيري-آيري کيتابلارلا ماراقلاندينيز. آيريلارکن ايسه سيزه کؤشکوموزون هدييه‌سيني وئرديم و دئديم: «سيزه اوچ کيتاب باغيشلاييرام. بيرينجيسي، يانليش اولاراق «ايران ادبياتي» آدلانديريلان ادبياتين 800 ايل اؤنجه ان اوجا زيروه‌سيني يارادان تورک اوغلو نيظامي گنجوي‌نين «خمسه»سينه چکيلميش مينياتورلر، ايکينجيسي سيزين ده «اوستاد» دئديگينيز و 800 ايل سونرا يئنه «ايران ادبياتي» دئييلن سؤز صنعتي‌نين ادبياتين ايکينجي زيروه‌سيني ياراتميش باشقا بير تورک اوغلو شهرييارين کيتابي، بير ده بو زيروه‌لرين اتگينده چاليشان بنده‌يي-حقيرينيز، يعني منيم آذربايجاندا چوخ اوخونان بير اثري – «عؤمور کيتابي».

سيز «عجب قونشولوقدور» - دئيه‌رک شهريارين بالاجا کيتابيني اؤپدونوز، منيم کيتابيملا ماراقلاندينيز. دئديم، آذربايجاني تانيتماق مقصديله يازميشام، تاريخيميزه، بو گونوموزه، بير حيصه‌سي ده شاه رئژيمي‌نين گونئي آذربايجان سيياستينه حصر اولونوب. سيز، «کاش عرب اليفباسييلا اولايدي، بيز ده اوخويايديق» - دئييب آيريلدينيز.

باشقا بير کيتابيمدا بو گؤروشوموز حاقيندا صميميتله يازيلميش صحيفه لر وار.

ايندي‌يه‌دک يادداشيمدا او جور، رسميت‌دن کنار، ايشيقلي، خئييرخواه و ميللي کيمليگي‌نين فرقينده اولان بير آدام کيمي قالميسينيز.

من ده او بؤيوک زيروه‌لرين بؤيور-باشيندا مظلوم ميلتيمين سارسيلماز روحوندان و عدالتسيز دونيانين بيزي قارشيلاشديرديغي فاجيعه لريندن يازيرام. آذربايجانين خالق شاعيري، ميللي مجليسين دئپوتاتييام. بير ميللي وظيفه‌م ده وار کي، دؤولته، پارلامئنته آيدياتي يوخدور، اذيتدن باشقا آداما هئچ نه وئرمير، آنجاق من اونو شرفلي بير ايش کيمي، وطنداشليق بورجو کيمي قبول ائتميشم - او دا دونيا آذربايجانليلاري کونقرئسي‌نين باشچيلاريندان بيري، ايندي صدري اولماغيم‌دير.

بو مکتوبومو دا محض دونيا آذربايجانلي‌لاري کونقرئسي‌نين يؤنتيچي‌لريندن بيري‌نين - بير تورک، آذربايجان ضياليسي‌نين اوره‌ک سؤزلري کيمي قبول ائتمه‌گينيزي خواهيش ائديرم.

بيليرم کي، بو مکتوب هئچ نه‌يي دييشميه‌جک، آنجاق اؤزونو ايسلام جومهوريتي سايان ايراندا آپاريلان و منجه، ماهيتينه گؤره آنتي‌تورک و آنتي‌اينساني اولان سيياستين بير-ايکي مقامينا ايشيق سالماقلا بير آز يونگوللشه‌جگم. ظولمو و يا حاقسيزليغي گؤروب سوسماق دا او ظولمو ائله‌ينه شريک اولماقدير!

حؤرمتلي جناب خامنه‌اي‌!

اگر دئسم کي، هر گون تئلئويزوردا گؤردوکلري مينلرله اينسانين عؤمرونو قايچيلايير، چوخلاري‌نين فيکريني ايفاده ائتميش اولارام. هر گون عئيني گؤرونتو: آوروپا گئنيشلنمکده، سرحدلري گؤتورمکده، اَيلنمکده، اينسانلارين داها ياخشي ياشاماسي اوچون ايمکانلار آرامادا، طبيعتين، ائکولوگييانين، يئر کوره‌سي‌نين قايغيسيني چکمکده، تئخنولوگيياني اينکيشاف ائتديرمکده، اؤزلري اوچون دوزلوک، نيظام، عدالت گزمکده، بوتون موناقيشه‌لري ماسا آرخاسيندا چؤزمک يولونون آلتئرناتيوسيزليگيني درک ائتمکده (100-150 ميليون اينساني قوربان وئرن ايکينجي دونيا ساواشيندان سونرا اولسا دا)، مدنيت و صنعت فضيلت‌لري‌نين پئشينده و ساير. شرق، خوصوصن موسلمان دونياسيندا ايسه ساواش، داخيلي چکيشمه‌لر، تئررور، حاکيميتدن اونللي ياپيشميش، بالاجا «يئر آللاهلاري» (آللاه مني باغيشلاسين)، ساوادسيزليق، جهالت، آجليق، خسته‌ليک، اينساني حشراتا چئويرن دئسپوتيک رئژيم‌لر، تانري‌نين وئرديگي ثروتلري خالقدان گيزله‌ديب آوروپا بانکلارينا آخيدان و اورادا دا عياشليقدان، قوماردان باشلاري آچيلمايان ناظيرلر، اوليقارخلار، شئيخ‌لر، شاهزاده‌لر، ائولرينده جللاد، آنجاق خاريجده ال قوزولاري اولانلار، دين پرده‌سي آلتيندا شووينيزم، مذهب پرده‌سي آلتيندا موستملکه‌چيليک و ساير...

دونيا مدنيتي‌نين بئشيگي اولان شرق - بيزيم يورد-يووالاريميز بو گونده، چوخ شئيي بيزدن اؤيرنن آوروپا ايسه او سويييه ده! تخمينن يوز اللي ايل‌دير ايرانين، آذربايجانين، تورکييه‌نين، اورتا آسيا و روسييا موسلمانلاري‌نين گؤرکملي فيلوسوفلاري، عاليملري بو نورمال اولمايان، موسلمانا اوتانج گتيرن وضعيتي موذاکره ائليه‌رک چيخيش يوللاري آختاريرلار. آنجاق وضعيت دييشيلمير، فرق داوام ائدير.

تئهرانين اينکيشافيني، ايراندا گؤردويوم تئخنولوژي دييشمه‌لري، تورکييه دئموکراتيياسيني، پاکيستاندا آتوم سيلاحي‌نين مؤوجودلوغونو، راکئت‌لري، زاوود و فابريک‌لريميزي ميثال گتيريب منه اعتيراض ائدن تاپيلاجاق.

بو سؤزلري من، سيزين «سحر» تي‌وي-‌نين دئييلديگي کيمي، «ايران دوشمني» اولاراق يوخ، ايسلام عالمي‌نين تعصّوبونو چکن، اؤز ميلتيني سئون، دوشمنيندن باشقا هئچ کيمه دوشمن اولمايان بير اينسان کيمي دئييرم.

حقيقت آجي‌دير!

آوروپا ايله موسلمان شرقي آراسيندا فرق او قدر بؤيويوب کي، اونو آرادان قالديرماق اوچون يوزايل‌لر لازيم گله‌جک. او دا آييلماق، اؤزوموزو توپلاييب کؤهنلميش ورديش و موناسيبتلر سيستئميندن ال چکمکله اولا بيلر.

100-120 ايل اؤنجه ياشاميش بابالاريميز بيزدن داها جسارتلييديلر. اونلار غربين بيردن-بيره ايره‌لي چيخماسيني ايسلام ديني‌نين بعضي خوصوصيتلري، مؤوهومات و ساوادسيزليقلا باغلاييرديلار. بري باشدان دئييم کي، اونلارين هئچ بيري دينيندن اوز دؤندرمه‌ميشدي، هر بيري ايسلامين داها موترققي دين اولدوغونو دئيير و تبليغ ائديردي، هر بيري «قورآني-کريم»ي اينديکي ديندارلاردان داها ياخشي بيليردي. آنجاق محض ساکيت عاغيللا، تعصّوبکئشليکله، اؤز خالقلاري‌نين گله‌جگيني دوشونه‌رک، ساختاکارليق ائتمه دن، اورکلرينده‌کي‌ني ديله گتيريرديلر.

اساس دليل‌لري ده بو ايدي کي، آوروپا چوخ چتين موحاريبه‌لردن، اينکيويزاسييالاردان کئچيب سوندا دينين صلاحيتلريني موعينلشديره بيلدي: دين اينسانلا آللاه آراسيندا بير کؤرپو اولاراق قالدي، موقدسليگيني، ايلاهي جاذيبه‌ني قورودو، ايمتييازلاريني آشمادي، جمعيتين باشقا ايشلرينه - دونيوي ايشلره قاريشمادي، بو گونون حيات طرزيني 1400-2000 ايل بوندان اؤنجه‌نين پرينسيپلرييله قورماغا چاليشمادي؛ گونده دييشيلن قانونلارين، علم‌دن، سيياست‌دن، مال-مولک مسئله‌لريندن توتموش، ايمکان بؤلگوسونه قدر - هر شئي‌ده اؤزلريني موعاصير دونيانين مأمورلاري‌نين سويييه‌سينه ائنديرمه‌دي.

حضرتي-پئيغمبر «بير امرده شوبهه اولورسا، عاغلينيزلا حلل ائدين» دئيه موسلمانين قارشيسيندا علم‌دن قانونا، دؤولتچيليک‌دن کوسموسا اوچوشا قدر سونسوز ايمکانلار آچيب، آنجاق دونيا ايشلرينه آز قاريشيب؛ عرب‌لري بيرلشديرمک ماراغي اولماسا، قيلينجا دا ال آتماياجاقدي. آنجاق اينديکي «علمالار» بشريتين 1400 ايله کئچديگي يولو يوخ ساييب، يئنه اوشاقلاريميزا «يئددينجي يوزيلين قايداسينا، هم ده عرب قايداسينا اويغون گئيينيب-کئچينين، ياشايين» - دئييرلر.

آللاهين اينسانا وئرديگي فيکير و ويجدان آزادليغينا بو کور موداخيله‌ني گؤرمه‌مک ايسلاما صداقت علامتي دئييل. عکسينه، بو دا سيياست‌دير، آنجاق دين سيياستي يوخ! رياست دلّال‌لاري‌نين، پارا و مادديات دوشکونلري‌نين، باشقا ميلت‌لري قول ائتمک ايسته‌ين عرب، فارس شووينيست‌لري‌نين سيياستي‌دير... عوثمانلي دئميرم! چونکي ايسلامين بايراغي مين ايل تورکون الينده اولاندا نه عربين عربليگيني اليندن آلدي، نه فارسين ديلينه، مدنيتينه، روحونا توخوندو.

بوتون بونلاري 150 ايل اؤنجه خامنه‌لي ميرزه فتحعلي آخوندزاده دن باشلاياراق، حسن بي زردابي‌لر، شئيخ جمال‌الددين افقاني‌لر، ايسماعيل قاسپيرالي‌لار، علي بي حوسئين‌زاده‌لر، احمد آغااوغلولار، علي‌مردان بي توپچوباشي‌لر، محمد امين رسول‌زاده‌لر، صابيرلر، جليل محمدقولوزاده‌لر، معجزلر يازيب‌لار. دؤنه-دؤنه و گوذشته گئتمه دن! آنجاق ايندي بيز دئيه بيلميريک. حاقي سؤيليه‌ني دينين و ايسلامين دوشمني اعلان ائديرلر. دئمه‌لي، 150 ايلده اؤزونو ايسلام موجاهيدلري سايانلار ايره‌لي گئتمکدنسه گئري گئديبلر.

دينيميزين جمعيتله علاقه‌لري، تأسوف کي، آجيناجاقلي حالدادير. بير-ايکي ميثال چکيم: بير مجليسده اونلارلا علم، صنعت خاديملري‌نين، دونيا ديل‌لريني بيلن، بوتون سيويليزاسييالاردان خبردار آداملاردان يوخاري‌دا اوتوران آخوند، ايمام، قاضي، - فرقي يوخدور،- مقصدي بللي اولمادان يهودي ميفولوگيياسيندان و يا تؤورات‌دان ائشيتديگي حديث‌لري اوج-اوجا جالاييب دانيشير: يعقوب پئيغمبر، يوسيف پئيغمبر، ايبراهيم پئيغمبر، نهايت، موسا پئيغمبر... هر کسين دفعه‌لرله ائشيتديگي حديث‌لري ساوادسيز بير شکيلده تکرارلايير. اونا قولاق آسان اولماديغيني گؤرنده ايسه مجليسه ايراد توتور. مجليس دين خاديمي اولدوغونا گؤره دؤزوب دورور، آما بو يئرده دؤزمور. کيمسه: «حؤرمتلي قارداشيميز، سن هله فيرعون‌لار دؤوروندن، يهودي پئيغمبرلريندن دانيشيرسان، گليب ايسلاما چيخماميسان کي، قولاق آساق. هم ده نظره آل، بيز ده ميلّتيک، بيزيم ده بو گون دانيشيلاسي مين بير درديميز وار» - دئيير.

ايکينجي مجليس. خاريجده، بلکه ده قوم‌دا تحصيل آلميش ديللي-ديلاور بير آخوند، باشيندا چالما، اَينينده عبا، ايسلام ديني‌نين فضيلت‌لريندن دانيشير. يئنه چوخلو تانينميش علم، صنعت آداملاري اوتوروب. آخوند مجليسه خوش گلسين دئيه «قورآن»دا علم‌دن، طبيعت حاديثه‌لري‌نين دقيق ايفاده‌سيندن، حتّي آتوم‌دان بحث ائديلديگيندن دانيشير. اوتورانلار هاميسي عاليم‌دير - قورآندا گيزلي، سيمووليک دئييلنلرين اوستونده اولان علمي کشفلرله مشغول اولان آداملاردير. اوتورانلار باشقا شئيين قايغيسيني چکير: نييه بئله اولدو؟ قورآن بوتون کشف‌لري، علم يوللاريني گؤستردي. ايسلامين تورک، فارس، عرب آيري‌سئچکي‌ليگي قويماديغي چاغلاردا يسوي‌لر، بيروني‌لر، فارابي‌لر، ابن‌سينالار، اولوغ‌بيگ‌لر، نصرالدين طوسي‌لر چاغداش علم‌لرين آچاريني بولدولار، آما سونرا بو آچار موسلمان حاکيم‌لرين عيش-عيشرت، حرم‌خانا و طايفا ماراقلاري‌نين آغوشوندا محو ائديلدي. آما غرب اونلارا صاحيب چيخدي، منيمسه‌دي و بو گون اؤز مالي کيمي بيزه قايتارير.

اونلارلا باشقا ميثال چکه بيلرم کي، ايسلامين جمعيتله ايليشگيلري‌نين بو شکيلده معناسيز، تأثيرسيز بير شئيه چئوريلديگيني تصديق ائتسين.

آما آغير گونلريميزده کوچه‌لره آخان مينلرله گنجين وار سسله دئديکلري تکبير هاميني يئريندن اويناتدي. بلي، آللاه بؤيوک‌دور. بيز اونسوز دا اونا باغلي‌ييق. آنجاق اونونلا آراميزا زاوالي، اله‌باخان، اوغرو، يالانچي، ناتميز، گئييم-کئجيمي عئيبه‌جر، ديلي سؤز توتمايان، عربي ده، تورکو ده بيلمه‌ين و يا اؤز ميلتي‌ايله پوزوق فارس عيبارت‌لرييله دانيشان دين شارلاتانلاري گيرنده اينسانلار چاشيب قالير.

بو، نه واختا قدر داوام ائده‌جک، بو يول ايسلامي هارا آپارا بيلر؟

بؤيوک روس يازيچيسي و فيلوسوفو لئو تولستويون ايسلام حاقيندا دوشونجه‌لريني و ايسلاما اولان بؤيوک باغليليغي حاقيندا يازيلاريني واختيله باش رئداکتورو اولدوغوم «آزربايجان» قزئتينده چاپ ائله‌ميشديم. سونرا بالاجا بير کيتابچا حاليندا ياييليب.

آوروپادا، دونيانين هر يئرينده باشقا دين خاديم‌لري آراسيندا ايسلامين دَيريني بيلن، سونونجو و ان موترققي دين کيمي اونو سئون و حتّي اونو سئچيب موسلمان اولان اينسانلار چوخدور. آما اونلار قورآنين فلسفه‌سيني، آللاهين بيرليگي و آللاهلا اينسان آراسيندا ساده، بيرباشا رابيطه‌‌نين گؤزلليگيني سئچيب بو يولا گليرلر. تأسوف کي، سونرا بونون دالينجا ايسلام دونياسينداکي ائحکامچيليغي، جهالتي، پارچالانمالاري، مذهب دعوالاريني، دينين سيياسته قوللوق ائتديگيني؛ گئريليگي، بير دسته‌نين آللاهسيزجاسينا وارلانديغي حالدا اهالي‌نين بؤيوک حيصه‌سي‌نين آج و ديلنچي وضعيتينده اولدوغونو، يوخسوللوغو، حارامي، ايجتيماعي و معنوي اخلاقسيزليقلاري دا گؤرورلر.

بير واخت ايسلام دونياسي‌نين اوستونه وحشي، داغينيق آوروپانين پارابئيين ريتسارلاري، آت اوستونده و قيلينجلا گلميشديلر؛ بو گون يئره و گؤيه حاکيمليک ائدن خريستيان دونياسي دئموکراتيياني و اينسان حاقلاريني يايماق، ميللي آزليقلاري مودافيعه ائتمک و تئررورلا موباريزه آدي آلتيندا گلير و ائولريميزين ايچيني ده گؤرن تئخنولوگيياسي وار. نييه بيز بو گونده‌ييک و بونون گوناهکارلاري کيم‌لردير؟

دين اينسانين او دونياسيندان چوخ، بو دونياسينا لازيم‌دير. قديم دين‌لردن باشلاياراق تا ايسلاما قدر – دين‌لر تاريخي‌نين عومومي کاميل‌لشمک، تکميل‌لشمک و اينسانا ياخينلاشماق مئيلي ده محض بو عاميل‌له باغلي‌دير. آللاهيميز بير اولا-اولا، دييشيلمز و ابدي اولا-اولا دينلر کاميل‌لشيرسه، دئمه‌لي آللاهلا اونسيتين تاريخه و زامانا اويغون يئنيلشمک ايمکاني توکنمه‌ييب. دئمه‌لي، دينه ائحکام کيمي باخيب، اونون زامانين طلبلرينه اويغون شرح و تطبيقي‌نين ساده‌لشديريلمه‌سينه مانع اولماق دا، اصلينده، آللاها آپاران يوللاري، مجازي معنادا دئسک، طياره و راکئت عصرينده، کاروان يولو سويييه‌سينده ساخلاماقدير.

بوتون بونلاردان سونرا من اساس مطلبين اوستونه گليرم. يوخ، من غرب دوشمني ده دئييلم. غرب مدنيتيني، دئموکراتيياسيني، اينسانا و خالقلارا ياراديلميش حؤرمت موحيطيني، خالق سئچيمينه اساسلانان دؤولتچيليک پرينسيپلريني سئويرم. اؤزلري اوچون جنّت ياراديبلار، تولئرانتليق، آزادليق، آوروپالي اولماسييلا قازانديغي ايمتييازلار ديرلي ايشلردير. واختيله بونا بنزر بير هاوا، علم، مدنيت، معنويات اينتيباهي بوتؤو ايسلام عالمينده ده واردي. آنجاق بير-بيريني عوض ائدن دئسپوتيک رئژيم‌لر ايسلام دونياسيني پارام-پارچا ائتدي. بو گون همين رئژيم‌لردن بيري ده ايراندادير.

ايران ايسلام رئسپوبليکاسي تورک‌لرين 6-7 مين ايلليک وطني‌دير. تورپاقلاري قانيميزلا يوغرولموش بير يورددور. آنجاق بو گون ايران اونون بير کونجوندن باش قالديرميش فارسلارين وطنينه چئوريليب، خريطه‌لرده «پئرسييا» سؤزونو بوتون ايران بويو يازيرلار. حال‌بوکي فارس ويلايتي‌نين سرحدي معلوم‌دور. آذربايجان اراضي‌لريندن تاپيلميش ميثيل‌سيز مدنيت نومونه‌لريني دونيايا فارسين مالي کيمي تقديم ائديرلر.

ايران متبوعاتيندا گئدن و بوتون ايران تورک‌لريني غضبلنديرن شکيللرين بيريني ده من گؤرموشم - سيز ده گؤرموش اولارسينيز. نه قدر آغير اولسا دا، يادا سالمالييام: اردبيل اوزون‌قولاغي تئهرانا ياخينلاشديقجا دال آياقلاري اوستونده قالخير، قددي دوزه‌لير و تئهراندا آدام اولور. ايران متبوعاتي‌نين دؤولت طرفيندن دستکلنن و يا دستکلنمه‌ين ياناشماسي بئله دير. بوتون اردبيل‌لي‌لر و اونلارا قونشو اولان بيزلر، ايران تورک‌لري بو شکلي ساکيت قبول ائده بيلرلرمي؟

من ميلتيمين سؤز عسگرييم و بو معنادا يازديقلاريمي داهي سؤز گئنئراللاري‌نين يوز ايللر بويو بيزيم بئينيميزه زورلا يئريديلميش «گولوستان»لاريندان اؤز خالقيم اوچون داها ديرلي ساييرام. چونکي منيم ميلتيمين بو گون او «شکر ديل»ـه احتيياجي يوخدور. او اثرلر يوز ايللرله بئينيميزه زهر دولدوروب؛ او فلسفه و دونياگؤروشو بو گون منه موزه اشياسي تاثيري باغيشلايير. قييمتي ميلياردلارلا اؤلچولسه بئله، منيم ميلتيمين ياراسينا علاج ائله‌مير. آنجاق من خالقيمين دردينه درمان آختاريرام.

ايسلام دونياسي‌نين بو گونه قالماسيندا گوناهکار اولانلاردان بير قيسمي ده ائله مونارخيياني، حؤکمدارلاري اؤين، اونلارا ايطاعتکارليغي بير خوشبختليک سايان، حتّي لازيم گلنده اونون يولوندا ناموسوندان کئچمگي تلقين ائدن، دونيانين پادشاهلارا قوللوق گؤسترمکله دوزه‌له‌جگينه اينانان و اينانديران، قورآنا ضيد اولاراق ظولمله باريشماغي تبليغ ائدن، سوسماق و بويون اَيمک اخلاقيني ترننوم ائدن بو کيمي اثرلر يوز ايللر بويو شرق ايجتيماعي فيکري‌نين اؤزگينه چئوريلميش، مکتب‌لريميزين اليفباسي اولموشدور. بو باخيمدان او کيتابلاري يازانلار دا، تبليغ ائدنلر ده آخيرت گونونده آللاه قارشيسيندا جاواب وئرمه‌لي اولاجاق.

حؤرمتلي جناب خامنه‌اي‌!

ايسلامي دريندن بيلن سيزين کيمي شخصيته موقدس کيتابيميزدا آللاهين ياراتديغي هر بير اينسانا، جمعيته و خالقا هانسي موناسيبتله ياناشيلديغيني، هانسي حاقلار تانينديغيني و بو حاقلارين پوزولماسي‌نين آللاه طرفيندن نئجه جزالانديريلديغيني خاطيرلاتماغا احتيياج گؤرمورم.

ايسلام - يئر اوزونده ازيلن، حاقي اليندن آلينان، ظولمه، عدالتسيزلييه دوچار اولان مظلوم اينسانلارين ديني و اوميد يئري‌دير.

تأسوف کي، گئتديکجه داها چوخ سياسي‌لشن ايسلامي ايلک نؤوبه ده اونا سيغينان مظلوملارين قنيمينه چئويريرلر. طبيعي کي، من بوردا ايسلام دئينده اونو الده اساس توتوب، اونون گوجوندن ايستيفاده ائديب اؤز حاکيميتلريني و منصب‌پرست نيّت‌لريني حياتا کئچيرن شووينيست، دئسپوتيک حؤکمدارلاري و دين دللال‌لاريني نظرده توتورام. قورآندا اينسانلارين و ميلت‌لرين حاقلاريني اينجه‌له‌ين اونلارلا شرح، آراشديرما مؤوجوددور. سايسيز-حسابسيز تصويرلرين اکثريتينده موقدس کيتابيميزدا اينسان حاقلاري‌نين نه درجه ده يوکسک توتولدوغو، موقدس کيتابيميزدا آللاهين اؤز ياراتديغينا وئرديگي دير دفعه‌لرله قئيد ائديلميشدير.

قورآنين اوليندن آخيرينا قدر اينسانين آللاه قارشي‌سيندا مسئوليتي خاطيرلاديلير، اوندان اؤز يئريني بيلمه‌سي، آللاهينا باغلي اولماسي طلب ائديلير. بو، دولايي يوللا اينسان لياقتي‌نين اوجا توتولماسينا چاغيريش‌دير. چونکي لياقتي اولمايان آللاهينا لاييق اولا بيلمز. تأسوف کي، بير سيرا ايسلام اؤلکه‌لرينده اينساني آللاها ياخينلاشديرماق، اونون بؤيومه‌سينه يارديم ائتمک عوضينه، اونو ازمک و کيچيلتمک يولو توتولور. آنلاميرلار کي، بو يوللا ايمان اهليني اؤز يارادانيندان اوزاقلاشديريرلار. آللاها خيدمت ائتميرلر، عکسينه اونون حؤکموندن چيخيرلار. سکسن ايل‌دير «ايران» دئييلن اؤلکه‌ده زوراکيليق، ايستيبداد ماشيني مظلوم خالقلاري ازه-ازه، اؤز لياقتيني قوروماق ايسته‌ين اينسانلاري زيندانلاردا چوروده-چوروده، بيله‌رک‌دن يا بيلميه‌رک‌دن آنتي‌ايسلام خطي يورودورلر. ايسلام اينسانا اؤز قورولوجولوغوندا، عملينده، خوصوصن ده دوشونجه‌سينده آزادليق وئرن بير دين‌دير. بو، جمعيتده کي دورغونلوقلا، ائهکامچيليقلا، عنعنه آدينا ياشاديلان معناسيز ايطاعتکارليقلا بير آرايا سيغمير. بونو قورآنين ان مشهور تفسيرچي‌لريندن ميصيرلي القُرطبي، سورييالي ابن-قاصير، مشهور آذربايجان-تورک عاليمي جمال‌الدين افقاني‌نين شاگيردي محمد عبده، هينديستانلي يوسيف علي، پاکيستانلي المايدودي، ايسلامي قبول ائتميش آوروپالي محمد اسعد (لئپولد وايس)، ميصيرلي سيد قُطب و ساير اونلارلا عاليمين اثرلري ده تصديق ائدير.

ايسلامدا ان يوکسک ديرلردن بيري آزادليق‌دير. اونون محدودلاشديريلماسي گوناه‌دير. بونا گؤره ده قورآنين 43-جو سوره‌سينده کؤهنه عرب عنعنه‌لريني قوروماق ايسته‌ينلرين اينسانين روح و معنويات آزادليغيني موختليف سياسي و ايجتيماعي سيستئم‌لرين قولونا چئويرمک تهلوکه‌سينه قارشي يالنيز آللاهين حيکمتينه ياراشان بير اوزاق‌گؤرنليکله دئييلميش کاميل بير آيه وار. دونن عربيستاندايدي، بو گون ايراندا و يا آذربايجاندا - نه فرقي؟

آللاه اينسانين آزادليغي‌نين بوغولماسينا، اونون موختليف ايجتيماعي-سياسي سيستئم‌لرين قولونا چئوريلمه‌سينه قارشي‌دير. يئنه همين سوره ده آچيق دئييلير: اينسانلار جمعيتده بير-بيرينه باغلي اولسالار دا، بير-بيريندن آسيلي اولمامالي‌ديرلار. اينسانلارين ايجتيماعي مسئوليتي‌نين، دؤولت قارشيسيندا بورجونون - اونون شخصي آزادليغينا انگل اولماماسيني، بشر برابرليگيني بوندان گؤزل نئجه دئمک اولار؟

قورآنا گؤره، آللاه بير خالقي سئچيب اونا پئيغمبر گؤندريرسه و او خالق بوندان عاغيللي ايستيفاده ائده بيلميرسه، اونو دا فيرعونون عاقيبتي گؤزله‌يير. منجه، بو هم ده حاکيميتلره عايددير. آللاهين فورصت وئريب اوجالتديغي بير حاکيميت حؤکمونه باغلي اولان خالقلارلا، اينسانلارلا عاغيللي، عدالتلي رفتار ائتميه‌جکسه، آللاه اونو رذيل گونه قوياجاق. يوز ايل‌لردير تاريخ بونو دؤنه-دؤنه تصديق ائديب. منجه، ايرانداکي مظلوم ميلتين حاقيني تاپدالايان فارس شووينيست ايداره‌چيليگيني ده بئله بير عاقيبت گؤزله‌يير.

قورآنا گؤره، تيرانلار، حؤکمدارلار چوخ خالقلاري آلداديبلار، اونلارين گؤزلريني باغلاييب، علمه آپاران يوللاريني کسيبلر (بو گون ايران حاکيميتي‌نين تورکلري علم‌دن، تحصيل‌دن، آنا ديليندن کناردا ساخلاماق جهديني جناب آللاه گؤرون نئجه دقيق ايفاده ائتميشدير!) لاکين بو يوللا، روحسوز، ايراده‌سيز، دوغرو يولدان آزميش خالقلاري ازمک اولار، اؤزونو درک ائدنلري يوخ! شخصن من فارس رئژيمي‌نين بوتون جيدد-جهدينه باخماياراق، اؤز خالقيمي روحسوز و ايراده‌سيز سايميرام. ايکي يوز ايلليک روس آسسيميلياسيياسي‌نين نتيجه‌سيزليگي گؤز قاباغيندادير.

قورآنا گؤره، اينسان آللاهين اونا وئرديگي تورپاغي، سويو، طبيعتي، ماددي و معنوي نعمتلري، او جومله دن اؤز ديليني قوروماغا بورجلودور. بونا قارشي چيخانلار آللاهين ايراده‌سينه قارشي چيخيرلار. دئمه‌لي، بيزي بوتون بو دئييلن ديرلريميزدن، او جومله دن ديليميزدن قوپاريب فارسلاشديرماغا چاليشان ايسلام جومهوريتي بؤيوکلري قورآندان و آللاهدان قورخمور، آللاها يوخ، شووينيست، فارس شئيطانلارينا خيدمت ائديرلر.

ايسلامين ماتئرياليزم، مارکسيزم، سوسياليزم کيمي دونياگير فلسفه‌لردن چوخلو اوستونلوکلريندن بيري ده اينسانا ماددي نعمت‌لر ايستحصالچيسي کيمي يوخ، ايلاهي ثروت کيمي باخماسي‌دير. معنويات، اخلاق، اينام و دوروستلوک!.. اينساني اينسان ائدن بونلاردير. اؤز ميللي کؤکوندن قوپاريلميش خالقين هانسي معنوياتيندان، اخلاق و دوروستلوگوندن دانيشماق اولار؟ اخلاقين بيرينجي علامتي دؤشوندن سود امديگين آللاه بنده‌سينه اونون لايلا سؤيله‌ديگي ديلله، اؤز آدييلا «آنا» دئيه موراجيعت ائده بيلمک‌دير.

بونو چوخ گؤزل بيلن، آما اهميت وئرمه‌ين ايران جومهوريتي «ايدئولوقلاري» «جمهوريّت» سؤزونون قاباغينا «ايسلام» سؤزونو هانسي حاقلا قويا بيليرلر؟

دين - خئييرخواهليق، گؤزلليک، يوکسه‌ليش يولودور. اؤز لوغتي معناسيندان گؤروندويو کيمي، ياشام طرزي‌دير. ايراندا اينسانلاري حقوقلاريندان محروم ائديب، ائوده بير جور، چؤلده باشقا جور اولماغا سؤوق ائدن، عؤمرو بويو ساختاکارليغا بويون اَيديرن، يعني اونلارين ياشاييشيني طبيعي محوريندن چيخاران بير رئژيم بو يوللا اصلينده دينين داياقلاريني محو ائدير.

معيشتيندن توتموش ايجتيماعي حياتينا قدر، هر آن ظولمله، اينامسيزليقلا، اعتيمادسيزليقلا اوز-اوزه اولان آنا ديلينده مکتب ايسته‌ينلره ايشگنجه وئريلن بير دؤولتده و يا جمعيتده دينين وارليغيندان دانيشماق گولونجدور. دينه دَيَر وئريلن يئرده يالان، ايکي‌اوزلولوک (يعني آذربايجان رئسپوبليکاسي ايله بير جور، ائرمنيستانلا باشقا جور دانيشماق)، مظلوم خالقلاري ازمک اولماز! دينله دؤولتين آيريلماق ضرورتي هم ده بوندان ايره‌لي گلميشدير. بونلاري بيرلشديرمک ايسلامي 1400 ايل گئرييه آتماق دئمک‌دير.

قورآنا گؤره، دونيادا ائله بير ميلت، جمعيت يوخدور کي، اؤز آدينا و تيتولونا گؤره باشقا ميلتدن اوستون ساييلسين. عرب و فارس قارداشلاريميز ايسلام عالمينده هئگئمونلوق ايديعالارييلا بوردا دا قورآنا قارشي گئديرلر.

قورآندا هر بير تورک اينساني‌نين باش اوجوندان آسيلمالي اولان آيه‌لر ده وار. مثلن، 2-جي سوره‌نين 30-جو آيه‌سينده آچيق-آشکار دئييلير کي، خالقلار اؤز عاقيبتلرينه گؤره مسئوليتي اؤزلري داشيييرلار. ظولمه دؤزوب باشقاسينا بويون اَين‌لر اؤز بدبختليک‌لريني ياخينلاشديرانلاردير.

بو ميثاللاري اوزاتماق دا اولار. آنجاق چيخان نتيجه بودور: اؤزونو ايسلام جومهوريتي سايان ايراندا ايسلاما، دينه حؤرمت يوخدور. ايران آدلي اؤلکه‌ده دين - آللاها خيدمت، عيبادت - جمعيتده نيظام ياراتماق، اينسانين روحونو قوروماق يولو دئييل. ايراندا ايسلام - فارس شووينيزمي‌نين سياسي آلتي‌دير، ظولمه و دئسپوتيزمه خيدمت ائدير. بونا گؤره ده اؤزو-اؤزونو اينکار ائدير و يا اؤزونو نوفوزدان سالير.

حؤرمتلي جناب خامنه‌اي‌!

سيز آللاهين آلتيندا باش وئرن حاديثه‌لره هم ديني، هم دونيوي ديرلر باخيميندان قييمت وئرمگي باجاران بير اينسانسينيز، بونا گؤره ده اؤلکه‌نيزده بيزيم سويداشلاريميز، قارداشلاريميز اولان تورک‌لره موناسيبتين اينسانليغا، «قورآن»ا-کيتابا، بين الخالق حقوق نورمالارينا، اينسان حاقلارينا سيغماديغيني بيلمه‌ميش دئييل‌سينيز. ائله‌سه ايران اهاليسي‌نين ياريدان چوخونو تشکيل ائدن، بو تورپاقلارين ازلي ساکين‌لري اولان، بو يئرلرده فارسلاردان دا چوخ-چوخ اولدن مسکونلاشميش، يوز ايل‌لر بويو بو اراضي‌ده موختليف دؤولتلر قورموش، دونيادا ايرانين آدييلا تانينان مدني-معنوي ديرلرين ياراديلماسيندا عوضسيز خيدمت‌لري اولموش بير خالقا بو غئيري-اينساني موناسيبتي نه ايله ايضاح ائده بيلرسينيز؟

عادتن، ايران رسمي‌لري بو سوالا جاواب اولاراق بيلديريرلر کي، تورک‌لر بيزيم موسلمان قارداشلاريميزدير، وظيفه توتورلار، بو خوصوصدا سيزي ميثال چکيرلر، دؤولتين ايداره ائتمه‌سينده ايشتيراک ائديرلر، ايقتيصادي حاقلارا صاحيب‌ديرلر و ساير. ميلتين ايستگي تکجه بوندان عيبارتديرمي؟ تأسوف کي، موسلمان قارداشليغي آدي آلتيندا ايراندا فارس شووينيزمي حؤکم سورور و حاکيميتده او تورک‌لر تمثيل اولونورلار کي، اونلار اؤز ميلتلري‌نين طالعيينه بيگانه‌ديرلر.

مگر ايسلام ديني بير ميلتين باشقا ميلتي بو شکيلده آشاغيلاماسينا، اونون آزاد دوشونجه‌سي‌نين بوغولماسينا، ديلي‌نين، مدنيتي‌نين محوينه، زورلا ازيليب آسسيميلياسييا ائديلمه‌سينه حاق قازانديرير؟ شخصن سيز بير تورک اولاراق ميلتينيزين بو آجي طالعييندن ناراحاتليق حيسي کئچيرميرسينيزمي؟

اون ميليونلارلا موسلمان تورکون آنا ديلينده اوخويوب-يازا بيلمک حقوقوندان محروم ائديليب، مکتبسيز، مدنيتدن کنار ساخلانيلديغي حالدا، «گاوور» دئديگينيز بير اوووج ائرمنيني «ديني آزليق‌دير، اونا گؤره حاقلاري تانينير» - دئييب حيمايه ائتمه‌گينيز هانسي منطيقه و معنوي ديره سؤيکه‌نير؟ خريستيان دئييل، تورک-موسلمان اولماغيميز بيزيم گوناهيميزديرمي؟

يوز سکسن ايل اؤنجه تورک‌لري قافقازدان سيخيشديرماق مقصديله ايراندان، تورکييه دن کؤچورولوب قاراباغا يئرلشديريلميش، ايندي سايي 60-70 مين نفردن چوخ اولمايان ائرمني اهاليسينه آذربايجاندا موختاريت ده وئريلميشدي. اونلار حتّي بونا دا قانع اولماديلار، اؤزو ده واختيله باشدان-باشا تورک يوردو اولموش ايروان خانليغي‌نين يئرينده قورولموش ائرمنيستان اراضيميزين يوزده ايگيرميسيني ايشغال ائتدي؛ آما بوتون بو ايشغال مودتينده ايران ائرمنيستانين ان بؤيوک يارديمچيسي اولدو، بير ميليوندان آرتيق موسلماني يوردسوز-يوواسيز قويانلارا، اؤلدورنلره موختليف يوللارلا دستک وئردي، آذربايجانين دوشمنلرينه سياسي، ايقتيصادي، معنوي يارديميني اسيرگه‌مه‌دي.

آذربايجان تورکلري معنوي ديرلره يوکسک قييمت وئرن مرحمتلي بير خالق‌دير. حاکيميت اونلارين الينده اولاندا ايراندا بوتون ميلتلرين اينکيشافي اوچون شرايط ياراديليب. لاکين پهلوي رئژيمي تورک ايداره‌چيليگي‌نين بو تولئرانتليق عنعنه‌لريني محو ائتدي و بو يوللا ايران دؤولتي‌نين معنوي داياقلاريني سارسيتدي. بو گون ده اؤلکه‌نيزين موختليف مطبوعات اورقانلاريندا تورک‌لر تحقير اولونور، بونا اعتيراض ائدن سويداشلاريميز ايسه دسته-دسته زيندانلارا آتيلير، عادي حاقلاريني طلب ائتديکلرينه گؤره دهشتلي ايشگنجه‌لره معروض قاليرلار. بو اونو گؤسترير کي، «ايسلام جومهوريتي» آدينا قورولموش اينديکي حاکيميت تورکلره موناسيبت باخيميندان پهلوي رئژيميندن هئچ نه ايله فرقلنمير.

حؤرمتلي جناب خامنه‌اي‌!

بيز، دونيا آذربايجانلي‌لاري کنگره‌سي ايرانداکي قارداش و باجيلاريميزين طالعيينه هئچ جور بيگانه قالا بيلمريک. حاقلاريميزي طلب ائتمه‌گيميز بيزيم ايرانا قارشي دوشمنچي‌ليگيميز دئمک دئييل. بيز هر جور موحاريبه‌يه و تئرروريزمه قارشي‌ييق. آنجاق اؤز خالقلاري‌نين حاقلاريني تانيمايان دؤولت موطلق داغيلماغا و پارچالانماغا محکوم‌دور -دونيانين نهنگ گوج‌لريندن و نووه دؤولتلريندن بيري و ان بؤيويو اولان SSRİ -نين و يوگسلاوييانين طالعيي بونا ثبوت‌دور.

ايراندا آنا ديلي اوغروندا موباريزه ده و تورک‌لرين تحقيرينه قارشي آياقلانمادا اونلارلا گوناهسيز قارداشيميزين حبسي هر بير آذربايجانليني جيدي شکيلده ناراحات ائدير. اؤلکه‌ده تورک‌لره قارشي آپاريلان بو ايرتيجاعچي سيياسته سون قويولمالي‌دير! حاق نازيلر، آما اوزولمز! ستتارخاني، خيابانيني، سئييد جعفر پيشه‌وريني، شهرياري يئتيشديرن ميلّت اؤلمه‌ييب!

بو ميلّت‌دن و آللاهدان قورخون!
-------------------------------

ترجمه نامه رئيس کنگره آذربايجانيهاي جهان صابير روستمخانلي به رهبر ايران سيد علي خامنه اي

http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_129.azr

http://www.azr.baybak.com/il_2008_say_2452.azr

(توضيح: نامه رئيس کنگره آذربايجانيهاي جهان صابير روستمخانلي که به زبان تورکي نوشته شده و به دفتر رهبر ايران ارسال شده است * براي نخستين بار توسط باي بک ترجمه شده است. هرگونه اصلاحيه و يا توضيحي در همين صفحه اعمال ذخواهد شد. خواهشمن است نظرات و توضيحات خود را براي هر چه دقيقتر شن اين ترجمه بري ما برستيد.)

آقای خامنه ای گرامی

زمانی از عمر میرسد که انسان مافوق خود، فرمانروای خود را نمیبیند، بالای سرش تاج و تخت، حتی اگر رئیس جمهور هم باشد، غضب حکمدار، شمشیر جلاد معنی خود را برایش از دست میدهد، بود و نبود نه چندان متفاوت دنیا را، روبرویی با آفریننده بزرگی که بالاتر از آقائی و بردگی است را میبیند، برای ملحق شدن به وی آماده میشود.

روزی روزنامه نگاران جوان از من پرسیده بودند: »چرا انسان در زمان مرگ نمیکرید؟« جواب داده بودم که: »حتما میفهمد که خدا اشکها را باور ندارد. نیز میبیند که گم کرده هایش در مقابل یافته هایش ناچیزاند. «

ما در چنین سنی هستیم! میبایستی در فکر بازخواست خدا از ما باشیم نه به فکر دنیا. آنانی که بازخواست خدا را فقط از اعمال شخصی خود میانگارند در اشتباهند. هر انسانی در حالی که یک فرد است، بخش از جمعیت نیز محسوب میشود; همراه با خودش، دنیایی که در آن زندگی میکند را ، راه طی کرده اش و اطرافش را نیز باید اندیشه کند; با »من از نماز و روزه ام بازنمانده ام « گفتن نمیشود از بازخواست رست: بد نیستی اگر، بدیها را تحمل کرده ای: خون آشام نیستی اگر، با خون آشامان شراکت کرده ای… – بازخواست از اینها را شما بهتر از من میدانید.

من روحانی نیستم، ولی انسان خدا هستم. بیشمار هستند آنهایی که از خدا، قرآن و پیغمبر سخن میگویند در حالی که مداح نادانی هستند، اینها از خدای خود بیخبرند و در خدمت شیطان هستند.

به مانند اصل و نسبم، حلیت و با ایمان بودن را از ارزشهای انسانی دانسته ام، راهی جز خدمت به ملتم و انسانها نمیشناسم. زمان کودکیم، بزرگترهایم از مابین سیمهای خاردار در ییلاق در »آنسو« ۱ ، یعنی سوی »شما« سبلان مقدس، در دامنه آن اردبیل را نشان داده و از مقبره شیخ صف اردبیلی که با چشمهای تیز میشد دید سخن میگفتند. به همین خاطر از همان کودکی به جریان داشتن خون خطائی ۲ در رگهایم باور داشته ام. به خدا التماس کرده ام، به من طالعی همچون بابک، نسیمی، جواد خان گنجه ای، فریدون ابراهیمی نصیب گرداند، مرا چون شاگرد مکتب آنان به بار بیاورد.

برای همین در سال ۱۹۸۸ و زمانی که آذربایجان شمالی ۳ بر علیه ارتجاع و اشغال به پا خاسته بود، و زمانی که شعار »آزادی« و »یکپارچگی« میلیونها انسان را شورانده بود من در صف پیشین آنها بودم و خوشحال بود که، ملت به من اعتماد دارد.

با اینحال هیچکدام از اینها نمیتوانند موجب تسلی باشند. مسائل اصلی که هم در این دنیا و هم در آن دنیا از ما مورد بازخواست قرار خواهند گرفت اینها نیستند!!

زمانی که به اشغال ۶ شهرستان متعلق به قاراباغ و ۷ شهرستان در اطراف آن ۴ به دست دشمن اسلام و دنیای تورک یعنی خون آشامان تروریست ارمنی میاندیشم، انسانهایی که در چادر، واگن، زیرزمینها زندگی میکنند، آنهایی را که از ۲۰ سال گذشته از خانه و کاشانه خود رانده شده اند، 1 میلیون مهاجرمان را، خواهران و برادرانمان را که به خاطر یک قرص نان از سرزمین خود آواره شده و به نوکری اروپائیان درآمده اند، مادرانی را که برای مراقبت از یادگاران سربازان شهید در عین جوانی چهره هاشان به خاکستر بدل شده است را میبینیم، خودم را نیز گناهکار میشمارم.

زمان زلزله در شمال ایران به شهر اردبیل رفته، از رئیس جمهور کنونی شما، که استاندار آنزمان اردبیل بود اجازه سرکشی به شهرها و روستاهای ویران شده گرفته و از شهرهایی که در دامنه کوه بودند بازدید کرده بودم. به جای خانه های ویران شده دو اتاق کوچک با آجرهای قرمز ساخته میشد. در پیش ویران شده باعث شکر بود. آخر در اواخر قرن بیستم شهرهای متشکل شده از ویرانی را چگونه میشود تصور کرد، چگونه میشود اینرا زندگی نامید؟ آیا شهرهای ایران ثروتمند بدینگونه باید باشند؟

در ارومیه گفتم: »خدایا، شکرت! تو خود این زلزله را ایجاد نمودی تا، ویرانی مایه شرمندگی ملت داغان شود، انسانها روشنائی آفتاب را ببینند«. خدا صبر میکند، صبر میکند، زمانی که میبیند قلب انسان به سنگ بدل شده است تصمیم خود را میگیرد…

کمکهای ارسالی آمریکا، روسیه، فرانسه به همراه نفت، گاز و ارزاق ایران را به ارمنستان اشغالگر و تروریست که بار اول شنیدم ته دلم مانند همین فریاد برخاسته بود. زمانی که با ارامنه دلال اعضای بدن برادران شیعه-تورک مان دست دوستی دادن، اتوموبیل اهدا کردن، طرفداری کردن، تالان کردن خانه هایمان در قاراباغ که خونمان در آن ریخته شده است، تقسیم کردن، در روزگار سختیمان با توبره های پر از پول در مناطق سرحد اشیا ذیقیمت خانواده های بدون نان، بدون چاره را به قیمت آب خریدن و به دلالان خارجی فروختن، دلالان ایرانی را که تمدن آنها را که مال خود کرده اند را میبینم دوباره یاد آن زلزله میافتم.

همه چیز، حتی ارواح مرده آنهایی که ناموس، و دین ملت خود را قربانی پول میکنند نیز، البته زلزله ای که شعور غارنشین را آزاد خواهد کرد به وقوع خواهد پیوست! هر افتادن نهایتی دارد!

به باور من، شما در آنسو، ما نیز در اینسو به خاطر تمامی اینها در مقابل خدا جوابده خواهیم بود. زیرا اگر مسلمان بر ناحق چشم بربندد مسئولیت وی دو چندان میشود.

زمانی که من مقام وزارت مطبوعات و اطلاعات را در جمهوری آذربایجان داشتم به عنوان یکی از نمایندگان دولت جوانمان در بزرگداشت شهریار کبیر ۵ و زمان حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران سه بار با شما ملاقات نموده، مقدمه ای بر کتاب ارزشمند شما »هنر« که در باکو به زبان تورکی آذری چاپ شده است نوشته ام. زمان زیادی سپری شده است، بلکه اینها را به یاد نداشته باشید.

در مراسم بزرگداشت شهریار به منزل شما دعوت شده بودیم، موقع حضور »من هم تورک هستم، اگر بخواهید تورکی صحبت کنیم، و اگر میخواهید فارسی« - گفته، سپس از »حیدر بابایه سلام« شهریار بخشهایی را ازبر خوانده بودید. سخن گفتن به زبان مادری و خواند اشعار بزرگترین هدیه به مهمانهایتان بود. خدا را شکر، در تهران، در تبریز، در ارومیه، در همدان حسرت تورکی نداریم، ولی در بخشهای بالای اداری شنیدن این حرفها تصوراتمان را نسبت به کشور تغییر میداد.

در نمایشگاه کتاب به ما گفته بودند که، وقت شما کم است، در غرفه آذربایجان نیم، و یا یک دقیقه وقت صرف خواهید نمود. اما شما حدود ۲۰ دقیقه با ما وقت گذراندید، راجع به کتابهای متعددی کنجکاوی کردید. در موقع خداحافظی هدیه غرفه امان را داده و گفتم: »۳ کتاب به شما هدیه میکنم. اولی، کتاب مینیاتور »خمسه« نظامی گنجوی است که ۸۰۰ سال پیش در والاترین مقام ادبیاتی آفریده شده که به اشتباه »ادبیات ایران« نامیده میشود، دومی، کتاب شهریار تورک زاده ای که شما نیز »استادش« میخوانید و دومین مقام ادبیاتی که ۸۰۰ سال بعد (بعد از آفریده شدن شاهکار نظامی- بای بک) دوباره »ادبیات ایران« نامیده میشود را دارا میباشد آفریده است، و نیز کتاب فردی که در تلاش است تا در دامن این والامقامان فعالیت کند، یعنی مرا (نویسنده این نامه آقای سابیر رستمخانلی – بای بک) با عنوان »کتاب عمر«که در آذربایجان کتابی پر خواننده میباشد. «

شما »عجب همسایگیی است« - گفته کتاب کوچک شهریار را بوسیدید، راجع به کتاب من کنجکاوی نمودید. گفتم، برای شناساندن آذربایجان نوشته ام، برای تاریخمان، برای امروزمان، بخشی نیز در مورد سیاست زمان شاه در آذربایجان جنوبی حصر شده است. شما، »ایکاش با الفبای عربی بود تا ما هم میتوانستیم بخوانیم« - گفتید و خداحافظی کردید.

در کتاب دیگرم راجع به این دیدارمان نوشته های صمیمانه ای موجود است.

تا به امروز همانگونه، به دور از رسمیت (بدون ادعا به خاطر مقام بالاتر – بای بک)، روشن، خیرخواه و فردی که متوجه هویت ملی خود میباشد در خاطر من باقی مانده اید.

من نیز از روح خستگی ناپذیر ملت مظلوم خود که دارای والاترین مقامهاست، و از دنیای بی عدالتی که ما را در مقابل فجایع قرار داده است مینویسم. شاعر ملی آذربایجان، وکیل مجلس ملی هستم. وظیفه ای ملی نیز دارم که، به دولت، و به مجلس ارتباطی ندارد، غیر از اذیت نصیب شخص نمیکند، اما من آنرا به عنوان یک وظیفه شرافتمند، به عنوان یک وظیفه شهروندی قبول کرده ام – و آن هم یکی از رهبران فعلی کنگره آذربایجانیان دنیا6 و همچنین رئیس فعلی آن کنگره بودنم هست.

تقاضا دارم این نامه را نیز فقط از سوی یکی از رهبران کنگره آذربایجانیان دنیا – یک تورک، و به عنوان حرف دل یک روشنفکر آذربایجانی قبول نمائید.

میدانم، این نامه چیزی را تغییر نخواهد داد، ولی به خاطر افشا کردن ماهیت ضد تورک و ضد انسان سیاست حاکم بر ایران که خود را جمهوری اسلامی میداند خود را سبکتر احساس خواهم نمود. ظلم را دیدن و ساکت ماند در مقام شراکت در کار ظالم است!

جناب خامنه ای محترم!

اگر گفته باشم که، هر روز عمر هزاران انسان در تلویزیون قیچی میشود، افکار کسان بسیاری را مطرح کرده ام. هر روز همان تصویر: اروپا در حال گسترش، در حال از بین بردن مرزها، در حال تفریح، در حال جستجوی امکانات بهتر برای زندگی انسانها، در اندیشه طبیعت، اکولوژی، و کره زمین بودن، پیشرفت تکنولوژی، صداقت برای خودشان، نظام، عدالت در حال گردش، تمامی اختلافات را در پشت میز حل کردن (حتی اگر بعد از کشته شدن ۱۵۰-۱۰۰ میلیون در جنگ جهانی دوم باشد)، به دنبال تمدن و فضائل صنعتی بودن و غیره. اما در شرق، مخصوصا در دنیای اسلام، گرفتاریهای داخلی، ترور، با ده دست از حاکمیت آویزان شدن، »خدایان زمینی« کوچک (خدا مرا ببخشد)، بیسوادی، جهالت، گرسنگی، بیماری، رژیمهایی که انسان را به حشرات موذی تبدیل کرده اند، وزرایی که ثروتهای ملی را از مردم مخفی نگهداشته و به بانکهای اروپائی روان نموده و در آنجا نیز سرگرم عیاشی، و قمار بودن، اولیگارشها، شیخها، شاهزاده ها، جلادهای خانگی، که بره های دست آموز در خارج هستند، در پشت پرده دین شوونیسم، در پشت پرده مذهب استعمار و غیره…

شرقی که مهد تمدن بوده است – سرزمین ما – آشیانه هایمان به این روز افتاده، اروپائی که خیلی چیزها را از ما آموخته است در آن رفاه! تقریبا یکصد و پنجاه سال است که فیلسوفان و عالمان برجسته مسلمانان ایرانی، آذربایجانی، تورکیه ای، آسیای مرکزی و روسیه، به دنبال راهی برای خروج از این وضعیتی هستند که مایه شرم مسلمان است. اما وضعیت تغییر نمیکند، تفاوت باقیمانده است.

افرادی پیدا خواهند شد که پیشرفت تهران، تغییرات تکنولوژیکی که در ایران دیدم، دموکراسی ترکیه، وجود سلاح هسته ای در پاکستان، راکتها، کارخانه ها و تولیدیها را برای من مثال آورده و اعتراض کنند.

این حرفها را من، به عنوان فردی که تعصب اسلامی دارد، دوستدار ملت خود میباشد، و دشمن فردی جز دشمن خود نمیباشد میگویم. نه همچون یک »دشمن ایران« که اصطلاح مورد استفاده »تلویزیون سحر« است،

حقیقت تلخ است!

تفاوت بین اروپا و شرق آنگونه زیاد شده است که، برای از بین بردن آن صدها سال نیاز خواهد بود. آن هم، بعد از بیداری، جمع و جور کردن خود و دست کشدین از ارتباطات نامناسب قدیمی امکان خواهد داشت.

پدرانمان که ۱۲۰-۱۰۰ سال قبل زندگی میکردن از ما جسورتر بودند. آنها پیشرفت ناگهانی غرب را به خاطر وجود برخی خصوصیات دین اسلام، موهومات و بیسوادی مربوط میدانستند. در همین آغاز بگویم که، هیچکدام از آنها از دین خود رویگردان نبوده اند، هر یک از آنها مترقی تر بودن دین اسلام را اذعان داشته و تبلیغ میکردند، هر کدام از آنها »قرآن-کریم« را بهتر از روحانیون امروزی میفهمیدند. به همین دلیل با عقل سلیم، به دور از تعصب، با در نظر داشتن آینده ملت خود، بدون تقلب، حرف دل خود را بر زبان آورده اند.

دلیل اصلی آنها نیز این بود که، اروپا از جنگهای بسیار سخت، از تفتیش عقاید گذشته و در خاتمه قادر بوده است تا صلاحیتهای دین را معین نمایند: دین به عنوان پلی بین انسان و خدا باقی ماند، تقدس، جاذبه الهی خود را پاسداری کرد، از امتیازات خود سرریز نشد (از حدود خود خارج نشد – بای بک)، در کارهای دیگر مردم – کارهای دنیوی وارد نشد، پرینسیپهای زندگی امروزی را طبق پرینسیپهای ۲۰۰۰-۱۴۰۰ سال قبل پایه ریزی نکرد; از علم گرفته، تا سیاست، تا مسائل مالی-ملکی، در حد امکان – در هر مسئله ای خود را تا حد ماموران دنیای کنونی پائین نیاورد.

حضرت-پیغمبر که گفته است »در هر مسئله ای شک کردید، به عقل رجوع کنید« در مقابل مسلمانان، از علم تا قانون، از حکومت، تا پرواز در فضا، امکانات بدون حد و مرزی ارائه نموده است، حتی اگر به خاطر درگیری با مسائل دنیوی; و خواست ایجاد اتحاد بین اعراب نبود، به شمشیر دست نیز نمیزد. اما »علمای« امروزی راه طی شده ۱۴۰۰ ساله بشریت را نادیده انگاشته، دوباره به فرزندانمان میگویند »به شیوه ۷۰۰ سال قبل، و آنهم مطابق اعراب بپوشید-روزگار بگذرانید، زندگی کنید«.

این مداخله کورکورانه به آزادی فکر و وجدانی که خدا به انسان ارزانی داشته است را نادیده انگاشتن صداقت داشتن به اسلام نیست. بر عکس، اینهم سیاست است، اما نه سیاست دینی! سیاست دلالان ریاست، دوستداران پول و مادیات، شوونیسم عرب، فارسی که خواهان به بردگی گرفتن ملل دیگر است. نمیگویم عثمانی! چون در هزار سالی که پرچم اسلام در دستان تورک بود نه عرب بودن عرب را از دستش گرفت، نه به زبان، تمدن، و روح فارس توهین کرد.

تمامی اینها را ۱۵۰ سال پیش که آغازگرش میزرا فتحعلی آخوندزاده اهل خامنه بود تا، حسن زردابی ها، شیخ جمال الدین افغانی ها (سید جما الدین اسد آبادی – بای بک)، اسماعیل قاسپیرالی ها، علی حسین زاده ها، احمد آغا اوغلو ها، علیمردان توپچی باشی ها، محمد امین رسولزاده ها، صابیر ها، جلیل محمد قلی زاده ها، معجر ها نوشته اند. مکرر و بدون تخفیف! ولی امروز ما نمیتوانیم بگوئیم. حق گویان را دشمن دین و اسلام معرفی میکنند. پس، آنهایی که خود را مجاهدین اسلام سال مینامند از ۱۵۰ سال پیش عقبتر مانده اند.

متاسفانه، ارتباط دین با جماعت ما، در وضع اسف باری است. یکی دو مثال بیاورم: یک آخوند، امام، قاضی، - فرقی ندارد - در یک مجلس از دهها عالم، صنعتکار، دانندگان زبانهای مختلف، از آنهایی که در مورد تمدنها آگاه هستند بالاتر مینشیند. افسانه های یهودی که اهدافشان معلوم نیست و یا ماجراهایی را که از تورات شنیده است را با صدای بلند از زبان جاری کرده و صحبت میکند: یعقوب پیغمبر، یوسف پیغمبر، ابراهیم پیغمبر، نهایت، موسی پیغمبر… و ماجراهایی را که افراد به دفعات شنیده اند را به طرز بیسواد گونه ای تکرار مینماید. اگر مستمعی نیز نداشته باشد از آن مجلس ایراد میگیرد. مجلسیان به خاطر اینکه وی فردی روحانی است صبوری میکنند، ولی خودش صبر ندارد. یکی میگوید: »برادر محترم، شما هنوز از راعنه و پیامبران یهودی سخن میگوئی، به اسلام نرسیده ای که ما گوش فرا دهیم. ضمنا در نظر داشته باش که، ما نیز ملت هستیم، ما هم هزار و یک مشکل داریم«.

مجلس دوم. یک آخوند خوش بر و زبان، با عمامه ای بر سر و عبائی بر تن، که در خارج و شاید در قم تحصیل کرده است در حال سخنرانی است. بازهم عالمان و صنعتکاران زیادی نشسته اند. آخوند برای اینکه تعداد مجلسیان بیشتر شود از بحث در مورد علم؛ توضیحات دقیق حوادث طبیعی، و حتی از وجود مبحت اتم در »قرآن« سخن میگوید. مستمعان همگی دانشمند هستند – آنهایی هستند که مشغول تحلیل بحثهای پوشیده و سمبلیک موجود در قرآن با کشفیات علمی هستند. مجلسیان نگران چیز دیگری هستند: چرا اینگونه شد؟ قرآن تمامی راههای کشف، علمی را نشان داد. در دورانی اسلام تبعیض بین تورک، فارس، عرب قائل نبود یسوی ها، بیرونی ها، فارابی ها، ابن سینا ها، علوق بیگ ها، نصیرالدین طوسی ها کلید علم نوین را یافتند،اما این کلید در مراسم عیش-عشرت، در حرمخانه و در آغوش برتری طلبیهای قومی حاکمان مسلمان ناپدید شد. اما غرب آنها را تصاحب کرد، اختصاصی کرد و امروز همچون مال خودش به ما برمیگرداند.

همراه با آنها میتوانم مثالهای دیگری نیز بیاورم که، تبدیل رابطه بین اسلام و جماعت را به یک ارتباط بی معنی، و بی تاثیر تصدیق نماید.

ولی در روزهای سختمان فریاد تکبیر هزاران جوان همه را از جایش تکان داد. بلی، خدا بزرگ است. ما در هر حال به او وابسته ایم. ولی زمانی که بین ما و او شارلاتانهای دینی بدبخت، گدا صفت، دزد، دروغگو، نا تمیز، از آداب معاشرت بیخبر، بد سخن، بی اطلاع از عربی، و از تورکی، و یا افرادی که با الفاظ ناقص فارسی با ملت خود سخن میگوید قرار میگیرند انسانها حیرت زده میمانند.

این روال، تا به کی ادامه خواهد داشت، این راه اسلام را به کجا خواهد برد؟

اندیشه های فیلسوف و نویسنده بزرگ روس، لئون تولستوی را در باره اسلام و وابستگی عمیق وی به اسلام را زمانی که مدیر مسئول روزنامه »آذربایجان« بودم به چاپ رسانده بودم. بعدها نیز به صورت یک کتاب کوچک منتشر شد.

در اروپا، در جای جای دنیا در بین خادمان دین بسیاری هستند که به ارزشهای اسلام واقفند، آنرا به عنوان آخرین و مترقیترین دین دوست داشته و حتی به دین اسلام گرویده اند. اما آنها فلسفه قرآن، وحدانیت خدا و رابطه ساده و مستقیم بین انسان و خدا را برگزیده و به این راه قدم میگذارند. متاسفانه، به دنبال آن (آن انتخاب – بای بک) احکام گرائی در دنیای اسلام را، جهالت را، تجزیه شدنها را، جنگ مذاهب را، بردگی دین برای سیاست را; عقب ماندگی را، ثروتمند شدن از خدا بیخبرگونه یک عده کم در مقابل بخش عمده ای از جامعه که به گدائی افتاده اند را، فقر را، حرام را، روابط نامشروع اجتماعی و معنوی را نیز میبینند.

زمانی پول پرستان وحشی اروپای غیر متحد با اسب و شمشیر بر علیه دنیای اسلام شوریده بودند; امروز فرمانروایان مسیحی زمین و آسمانها به بهانه انتشار دموکراسی و حقوق بشر، مدافعه از اقلیتهای ملی و نیز مبارزه با ترور میایند که حتی تکنولوژی دید داخل خانه هایمان را نیز دارند. چرا ما به این روز افتاده ایم و گناهکاران چه کسانی هستند؟

بیشتر از دنیای آخرت انسان، دین برای دنیای زمینی وی لازم است. از دینهای قدیمی تا به اسلام نیز – تکامل عمومی در تاریخ دینها، مکمل شده و تمایل به نزدیکتر شده به انسان نیز فقط به همین عامل بستگی دارد. با توجه به تکامل مرحله ای دینها در حالی که خدایمان یکی و ابدی است، پس میتوان گفت که برای ایجاد انسیت با خدا امکان به روز شدن متناسب با تاریخ و زمان تمام نشده است. با این حساب، با نگاه کردن به دین به عنوان احکام، در واقع، راههای منتهی به خدا را، به معنای مجازی اگر بگوئیم، در عصر هواپیما و راکت، در سطح راههای کاروان رو نگهداشتن است.

بعد از تمامی این توضیحات من به مطلب اساسی میپردازم. نه، من دشمن غرب نیز نیستم. تمدن غرب را، دموکراسیش را، محیطی را که برای احترام به انسان و ملتها ایجاد کرده است را، قوانین حکومتیش را که بر اساس انتخاب ملت میباشد را دوست دارم. برای خودشان بهشت آفریده اند، تحمل، آزادی، بهره مندی از امتیازات به خاطر اروپائی بودنش کارهای ارزشمندی است. زمانی شبیه به همین هوا، علم، تمدن، ارزشهای معنوی در دنیای واحد اسلام نیز بوده است. اما رژیمهای مستبد یکی بعد از دیگری دنیای اسلام را تجزیه کردند. امروز یکی از همان رژیمها در ایران است.

جمهوری اسلامی ایران موطن ۷-۶ هزارساله تورکان است. سرزمینی است که خاکش با خونمان آمیخته است. ولی امروز ایران سرزمین فارسهایی که از گوشه ای از این سرزمین برآمده اند اطلاق میشود، در نقشه ها کلمه »پرشیا« را به اندازه تمام ایران مینویسند. در حالی که حدود ولایت فارس مشخص است. آثاری که از تمدن بی مانند در خاک آذربایجان بدست آمده اند به عنوان اموال فارس به دنیا معرفی میشوند. یکی از عکسهای تحقیر آمیز در مطبوعات ایران که باعث خشم تورکهای ایران شده است را دیده ام – شما هم شاید دیده باشید. هر چه قدر ناراحت کننده نیز باشد، مجبورم یادآوری کنم: درازگوش اردبیلی زمانی که به تهران نزدیک میشود بر روی پاهای عقب خود راه میرود، قدش راست میشود و در تهران به آدم تبدیل میشود. طرز برخورد مطبوعات ایرانی که از سوی دولت حمایت میشوند یا نمیشوند بدینگونه است. همه اردبیلیها و ما که همسایه آنها میباشیم، تورکهای ایران آیا میتوانند به این عکس اعتراض نکرده و آنرا قبول کنند؟

من سرباز سخنگوی ملت خود هستم و به همین دلیل حرفهای خود را از سخنان ژنرانلهایی که صدها سال »گلستان«ها را در مغزهایمان وارد کرده اند بسیار با ارزشتر میدانم. چون امروزه ملت من نیازی به آن »زبان شکر« ندارد. آن اثرها صدها سال سم به مغزهایمان تزریق کرده اند; آن فلسفه و نظر به دنیا امروز در ذهن من اشیا موزه را تداعی میکنند. حتی اگر قیمتش با میلیاردها نیز سنجیده شود، مرهمی برای درد ملت من نخواهد بود. و من به دنبال مرهمی برای درد ملت خودم هستم.

بخشی از گناهکارانی که دنیای اسلام را به این روز افکنده اند همان تعاریف از پادشاهی، طرفداری از حاکمان، اطاعت از آنها را بسان خوشبختی دیدن، حتی در راه اطاعت از آنها ناموس را نیز فدا کردن را تلقین نمودن، باور کردن و باوراندن اینکه خوشبختی دنیا در گرو بردگی پادشاهان است، تبلیغ حمایت از ظلم در حالی که اینکار در تضاد با قرآن است، چنین آثاری که اخلاق ساکت ماندن و گردن نهادن را ترنم میکنند به طرز فکر شرقی بدل شده، الفبای مدارسمان شده است. از همین منظر نویسنده آن کتابها، و نیز مبلغان آنا در روز آخرت در پیشگاه خدا جوابده خواهند بود.

جناب خامنه ای محترم!

یادآوری اینرا که برای هر انسان، جماعت و ملت مخلوق خدا حقوقی تعریف شده و نیز مجازاتی که برای نادیده گرفتن این حقوق در نزد خداوند خواهد بود را که در کتاب مقدسمان آمده است را برای شما که فردی مطلع به اسلام هستید نیاز نمیدانم.

اسلام – امید انسانهای مظلومی است که ذلیل شده اند، حقوقشان از دستانشان گرفته شده است، به ظلم، و به بی عدالتی دچار شده اند.

متاسفانه، اسلام سیاسیتر شده رفته رفته هر چه بیشتر به دشمن کسانی تبدیل میشود که از سر ظلم به آن پناه آورده اند. معلوم است که، من با گفتن اسلام در اینجا حاکمان مستبد، شوونیستها و دلالان دینی را در نظر میگیرم که اسلام را به عنوان یک اصل در دست خود گرفته، از قدرت آن استفاده کرده، و نیات قدرت پرست خود را عملی میکنند. در قرآن دهها شرح و تحقیق در خصوص حقوق انسانها و ملتها وجود دارد. دفعات بیشماری در مصورات کتاب مقدسمان والا بودن نامحدود حقوق انسانی، و ارزشی که خداوند به مخلوق خود قائل شده است در کتاب مقدسمان ثبت شده است.

از ابتدا تا انتهای قرآن مسئولیتهای انسان در مقابل خدا یادآوری میشود، از او خودشناسی، و وابستگی به خدا طلب میشود. این، به صورت واضح یک درخواست برای با ارزش جلوه دادن لیاقت انسانی است. زیرا که بی لیاقت برای خدای خود لایق نمیتواند باشد. متاسفانه، در چند کشور اسلامی به جای نزدیک کردن انسان به خدا، به جای کمک به بزرگ شدن وی، راههای تحقیر و ذلیل کردن وی انتخاب میشود. نمیفهمند که، با اینکار اهل ایمان را از آفریدگار خود دور میکنند. به خدا خدمت نمیکنند، برعکس از دستورات وی سرپیچی میکنند. هشتاد سال است که در کشور »ایران« نامیده شده اجبار، و ماشین استبداد مردم را له میکند، با در زندان پوساندن انسانهایی که میخواهند لیاقت خود را محافظت کنند، دانسته یا ندانسته خطی ضد-اسلامی را طی میکنند. اسلام یک دینی است که به انسان آزادی تشکل، عمل، و مخصوصا آزادی اندیشه اعطا میکند. این، با توقف موجود در جمعیت، احکامگرائی، با اطاعت بی معنائی که به عنوان سنت نگهداری میشود در یک ظرف نمیگنجد. اینرا (این واقعیت را – بای بک) مفسران مشهور قرآن ال-قرطوبی مصری، ابن-قصیر سوریه ای، محمد عبدو شاگرد جمال الدین افغانی آذربایجانی-تورک مشهور، یوسف علی هندی، ال-میدودی پاکستانی، محمد اسد (Lepold Vays) اروپائی که به دین اسلام مشرف شده است، سید قطب مصری و آثار دهها عالم دیگر تصدیق مینماید.

یکی از ارزشهای والای موجود در اسلام آزادی است. محدود ساختن آن گناه است. به همین دلیل تنها در سوره ۴۳ قرآن در خصوص دوراندیشی مختص حاکمیت خدا برای بی اثر کردن خطر طرفداران حفظ سنتهای کهنه عرب و خطر تبدیل آزادی روح و معنویات انسانی به برده سیستمهای مختلف سیاسی و اجتماعی آیه ای کامل وجود دارد. دیروز در عربستان بود، امروز در ایران و یا آذربایجان – چه فرقی میکند؟

خدا مخالف خفه شدن آزادی انسان، و مخالف تبدیل آن به برده سیستمهای مختلف اجتماعی-سیاسی است. باز هم در همان سوره گفته میشود: حتی اگر انسانها در یک جمعیت به هم نزدیک، باید به هم وابسته نباشند. مانع نبودن مسئولیت اجتماعی و بدهی انسانها در برابر حاکمیت – در مقابل آزادی شخصی آنها، برابری بشر را چگونه میتوان زیباتر از این بیان کرد؟

از نظر قرآن، اگر خدا قومی را برگزیده و پیامبری برایش بفرستد که آن قوم نتواند از این نعمت معقولانه استفاده کند، عاقبتی همچون عاقبت فرعون منتظر آن قوم خواهد بود. به نظر من، این به حاکمیتها نیز مربوط است. اگر حاکمیتی که خدا به آن فرصت داده و به عرش رسانیده است به مردم تحت فرمانش عاقلانه، با عدالت رفتار نکند، خدا او را به مذلت خواهد نشاند. صدها سال است تاریخ مکررا این را تصدیق کرده است. به نظر من، شوونیست فارسی که حقوق ملت مظلوم را لگد مال میکند چنین عاقبتی در انتظارش میباشد.

از نظر قرآن، ستمگران، حامداران ملتهای زیادی را گول زده اند، چشمهای آنها را بسته اند، راههای علم را بر آنها بسته اند (ببینید تلاش امروز حکومت ایران در بازداشتن تورکها از علم، تحصیل، زبان مادری چه با دقت از سوی جناب آفریدگار بیان شده است!) ولی بدین طریق، میتوان ملتهای بی روح، بی اراده، و از راه راست خارج شده را خوار نمود، نه آنهایی را که خودشان را درک میکنند! من شخصا بدون در نظر گرفتن تمامی جد-جهد های رژیم فارس، ملت خودم را بی روح و بی اراده نمیشمارم. نتیحه آسیمیلاسیون دویست ساله روس در مقابل چشمهاست.

از نظر قرآن، انسان حفاظت از خاک، آب، طبیعت، ارزشهای مادی و معنوی، منجمله زبان را که خداوند به وی ارزانی داشته است را بدهکار است. کسانی که با این اصل مخالفت میکنند، در مقابل خدا ایستاده اند. بنابراین، رهبران جمهوری اسلامی که ما را از ارزشهایمان، منجمله زبانمان جدا کرده و تلاش به فارس شدنمان میکنند از خدا نمیترسند، آفریدگار را نه، که شوونیست، شیطانهای فارس را خدمت میکنند.

یکی از برتریهای اسلام نسبت به فلسفه های عالمگیری چون ماتریالیسم، مارکسیسم، سوسیالیزم این است که برعکس نگاه آنها به انسان که وی را چون استحصالگر نعمات میانگارند، انسان را چون ثروتی الهی مینگرد. معنویت، اخلاق و صداقت!.. اینها هستند که انسان را انسان میسازد. از کدام معنویات، اخلاق و صداقت ملتی که از ریشه اش کنده شده است میتوان سخن گفت؟ علامت نخست اخلاق این است که بتوان فردی را که از پستانش شیر خورده ای، به زبان آن بنده خدا، با زبانی که با آن لالایی گفته است، با نام خودش »مادر« صدایش کرد.

»نظرپردازان« ایرانی که این را به خوبی دانسته، اما به آن اهمیت نمیدهند به چه حقی میتوانند پس از کلمه »جمهوری« کلمه »اسلامی« را بیافزایند؟

دین – راه خیرخواهی، زیبائی، والایی است. همانگونه که از معنی لغوی آن بر میاید، روش زندگی است. رژیمی که در ایران انسانها را از حقوق خودشان محروم میسازد، در خانه به یک طرز، و در خارج از خانه به طرز دیگری بودن سوق میدهد (دوروئی – بای بک)، تا آخر عمر وی را مطیع تقلب میکند، یعنی رژیمی که در واقع زندگی انسانها را از مسیر طبیعی آن منحرف میکند در حقیقت ستونهای دین را محو مینماید.

سخن گفتن از ارزشهای دینی با آن دولت و جمعیتی که هر روز افرادی را که مدرسه به زبان مادری میخواهند را شکنجه میدهد و آنها را از معیشت گرفته تا زندگی اجتماعیشان، هر لحظه با ظلم، با بی ایمانی، روبرو میکند خنده دار است. در جائی که برای دین ارزش داده میشود نمیتوان دروغ گفت، دوروئی کرد (یعنی با جمهوری آذربایجان به نوعی، با ارمنستان نیز به نوعی دیگر سخن گفتن)، و یا ملتهای را خوار نمود! جدائی دین از حکومت نیز برتر از این آمده است. اینها را با هم یکی کردن، اسلام را به قهقرای ۱۴۰۰ ساله سوق دادن است.

از نظر قرآن، در دنیا هیچ ملتی وجود ندارد که، به خاطر اسم و رسمش از ملتهای دیگر سر باشد. برادران عرب و فارسمان در اینجا نیز با ادعای سلطه گری بر خلاف قرآن ره میپیمایند.

در قرآن آیه هایی که باید آویزه گوش هر انسان تورکی باشد نیز موجود است. برای نمونه، در آیه ۳۰ از سوره ۲ به صورت آشکار گفته میشود که، ملتها مسئول عاقبت خودشان هستند. کسانی که ظلم را میپذیرند و در مقابل دیگران سر تعظیم فرود میاورند در واقع بدبختی خود را نزدیکتر مینمایند.

این مقالها را میتوان کش داد. ولی نتیجه ای که بدست میاید این است: در کشور ایران که خود را جمهوری اسلامی میشمارد به اسلام، به دین حرمت نمیشود. در کشوری ایران نامیده میشود دین – خدمت به خدا، عیادت – راه ایجاد نظم در جامعه، و محافظت از روح انسان نیست. اسلام در ایران– آلت دست شوونیسم فارس است، کمک به ظلم و استبداد میکند. برای همین است که خود-خودش را انکار کرده و از نفوذ ساقط مینماید.

جناب خامنه ای محترم!

شما انسانی هستنید که قادر است حوادثی را که زیر نظر خداوند اتفاق میافتند را هم از نظر دینی، و هم از نظر دنیوی درک کند، برای همین هم بی اطلاع از رفتار غیر انسانی را، رفتاری که مغایر با »قرآن«-کتاب، قوانین بین المللی، حقوق بشر میباشد را که در کشورتان نسبته به همنژادان، برادران تورک ما اعمال میشود نیستید. پس، چگونه میتوانید رفتار غیر-انسانی را با ملتی که بیش از نیمی از جمعیت ایران را تشکیل میدهد، ملتی که بسیار پیشتر از فارسها در این سرزمین ساکن شده است، ملتی که به درازای صدها سال در این آب و خاک دولتهای متعدد تشکیل داده است، ملتی که در آفریدن ارزشهای مدنی-معنوی که با نام ایران شناخته میشود خدمات بی مثالی انجام داده است را توجیه نمائید؟

طبق عادت، مقامات مسئوا ایران در جواب این سوال میگویند که، تورکها برادران مسلمان ما هستند، صاحب منصب هستند، در اینخصوص شما را مثال میاورند، در اداره دولت اشتراک دارند، صاحب حقوق اقتصادی هستند و غیره. آیا خواست ملت فقط شامل اینها است؟ متاسفانه، در ایران شوونیسم فارس زیر نقاب برادری اسلامی حکمرانی میکند و آن تورکهایی که در حاکمیت قرار دارند نیز آنهایی هستند که، با سرنوشت ملت خود بیگانه اند.

آیا دین اسلام خوار شدن یک ملت را، خفه کردن اندیشه آزاد یک ملت را، نابود کردن زبانش، نابود کردن تمدنش، آسیمیله و خوار شدن تحت فشار یک ملت را به دست ملتی دیگر محق میداند؟ آیا خود شما به عنوان یک تورک از این سرنوشت تلخ ملت خودتان احساس ناراحتی میکنید؟

در حالی که دهها میلیون تورک مسلمان از خواندن-نوشتن به زبان مادری خود محروم گشته اند، بدون مدرسه از تمدن به دور نگهداشته میشوند، یک مشت ارمنی که »کافر« مینامیدشان را با گفتن »اقلیت دینی هستند، به همین دلیل حقوقی دارند« - مورد حمایت خود قرار میدهید، اینکار تحت کدام ارزش معنوی انجام میشود؟ آیا گناه ما تورک-مسلمان بودن به جای مسیحی بودن است؟

به اهالی که تعدادشان از ۷۰-۶۰ هزار نفر بیشتر نبوده و ۱۸۰ سال قبل با هدف تحت فشار قرار دادن تورکها در قفقاز از ایران، تورکیه کوچانده و در قاراباغ ساکن شده اند دارای خودمختاری در آذربایجان بوده اند. آنها به این نیز قناعت نکردند، ارمنستان که کشوری تشکیل شده در خانات ایروان میباشد که در گذشته سر-تا-سر آن خاک تورک بوده است، ۲۰ درصد از خاکمان را اشغال کرد; اما در طی مدت این اشغالگری ایران یکی از یاری کنندگان بزرگ ارمنستان شد، به افرادی که بیش از یک میلیون مسلمان را بدون خانه-کاشانه نمودند، از قاتلین با راههای مختلف حمایت نمود، از هیچگونه کمک سیاسی، اقتصادی، معنوی به دشمنان آذربایجان دریغ نکرد.

تورکهای آذربایجان مردمی با مرحمت هستند که به ارزشهای معنوی قیمت بالائی قائل هستند. در زمانی که حکومت در ایران در دستان آنها بود برای پیشرفت ملتها شرایط فراهم شده است. رژیم پهلوی با از بین بردن رسوم تحمل همدیگر که از سوی مجریان تورک ایجاد شده بود باعث تزلزل پایه های معنوی دولت ایران شد. امروز نیز در مطبوعات مختلف تورکها تحقیر میشوند، همنژادان معترضمان به این تحقیر دسته-دسته زندانی میشوند، به خاطر درخواست عادی ترین حقوقشان تحت شکنجه های مخوف قرار میگیرند. این نشانگر این است که، ارتباط حکومتی که در حال حاضر زیر نام »جمهوری اسلامی« تشکیل شده است با تورکها از ارتباط رژیم پهلوی (با تورکها – بای بک) فرقی ندارد.

جناب خامنه ای محترم!

ما، کنگره آذربایجانیهای جهان به هیچ طریقی نمیتوانیم نسبت به سرنوشت برادران و خواهرانمان در ایران بیگانه بمانیم. درخواست حقوق ما به عنوان دشمنی ما با ایران نیست. ما مخالف هر گونه جنگ و تروریسم هستیم. ولی آن دولتی که به حقوق ملیتهای خود ارزش قائل نیست محکوم به تجزیه شدن است – سرنوشت یکی از ابرقدرتهای دنیا و یکی از دولتهای اتمی و بزرگترینشان اتحاد جماهیر شوروی و یوگوسلاوی دلیلی بر این مدعا میباشد.

زندانی شدن دهها تن از برادرانمان که برای مبارزه در راه زبان مادری و مخالفت با تحقیر تورکها دستگیر شده اند هر آذربایجانی را به صورت جدی ناراحت میکند. بایستی به این سیاست ارتجاعی که بر علیه تورکها در ایران است خاتمه داده شود! حق باریک میشود، ولی پاره نمیشود! ملتی که ستارخان، خیابانی ۷ ، سید جعفر پیشه وری ۸ ، شهریار را به بار آورده است نمرده است!

از این ملت و از خدا بترسید

۱- "اوتای-بوتای" و یا "او اؤز-بو اؤز" به معنای "آنسو و اینسو"ی آذربایجان گفته میشود. رود آراز (ارس) نقطه تلاقی این دو سمت است.
۲- شاه اسماعیل صفوی، از پادشاهان امپراطوری تورک صفوی. وی شاعر زبده ای نیز بود که به خطائی تخلص میکرده است.
۳- آذربایجان یکپارچه در حال حاضر به دو بخش تقسیم شده است. بخش شمالی که به عنوان آذربایجان شمالی شناخته میشود دارای حکومت مستقل میباشد. بخش جنوبی که به نام آذربایجان جنوبی شناخته میشود با دارا بودن جمعیت به مراتب بیشتر از بخش شمالی و نیز دارای وسعتی گسترده تر از سوی رژیم ارنجاعی فارس ایران اشغال شده است. یکپارچگی و اتحاد دوباره از اعتقادات ملی آذربایجانیها میباشد و برای بدست آوردن آن سالهاست که مبارزه میکنند.
۴- پس از اعلام استقلال آذربایجان از اتحاد شوروی، کشور تازه تاسیس شده ارمنستان با کمک روسیه و پنهانکاری غرب اقدام به اشغال سرزمینهای آذربایجان نمود. در این اشغال رسمی که از سوی سازمان ملل محکوم شده است بیش از صدها هزار نفر به طرز فجیعی کشته شده و بيش از ۱ میلیون نفر به مناطق اطراف فراری شده اند.
۵- محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در محافل ادبی به عنوان شهریار کبیر نیز شناخته میشود. وی دیوان منحصر به فردی به زبان تورکی آذربایجانی از خود به یادگار گذاشته است که به جرات میتوان آنرا شاهکار ادبی قرن اخیر نامید.
۶- کنگره آذربایجانیان دنیا (د.ا.ک) یکی از تشکلات منظم آذربایجانی است که بدور از بند و بستهای دولتی و خارجی، در خصوص ایجاد وحدت بین آذربایجانیها و نیز حل مشکلات ملی آنها در سطح دنیا فعالیت مینماید.
۷- شیخ محمد خیابانی یکی از مبارزان آذربایجانی است که برای آزادی خاک آذربایجان از سلطه ابرقدرتهای دنیا مبارزه کرد و موفق شد در دورانی کوتاه دولت مستقل خود را تشکیل دهد.
۸- سید جعفر پیشه وری رهبر فرقه دموکرات و رئیس حکومت ملی آذربایجان در سالهای ۲۵-۱۳۲۴ بود. وی توانسته بود با بیرون راندن قوای اشغالگر فارس که تحت حمایت آمریکا و انگلیس بودند دولت ملی آذربایجان را تشکیل دهد. به گواه محققان و نیز شاهدان غربی، یک سال حکومت وی در آذربایجان از ۸۰ سال حکومت اشغالگران فارس در منطقه پربارتر و دموکراتتر بود. دانشگاه ملی تبریز یکی از یادگارهای ارزشمند یکسال حکومت ملی آذربایجان میباشد.
-----------------


SABİR RÜSTƏMXANLI İRANIN DİNİ LİDERİNƏ MƏKTUB YAZIB: «BU MİLLƏTDƏN və ALLAHDAN QORXUN!»

2008-04-30 - 12:30:00


Xalq şairi, Milli Məclisin deputatı Sabir Rüstəmxanlı İran İslam Respublikasının dini rəhbəri ayətulla Seyid Əli Xamneyiyə açıq məktub yazıb. Parçalanmış Dünya Azərbaycanlıları Konqresinin bir bölümününün DAK sədri kimi tanıdığı S.Rüstəmxanlının məktubu «525-ci qəzet»in bugünkü sayında dərc olunub. Məktubu «Media forum» oxucularının da diqqətinə çatdırırıq.



Hörmətli cənab Xamneyi!

Ömrün elə yaşı gəlir ki, insan özündən vəzifəcə yuxarıdakıların, ona hökm edənin heç birini görmür, başının üstündə tac-taxtlar, prezident mövqeləri olsa da, nə hökmdar qəzəbinin, nə cəllad qılıncının heç bir mənası qalmır, dünyanın bir-birindən o qədər də çox fərqlənməyən varıyla yoxunun, ağalıqla qulluğun fövqündə olan Böyük Yaradanla üz-üzə olduğunu görür, ona qovuşmağa hazırlaşır.

Bir dəfə gənc jurnalistlər məndən soruşmuşdular: «Sizcə, insan öləndə niyə ağlamır?» Cavab vermişdim ki, «yəqin anlayır ki, Allah göz yaşlarına inanmır. Onu da görürlər ki, itirdikləri tapdıqlarının yanında heç bir şeydir».

Bizim belə bir yaşımızdır! Bu dünyadan çox, Allah qarşısında verəcəyimiz hesabatı düşünməliyik. Ancaq o hesabatın yalnız şəxsi əməllərilə bağlı olduğunu düşünənlər yanılırlar. Hər bir insan fərd olmaqla yanaşı həm də cəmiyyətin bir parçasıdır; özüylə yanaşı yaşadığı dünyanı, keçib getdiyi yolu və o yolun ətraflarını da fikirləşməlidir; «mən orucumdan, namazımdan qalmamışam» deməklə aradan çıxmaq olmaz: pis deyilsən, ancaq pisliklərə dözmüsən, qaniçən deyilsən, ancaq qaniçənlər mühitinin iştirakçısı olmusan... - bunların da hesabatının aparılacağını Siz məndən yaxşı bilirsiniz.

Mən din xadimi deyiləm, ancaq Allah adamıyam. Saysız-hesabsız Allah, Quran, Peyğəmbər adından danışan, amma əslində cəhalət məddahları var ki, Allahlarından xəbərləri yoxdur, şeytana xidmət edirlər.

Əslim-nəslim kimi, özüm də halallığı və imanlı olmağı insanlığın əsas keyfiyyətlərindən biri hesab etmişəm, millətimə və insanlara xidmətdən başqa bir yol tanımıram. Uşaqkən yaylaqda böyüklərim mənə tikanlı məftillərin arasından «o üzdəki», yəni «sizing» tərəfdəki müqəddəs Savalanı, onun ətəyindəki Ərdəbili göstərir və o şəhərin içindəki, iti gözlə aydın seçilən Şeyx Səfi məqbərəsindən danışardılar. Buna görə də elə o yaşlarımda damarlarımda Xətainin qanının dolaşdığına inanmışam. Allahıma yalvarmışam ki, mənə Babəkin, Nəsiminin, gəncəli Cavad xanın, Səttar xanın, Şeyx Məhəmməd Xiyabaninin, Firudin İbrahiminin taleyini qismət eləsin, məni onların məktəbinin şagirdi kimi yetişdirsin.

Buna görə də 1988-ci ildə Quzey Azərbaycan irticaya və işğala qarşı qalxanda, «azadlıq» və «bütövlük» sözləri milyonlarla insanı ayağa qaldıranda mən onların ön sırasında, kürsüdəydim və sevinirdim ki, xalq mənə inanır.

Ancaq bu gün bunların heç biri təsəlli ola bilməz. Həm bu dünyada, həm də o dünyada verəcəyimiz hesabatın əsası bu deyil!

Bu gün Dağlıq Qarabağın 6 və onun ətrafındakı 7 rayonun müsəlman və türk dünyasına düşmən olan terrorçu erməni qaniçənlərinin əlində olduğunu düşünəndə, çadırlarda, vaqonlarda, zirzəmilərdə yaşayan, 20 ildən bəri ev-eşiyindən qovulmuş 1 milyon qaçqınımızı, bir tikə çörək dalınca yurdundan didərgin düşüb avropalıların qapılarında nökərçilik edən bacı-qardaşlarımızı, şəhid ərlərinin yadigarlarını dolandırmaq üçün qürbət yollarına səpələnmiş qadınlarımızın cavankən külə dönmüş sifətlərini görəndə özümü də günahkar sayıram.

İranın şimalında zəlzələ olanda Ərdəbilə getmiş, indiki cümhurbaşqanınız, o vaxtkı Ərdəbil ostandarı ağaye Əhmədi Necatdan dağılmış kəndlərə baş çəkmək icazəsi alaraq, dağətəyi kəndləri gəzmişdim. Dağılan evlərin yerinə qırmızı kərpiclə iki otaqlı balaca evciklər tikilirdi. Dağılanın yanında şükürlüydü. Çünki XX yüzilin sonunda ancaq qazmalardan ibarət kəndləri necə təsəvvür etmək olar, buna yaşamaq demək mümkündürmü? Bu qədər sərvəti olan İranın kəndləri bu kökdə olmalıdırmı?

Ürəyimdə dedim: «Şükür sənə, İlahi! Sən bu zəlzələni eləmisən ki, millətə utanc yeri olan bu qazmalar dağılsın, adamlar gün işığına çıxsın». Allah dözür, dözür, insanın ürəyinin daşa döndüyünü görəndə qərarını verir...

İşğalçı və terrorçu Ermənistana Amerika, Rusiya, Fransayla yanaşı İrandan da yardım, neft, qaz, ərzaq göndərildiyini ilk dəfə eşidəndə də ürəyimdən belə bir haray qopmuşdu. Əsir düşmüş şiə-türk qardaşlarınızın bədən hissələriylə alver edən erməni dəllallarıyla əl verib anlaşan, maşın bağışlayan, himayədarlıq edən, Qarabağda qanımız çilənmiş evlərimizi ermənilərlə bərabər talayan, paylaşan, ağır günlərimizdə torba-torba pulla sərhəd rayonlarımızda çörəksiz, çarəsiz qalan ailələrdən bütün ziqiymət əşyaları su qiymətinə alıb yadelli dəllallara satan, onların mədəniyyətinin malı edən İran alverçilərinə baxanda yenə o zəlzələni xatırlayıram.

Hər şeyi, hətta millətinin namusunu, dinini də paraya qurban verən ölü ruhları, mağara şüurluları xilas edən başqa bir zəlzələ olacaq yəqin! Hər düşkünlüyün bir sonu var!

Məncə, sizlər o tayda, bizlər bu tayda bütün bunlara görə Allah qarşısında nə cavab verəcəyimizi düşünməliyik. Çünki müsəlmanın haqsızlıqlara dözməsi onun məsuliyyətini daha da artırır.

Mən Azərbaycan Respublikasının mətbuat və informasiya naziri olanda gənc dövlətimizin ilk rəsmi nümayəndələrindən biri kimi böyük Şəhriyarın yubileyi və Tehran Beynəlxalq Kitab Sərgisinə gəlişimdə Sizinlə üç dəfə görüşmüş, Bakıda azəri türkcəsində buraxdığımız dəyərli «Hünər» kitabınıza ön söz yazmışam. Aradan xeyli vaxt keçib, bunlar yadınızda qalmaz.

Şəhriyarın yubileyində iqamətgahınızda bizi qəbul edərkən «mən də türkəm, istəyirsiniz türkcə danışaq, istəyirsiniz farsca» - söyləmiş, sonra Şəhriyarın «Heydərbabaya salam»ından əzbər parçalar demişdiniz. Ana dilimizdə dediyiniz bir neçə cümlə və söylədiyiniz şeir bəndləri qonaqlarınıza böyük hədiyyəniz idi. Şükür, Tehranda, Təbrizdə, Urmiyada, Həmədanda türkcənin həsrətini çəkmirik, ancaq yüksək rəsmi dairədə dinlədiyimiz bu sözlər ölkə haqqında təsəvvürlərimizi dəyişirdi.

Kitab sərgisində də bizə demişdilər ki, Sizin vaxtınız azdır, Azərbaycan köşkünə yarım, ya bir dəqiqə vaxt ayıra bilərsiniz. Ancaq Siz bizim yanımızda 20 dəqiqəyə yaxın vaxt keçirdiniz, ayrı-ayrı kitablarla maraqlandınız. Ayrılarkən isə Sizə köşkümüzün hədiyyəsini verdim və dedim: «Sizə üç kitab bağışlayıram. Birincisi, yanlış olaraq «İran ədəbiyyatı» adlandırılan ədəbiyyatın 800 il öncə ən uca zirvəsini yaradan türk oğlu Nizami Gəncəvinin «Xəmsə»sinə çəkilmiş miniatürlər, ikincisi Sizin də «ustad» dediyiniz və 800 il sonra yenə «İran ədəbiyyatı» deyilən söz sənətinin ədəbiyyatın ikinci zirvəsini yaratmış başqa bir türk oğlu Şəhriyarın kitabı, bir də bu zirvələrin ətəyində çalışan bəndeyi-həqiriniz, yəni mənim Azərbaycanda çox oxunan bir əsəri – «Ömür kitabı».

Siz «Əcəb qonşuluqdur» - deyərək Şəhriyarın balaca kitabını öpdünüz, mənim kitabımla maraqlandınız. Dedim, Azərbaycanı tanıtmaq məqsədilə yazmışam, tariximizə, bu günümüzə, bir hissəsi də şah rejiminin Güney Azərbaycan siyasətinə həsr olunub. Siz, «kaş ərəb əlifbasıyla olaydı, biz də oxuyaydıq» - deyib ayrıldınız.

Başqa bir kitabımda bu görüşümüz haqqında səmimiyyətlə yazılmış səhifələr var.

İndiyədək yaddaşımda o cür, rəsmiyyətdən kənar, işıqlı, xeyirxah və milli kimliyinin fərqində olan bir adam kimi qalmısınız.

Mən də o böyük zirvələrin böyür-başında məzlum millətimin sarsılmaz ruhundan və ədalətsiz dünyanın bizi qarşılaşdırdığı faciələrindən yazıram. Azərbaycanın xalq şairi, Milli Məclisin deputatıyam. Bir milli vəzifəm də var ki, dövlətə, parlamentə aidiyyatı yoxdur, əziyyətdən başqa adama heç nə vermir, ancaq mən onu şərəfli bir iş kimi, vətəndaşlıq borcu kimi qəbul etmişəm - o da Dünya Azərbaycanlıları Konqresinin başçılarından biri, indi sədri olmağımdır.

Bu məktubumu da məhz Dünya Azərbaycanlıları Konqresinin yönətiçilərindən birinin - bir türk, Azərbaycan ziyalısının ürək sözləri kimi qəbul etməyinizi xahiş edirəm.

Bilirəm ki, bu məktub heç nəyi dəyişməyəcək, ancaq özünü İslam cümhuriyyəti sayan İranda aparılan və məncə, mahiyyətinə görə antitürk və antiinsani olan siyasətin bir-iki məqamına işıq salmaqla bir az yüngülləşəcəyəm. Zülmü və ya haqsızlığı görüb susmaq da o zülmü eləyənə şərik olmaqdır!

Hörmətli cənab Xamneyi!

Əgər desəm ki, hər gün televizorda gördükləri minlərlə insanın ömrünü qayçılayır, çoxlarının fikrini ifadə etmiş olaram. Hər gün eyni görüntü: Avropa genişlənməkdə, sərhədləri götürməkdə, əylənməkdə, insanların daha yaxşı yaşaması üçün imkanlar aramada, təbiətin, ekologiyanın, yer kürəsinin qayğısını çəkməkdə, texnologiyanı inkişaf etdirməkdə, özləri üçün düzlük, nizam, ədalət gəzməkdə, bütün münaqişələri masa arxasında çözmək yolunun alternativsizliyini dərk etməkdə (100-150 milyon insanı qurban verən İkinci Dünya savaşından sonra olsa da), mədəniyyət və sənət fəzilətlərinin peşində və sair. Şərq, xüsusən müsəlman dünyasında isə savaş, daxili çəkişmələr, terror, hakimiyyətdən onəlli yapışmış, balaca «yer allahları» (Allah məni bağışlasın), savadsızlıq, cəhalət, aclıq, xəstəlik, insanı həşərata çevirən despotik rejimlər, tanrının verdiyi sərvətləri xalqdan gizlədib Avropa banklarına axıdan və orada da əyyaşlıqdan, qumardan başları açılmayan nazirlər, oliqarxlar, şeyxlər, şahzadələr, evlərində cəllad, ancaq xaricdə əl quzuları olanlar, din pərdəsi altında şovinizm, məzhəb pərdəsi altında müstəmləkəçilik və sair...

Dünya mədəniyyətinin beşiyi olan Şərq - bizim yurd-yuvalarımız bu gündə, çox şeyi bizdən öyrənən Avropa isə o səviyyədə! Təxminən yüz əlli ildir İranın, Azərbaycanın, Türkiyənin, Orta Asiya və Rusiya müsəlmanlarının görkəmli filosofları, alimləri bu normal olmayan, müsəlmana utanc gətirən vəziyyəti müzakirə eləyərək çıxış yolları axtarırlar. Ancaq vəziyyət dəyişilmir, fərq davam edir.

Tehranın inkişafını, İranda gördüyüm texnoloji dəyişmələri, Türkiyə demokratiyasını, Pakistanda atom silahının mövcudluğunu, raketləri, zavod və fabriklərimizi misal gətirib mənə etiraz edən tapılacaq.

Bu sözləri mən, sizin «Səhər» TV-nin deyildiyi kimi, «İran düşməni» olaraq yox, İslam aləminin təəssübünü çəkən, öz millətini sevən, düşmənindən başqa heç kimə düşmən olmayan bir insan kimi deyirəm.

Həqiqət acıdır!

Avropa ilə müsəlman Şərqi arasında fərq o qədər böyüyüb ki, onu aradan qaldırmaq üçün yüzillər lazım gələcək. O da ayılmaq, özümüzü toplayıb köhnəlmiş vərdiş və münasibətlər sistemindən əl çəkməklə ola bilər.

100-120 il öncə yaşamış babalarımız bizdən daha cəsarətliydilər. Onlar Qərbin birdən-birə irəli çıxmasını İslam dininin bəzi xüsusiyyətləri, mövhumat və savadsızlıqla bağlayırdılar. Bəri başdan deyim ki, onların heç biri dinindən üz döndərməmişdi, hər biri İslamın daha mütərəqqi din olduğunu deyir və təbliğ edirdi, hər biri «Qurani-Kərim»i indiki dindarlardan daha yaxşı bilirdi. Ancaq məhz sakit ağılla, təəssübkeşliklə, öz xalqlarının gələcəyini düşünərək, saxtakarlıq etmədən, ürəklərindəkini dilə gətirirdilər.

Əsas dəlilləri də bu idi ki, Avropa çox çətin müharibələrdən, inkivizasiyalardan keçib sonda dinin səlahiyyətlərini müəyyənləşdirə bildi: din insanla Allah arasında bir körpü olaraq qaldı, müqəddəsliyini, ilahi cazibəni qorudu, imtiyazlarını aşmadı, cəmiyyətin başqa işlərinə - dünyəvi işlərə qarışmadı, bu günün həyat tərzini 1400-2000 il bundan öncənin prinsipləriylə qurmağa çalışmadı; gündə dəyişilən qanunların, elmdən, siyasətdən, mal-mülk məsələlərindən tutmuş, imkan bölgüsünə qədər - hər şeydə özlərini müasir dünyanın məmurlarının səviyyəsinə endirmədi.

Həzrəti-Peyğəmbər «bir əmrdə şübhə olursa, ağlınızla həll edin» deyə müsəlmanın qarşısında elmdən qanuna, dövlətçilikdən kosmosa uçuşa qədər sonsuz imkanlar açıb, ancaq dünya işlərinə az qarışıb; ərəbləri birləşdirmək marağı olmasa, qılınca da əl atmayacaqdı. Ancaq indiki «üləmalar» bəşəriyyətin 1400 ilə keçdiyi yolu yox sayıb, yenə uşaqlarımıza «yeddinci yüzilin qaydasına, həm də ərəb qaydasına uyğun geyinib-keçinin, yaşayın» - deyirlər.

Allahın insana verdiyi fikir və vicdan azadlığına bu kor müdaxiləni görməmək İslama sədaqət əlaməti deyil. Əksinə, bu da siyasətdir, ancaq din siyasəti yox! Rəyasət dəllallarının, para və maddiyyat düşkünlərinin, başqa millətləri qul etmək istəyən ərəb, fars şovinistlərinin siyasətidir... Osmanlı demirəm! Çünki İslamın bayrağı min il türkün əlində olanda nə ərəbin ərəbliyini əlindən aldı, nə farsın dilinə, mədəniyyətinə, ruhuna toxundu.

Bütün bunları 150 il öncə Xamnəli Mirzə Fətəli Axundzadədən başlayaraq, Həsən bəy Zərdabilər, Şeyx Cəmaləddin Əfqanilər, İsmayıl Qaspıralılar, Əli bəy Hüseynzadələr, Əhməd Ağaoğlular, Əlimərdan bəy Topçubaşilər, Məmməd Əmin Rəsulzadələr, Sabirlər, Cəlil Məmmədquluzadələr, Möcüzlər yazıblar. Dönə-dönə və güzəştə getmədən! Ancaq indi biz deyə bilmirik. Haqqı söyləyəni dinin və İslamın düşməni elan edirlər. Deməli, 150 ildə özünü İslam mücahidləri sayanlar irəli getməkdənsə geri gediblər.

Dinimizin cəmiyyətlə əlaqələri, təəssüf ki, acınacaqlı haldadır. Bir-iki misal çəkim: bir məclisdə onlarla elm, sənət xadimlərinin, dünya dillərini bilən, bütün sivilizasiyalardan xəbərdar adamlardan yuxarıda oturan axund, imam, qazi, - fərqi yoxdur,- məqsədi bəlli olmadan yəhudi mifologiyasından və ya Tövratdan eşitdiyi hədisləri uc-uca calayıb danışır: Yaqub peyğəmbər, Yusif peyğəmbər, İbrahim peyğəmbər, nəhayət, Musa peyğəmbər... Hər kəsin dəfələrlə eşitdiyi hədisləri savadsız bir şəkildə təkrarlayır. Ona qulaq asan olmadığını görəndə isə məclisə irad tutur. Məclis din xadimi olduğuna görə dözüb durur, amma bu yerdə dözmür. Kimsə: «Hörmətli qardaşımız, sən hələ fironlar dövründən, yəhudi peyğəmbərlərindən danışırsan, gəlib İslama çıxmamısan ki, qulaq asaq. Həm də nəzərə al, biz də millətik, bizim də bu gün danışılası min bir dərdimiz var» - deyir.

İkinci məclis. Xaricdə, bəlkə də Qumda təhsil almış dilli-dilavər bir axund, başında çalma, əynində əba, İslam dininin fəzilətlərindən danışır. Yenə çoxlu tanınmış elm, sənət adamları oturub. Axund məclisə xoş gəlsin deyə «Quran»da elmdən, təbiət hadisələrinin dəqiq ifadəsindən, hətta atomdan bəhs edildiyindən danışır. Oturanlar hamısı alimdir - Quranda gizli, simvolik deyilənlərin üstündə olan elmi kəşflərlə məşğul olan adamlardır. Oturanlar başqa şeyin qayğısını çəkir: niyə belə oldu? Quran bütün kəşfləri, elm yollarını göstərdi. İslamın türk, fars, ərəb ayrıseçkiliyi qoymadığı çağlarda Yəsəvilər, Birunilər, Fərabilər, İbn Sinalar, Uluqbəylər, Nəsrəddin Tusilər çağdaş elmlərin açarını buldular, amma sonra bu açar müsəlman hakimlərin eyş-işrət, hərəmxana və tayfa maraqlarının ağuşunda məhv edildi. Amma Qərb onlara sahib çıxdı, mənimsədi və bu gün öz malı kimi bizə qaytarır.

Onlarla başqa misal çəkə bilərəm ki, İslamın cəmiyyətlə ilişgilərinin bu şəkildə mənasız, təsirsiz bir şeyə çevrildiyini təsdiq etsin.

Amma ağır günlərimizdə küçələrə axan minlərlə gəncin var səslə dedikləri təkbir hamını yerindən oynatdı. Bəli, Allah böyükdür. Biz onsuz da ona bağlıyıq. Ancaq onunla aramıza zavalı, ələbaxan, oğru, yalançı, natəmiz, geyim-kecimi eybəcər, dili söz tutmayan, ərəbi də, türkü də bilməyən və ya öz millətiylə pozuq fars ibarələriylə danışan din şarlatanları girəndə insanlar çaşıb qalır.

Bu, nə vaxta qədər davam edəcək, bu yol İslamı hara apara bilər?

Böyük rus yazıçısı və filosofu Lev Tolstoyun İslam haqqında düşüncələrini və İslama olan böyük bağlılığı haqqında yazılarını vaxtilə baş redaktoru olduğum «Azərbaycan» qəzetində çap eləmişdim. Sonra balaca bir kitabça halında yayılıb.

Avropada, dünyanın hər yerində başqa din xadimləri arasında İslamın dəyərini bilən, sonuncu və ən mütərəqqi din kimi onu sevən və hətta onu seçib müsəlman olan insanlar çoxdur. Amma onlar Quranın fəlsəfəsini, Allahın birliyi və Allahla insan arasında sadə, birbaşa rabitənin gözəlliyini seçib bu yola gəlirlər. Təəssüf ki, sonra bunun dalınca İslam dünyasındakı ehkamçılığı, cəhaləti, parçalanmaları, məzhəb davalarını, dinin siyasətə qulluq etdiyini; geriliyi, bir dəstənin allahsızcasına varlandığı halda əhalinin böyük hissəsinin ac və dilənçi vəziyyətində olduğunu, yoxsulluğu, haramı, ictimai və mənəvi əxlaqsızlıqları da görürlər.

Bir vaxt İslam dünyasının üstünə vəhşi, dağınıq Avropanın parabeyin rıtsarları, at üstündə və qılıncla gəlmişdilər; bu gün yerə və göyə hakimlik edən xristian dünyası demokratiyanı və insan haqlarını yaymaq, milli azlıqları müdafiə etmək və terrorla mübarizə adı altında gəlir və evlərimizin içini də görən texnologiyası var. Niyə biz bu gündəyik və bunun günahkarları kimlərdir?

Din insanın o dünyasından çox, bu dünyasına lazımdır. Qədim dinlərdən başlayaraq ta İslama qədər - dinlər tarixinin ümumi kamilləşmək, təkmilləşmək və insana yaxınlaşmaq meyli də məhz bu amillə bağlıdır. Allahımız bir ola-ola, dəyişilməz və əbədi ola-ola dinlər kamilləşirsə, deməli Allahla ünsiyyətin tarixə və zamana uyğun yeniləşmək imkanı tükənməyib. Deməli, dinə ehkam kimi baxıb, onun zamanın tələblərinə uyğun şərh və tətbiqinin sadələşdirilməsinə mane olmaq da, əslində, Allaha aparan yolları, məcazi mənada desək, təyyarə və raket əsrində, karvan yolu səviyyəsində saxlamaqdır.

Bütün bunlardan sonra mən əsas mətləbin üstünə gəlirəm. Yox, mən Qərb düşməni də deyiləm. Qərb mədəniyyətini, demokratiyasını, insana və xalqlara yaradılmış hörmət mühitini, xalq seçiminə əsaslanan dövlətçilik prinsiplərini sevirəm. Özləri üçün cənnət yaradıblar, tolerantlıq, azadlıq, avropalı olmasıyla qazandığı imtiyazlar dəyərli işlərdir. Vaxtilə buna bənzər bir hava, elm, mədəniyyət, mənəviyyat intibahı bütöv İslam aləmində də vardı. Ancaq bir-birini əvəz edən despotik rejimlər İslam dünyasını param-parça etdi. Bu gün həmin rejimlərdən biri də İrandadır.

İran İslam Respublikası türklərin 6-7 min illik vətənidir. Torpaqları qanımızla yoğrulmuş bir yurddur. Ancaq bu gün İran onun bir küncündən baş qaldırmış farsların vətəninə çevrilib, xəritələrdə «Persiya» sözünü bütün İran boyu yazırlar. Halbuki fars vilayətinin sərhədi məlumdur. Azərbaycan ərazilərindən tapılmış misilsiz mədəniyyət nümunələrini dünyaya farsın malı kimi təqdim edirlər.

İran mətbuatında gedən və bütün İran türklərini qəzəbləndirən şəkillərin birini də mən görmüşəm - Siz də görmüş olarsınız. Nə qədər ağır olsa da, yada salmalıyam: Ərdəbil uzunqulağı Tehrana yaxınlaşdıqca dal ayaqları üstündə qalxır, qəddi düzəlir və Tehranda adam olur. İran mətbuatının dövlət tərəfindən dəstəklənən və ya dəstəklənməyən yanaşması belədir. Bütün ərdəbillilər və onlara qonşu olan bizlər, İran türkləri bu şəkli sakit qəbul edə bilərlərmi?

Mən millətimin söz əsgəriyəm və bu mənada yazdıqlarımı dahi söz generallarının yüz illər boyu bizim beynimizə zorla yeridilmiş «Gülüstan»larından öz xalqım üçün daha dəyərli sayıram. Çünki mənim millətimin bu gün o «şəkər dilə» ehtiyacı yoxdur. O əsərlər yüz illərlə beynimizə zəhər doldurub; o fəlsəfə və dünyagörüşü bu gün mənə muzey əşyası təsiri bağışlayır. Qiyməti milyardlarla ölçülsə belə, mənim millətimin yarasına əlac eləmir. Ancaq mən xalqımın dərdinə dərman axtarıram.

İslam dünyasının bu günə qalmasında günahkar olanlardan bir qismi də elə monarxiyanı, hökmdarları öyən, onlara itaətkarlığı bir xoşbəxtlik sayan, hətta lazım gələndə onun yolunda namusundan keçməyi təlqin edən, dünyanın padşahlara qulluq göstərməklə düzələcəyinə inanan və inandıran, Qurana zidd olaraq zülmlə barışmağı təbliğ edən, susmaq və boyun əymək əxlaqını tərənnüm edən bu kimi əsərlər yüz illər boyu Şərq ictimai fikrinin özəyinə çevrilmiş, məktəblərimizin əlifbası olmuşdur. Bu baxımdan o kitabları yazanlar da, təbliğ edənlər də axirət günündə Allah qarşısında cavab verməli olacaq.

Hörmətli cənab Xamneyi!

İslamı dərindən bilən Sizin kimi şəxsiyyətə müqəddəs kitabımızda Allahın yaratdığı hər bir insana, cəmiyyətə və xalqa hansı münasibətlə yanaşıldığını, hansı haqlar tanındığını və bu haqların pozulmasının Allah tərəfindən necə cəzalandırıldığını xatırlatmağa ehtiyac görmürəm.

İslam - yer üzündə əzilən, haqqı əlindən alınan, zülmə, ədalətsizliyə düçar olan məzlum insanların dini və ümid yeridir.

Təəssüf ki, getdikcə daha çox siyasiləşən İslamı ilk növbədə ona sığınan məzlumların qəniminə çevirirlər. Təbii ki, mən burda İslam deyəndə onu əldə əsas tutub, onun gücündən istifadə edib öz hakimiyyətlərini və mənsəbpərəst niyyətlərini həyata keçirən şovinist, despotik hökmdarları və din dəllallarını nəzərdə tuturam. Quranda insanların və millətlərin haqlarını incələyən onlarla şərh, araşdırma mövcuddur. Saysız-hesabsız təsvirlərin əksəriyyətində müqəddəs kitabımızda insan haqlarının nə dərəcədə yüksək tutulduğu, Müqəddəs kitabımızda Allahın öz yaratdığına verdiyi dəyər dəfələrlə qeyd edilmişdir.

Quranın əvvəlindən axırına qədər İnsanın Allah qarşısında məsuliyyəti xatırladılır, ondan öz yerini bilməsi, Allahına bağlı olması tələb edilir. Bu, dolayı yolla insan ləyaqətinin uca tutulmasına çağırışdır. Çünki ləyaqəti olmayan Allahına layiq ola bilməz. Təəssüf ki, bir sıra İslam ölkələrində insanı Allaha yaxınlaşdırmaq, onun böyüməsinə yardım etmək əvəzinə, onu əzmək və kiçiltmək yolu tutulur. Anlamırlar ki, bu yolla iman əhlini öz Yaradanından uzaqlaşdırırlar. Allaha xidmət etmirlər, əksinə onun hökmündən çıxırlar. Səksən ildir «İran» deyilən ölkədə zorakılıq, istibdad maşını məzlum xalqları əzə-əzə, öz ləyaqətini qorumaq istəyən insanları zindanlarda çürüdə-çürüdə, bilərəkdən ya bilməyərəkdən antiislam xətti yürüdürlər. İslam insana öz quruluculuğunda, əməlində, xüsusən də düşüncəsində azadlıq verən bir dindir. Bu, cəmiyyətdəki durğunluqla, ehkamçılıqla, ənənə adına yaşadılan mənasız itaətkarlıqla bir araya sığmır. Bunu Quranın ən məşhur təfsirçilərindən misirli Əl-Kurtubi, suriyalı İbn-Qasir, məşhur Azərbaycan-türk alimi Cəmaləddin Əfqaninin şagirdi Muhəmməd Əbdu, hindistanlı Yusif Əli, pakistanlı Əl-Maydudi, İslamı qəbul etmiş avropalı Muhəmməd Asad (Lepold Vays), misirli Said Kutb və sair onlarla alimin əsərləri də təsdiq edir.

İslamda ən yüksək dəyərlərdən biri azadlıqdır. Onun məhdudlaşdırılması günahdır. Buna görə də Quranın 43-cü surəsində köhnə ərəb ənənələrini qorumaq istəyənlərin insanın ruh və mənəviyyat azadlığını müxtəlif siyasi və ictimai sistemlərin quluna çevirmək təhlükəsinə qarşı yalnız Allahın hikmətinə yaraşan bir uzaqgörənliklə deyilmiş kamil bir ayə var. Dünən Ərəbistandaydı, bu gün İranda və ya Azərbaycanda - nə fərqi?

Allah insanın azadlığının boğulmasına, onun müxtəlif ictimai-siyasi sistemlərin quluna çevrilməsinə qarşıdır. Yenə həmin surədə açıq deyilir: İnsanlar cəmiyyətdə bir-birinə bağlı olsalar da, bir-birindən asılı olmamalıdırlar. İnsanların ictimai məsuliyyətinin, dövlət qarşısında borcunun - onun şəxsi azadlığına əngəl olmamasını, bəşər bərabərliyini bundan gözəl necə demək olar?

Qurana görə, Allah bir xalqı seçib ona peyğəmbər göndərirsə və o xalq bundan ağıllı istifadə edə bilmirsə, onu da fironun aqibəti gözləyir. Məncə, bu həm də hakimiyyətlərə aiddir. Allahın fürsət verib ucaltdığı bir hakimiyyət hökmünə bağlı olan xalqlarla, insanlarla ağıllı, ədalətli rəftar etməyəcəksə, Allah onu rəzil günə qoyacaq. Yüz illərdir tarix bunu dönə-dönə təsdiq edib. Məncə, İrandakı məzlum millətin haqqını tapdalayan fars şovinist idarəçiliyini də belə bir aqibət gözləyir.

Qurana görə, tiranlar, hökmdarlar çox xalqları aldadıblar, onların gözlərini bağlayıb, elmə aparan yollarını kəsiblər (Bu gün İran hakimiyyətinin türkləri elmdən, təhsildən, ana dilindən kənarda saxlamaq cəhdini Cənab Allah görün necə dəqiq ifadə etmişdir!) Lakin bu yolla, ruhsuz, iradəsiz, doğru yoldan azmış xalqları əzmək olar, özünü dərk edənləri yox! Şəxsən mən fars rejiminin bütün cidd-cəhdinə baxmayaraq, öz xalqımı ruhsuz və iradəsiz saymıram. İki yüz illik rus assimilyasiyasının nəticəsizliyi göz qabağındadır.

Qurana görə, insan Allahın ona verdiyi torpağı, suyu, təbiəti, maddi və mənəvi nemətləri, o cümlədən öz dilini qorumağa borcludur. Buna qarşı çıxanlar Allahın iradəsinə qarşı çıxırlar. Deməli, bizi bütün bu deyilən dəyərlərimizdən, o cümlədən dilimizdən qoparıb farslaşdırmağa çalışan İslam Cümhuriyyəti böyükləri Qurandan və Allahdan qorxmur, Allaha yox, şovinist, fars şeytanlarına xidmət edirlər.

İslamın materializm, marksizm, sosializm kimi dünyagir fəlsəfələrdən çoxlu üstünlüklərindən biri də insana maddi nemətlər istehsalçısı kimi yox, İlahi sərvət kimi baxmasıdır. Mənəviyyat, əxlaq, inam və dürüstlük!.. İnsanı insan edən bunlardır. Öz milli kökündən qoparılmış xalqın hansı mənəviyyatından, əxlaq və dürüstlüyündən danışmaq olar? Əxlaqın birinci əlaməti döşündən süd əmdiyin Allah bəndəsinə onun layla söylədiyi dillə, öz adıyla «ana» deyə müraciət edə bilməkdir.

Bunu çox gözəl bilən, amma əhəmiyyət verməyən İran Cümhuriyyəti «ideoloqları» «Cümhuriyyət» sözünün qabağına «İslam» sözünü hansı haqla qoya bilirlər?

Din - xeyirxahlıq, gözəllik, yüksəliş yoludur. Öz lüğəti mənasından göründüyü kimi, yaşam tərzidir. İranda insanları hüquqlarından məhrum edib, evdə bir cür, çöldə başqa cür olmağa sövq edən, ömrü boyu saxtakarlığa boyun əydirən, yəni onların yaşayışını təbii məhvərindən çıxaran bir rejim bu yolla əslində dinin dayaqlarını məhv edir.

Məişətindən tutmuş ictimai həyatına qədər, hər an zülmlə, inamsızlıqla, etimadsızlıqla üz-üzə olan ana dilində məktəb istəyənlərə işgəncə verilən bir dövlətdə və ya cəmiyyətdə dinin varlığından danışmaq gülüncdür. Dinə dəyər verilən yerdə yalan, ikiüzlülük (yəni Azərbaycan Respublikası ilə bir cür, Ermənistanla başqa cür danışmaq), məzlum xalqları əzmək olmaz! Dinlə dövlətin ayrılmaq zərurəti həm də bundan irəli gəlmişdir. Bunları birləşdirmək İslamı 1400 il geriyə atmaq deməkdir.

Qurana görə, dünyada elə bir millət, cəmiyyət yoxdur ki, öz adına və tituluna görə başqa millətdən üstün sayılsın. Ərəb və fars qardaşlarımız İslam aləmində hegemonluq iddialarıyla burda da Qurana qarşı gedirlər.

Quranda hər bir türk insanının baş ucundan asılmalı olan ayələr də var. Məsələn, 2-ci surənin 30-cu ayəsində açıq-aşkar deyilir ki, xalqlar öz aqibətlərinə görə məsuliyyəti özləri daşıyırlar. Zülmə dözüb başqasına boyun əyənlər öz bədbəxtliklərini yaxınlaşdıranlardır.

Bu misalları uzatmaq da olar. Ancaq çıxan nəticə budur: Özünü İslam Cümhuriyyəti sayan İranda İslama, dinə hörmət yoxdur. İran adlı ölkədə din - Allaha xidmət, ibadət - cəmiyyətdə nizam yaratmaq, insanın ruhunu qorumaq yolu deyil. İranda İslam - fars şovinizminin siyasi alətidir, zülmə və despotizmə xidmət edir. Buna görə də özü-özünü inkar edir və ya özünü nüfuzdan salır.

Hörmətli cənab Xamneyi!

Siz Allahın altında baş verən hadisələrə həm dini, həm dünyəvi dəyərlər baxımından qiymət verməyi bacaran bir insansınız, buna görə də ölkənizdə bizim soydaşlarımız, qardaşlarımız olan türklərə münasibətin insanlığa, «Quran»a-kitaba, beynəlxalq hüquq normalarına, insan haqlarına sığmadığını bilməmiş deyilsiniz. Eləsə İran əhalisinin yarıdan çoxunu təşkil edən, bu torpaqların əzəli sakinləri olan, bu yerlərdə farslardan da çox-çox əvvəldən məskunlaşmış, yüz illər boyu bu ərazidə müxtəlif dövlətlər qurmuş, dünyada İranın adıyla tanınan mədəni-mənəvi dəyərlərin yaradılmasında əvəzsiz xidmətləri olmuş bir xalqa bu qeyri-insani münasibəti nə ilə izah edə bilərsiniz?

Adətən, İran rəsmiləri bu suala cavab olaraq bildirirlər ki, türklər bizim müsəlman qardaşlarımızdır, vəzifə tuturlar, bu xüsusda sizi misal çəkirlər, dövlətin idarəetməsində iştirak edirlər, iqtisadi haqlara sahibdirlər və sair. Millətin istəyi təkcə bundan ibarətdirmi? Təəssüf ki, müsəlman qardaşlığı adı altında İranda fars şovinizmi hökm sürür və hakimiyyətdə o türklər təmsil olunurlar ki, onlar öz millətlərinin taleyinə biganədirlər.

Məgər İslam dini bir millətin başqa milləti bu şəkildə aşağılamasına, onun azad düşüncəsinin boğulmasına, dilinin, mədəniyyətinin məhvinə, zorla əzilib assimilyasiya edilməsinə haqq qazandırır? Şəxsən Siz bir türk olaraq millətinizin bu acı taleyindən narahatlıq hissi keçirmirsinizmi?

On milyonlarla müsəlman türkün ana dilində oxuyub-yaza bilmək hüququndan məhrum edilib, məktəbsiz, mədəniyyətdən kənar saxlanıldığı halda, «gavur» dediyiniz bir ovuc ermənini «dini azlıqdır, ona görə haqları tanınır» - deyib himayə etməyiniz hansı məntiqə və mənəvi dəyərə söykənir? Xristian deyil, türk-müsəlman olmağımız bizim günahımızdırmı?

Yüz səksən il öncə türkləri Qafqazdan sıxışdırmaq məqsədilə İrandan, Türkiyədən köçürülüb Qarabağa yerləşdirilmiş, indi sayı 60-70 min nəfərdən çox olmayan erməni əhalisinə Azərbaycanda muxtariyyət də verilmişdi. Onlar hətta buna da qane olmadılar, özü də vaxtilə başdan-başa türk yurdu olmuş İrəvan xanlığının yerində qurulmuş Ermənistan ərazimizin yüzdə iyirmisini işğal etdi; amma bütün bu işğal müddətində İran Ermənistanın ən böyük yardımçısı oldu, bir milyondan artıq müsəlmanı yurdsuz-yuvasız qoyanlara, öldürənlərə müxtəlif yollarla dəstək verdi, Azərbaycanın düşmənlərinə siyasi, iqtisadi, mənəvi yardımını əsirgəmədi.

Azərbaycan türkləri mənəvi dəyərlərə yüksək qiymət verən mərhəmətli bir xalqdır. Hakimiyyət onların əlində olanda İranda bütün millətlərin inkişafı üçün şərait yaradılıb. Lakin Pəhləvi rejimi türk idarəçiliyinin bu tolerantlıq ənənələrini məhv etdi və bu yolla İran dövlətinin mənəvi dayaqlarını sarsıtdı. Bu gün də ölkənizin müxtəlif mətbuat orqanlarında türklər təhqir olunur, buna etiraz edən soydaşlarımız isə dəstə-dəstə zindanlara atılır, adi haqlarını tələb etdiklərinə görə dəhşətli işgəncələrə məruz qalırlar. Bu onu göstərir ki, «İslam Cümhuriyyəti» adına qurulmuş indiki hakimiyyət türklərə münasibət baxımından Pəhləvi rejimindən heç nə ilə fərqlənmir.

Hörmətli cənab Xamneyi!

Biz, Dünya Azərbaycanlıları Konqresi İrandakı qardaş və bacılarımızın taleyinə heç cür biganə qala bilmərik. Haqlarımızı tələb etməyimiz bizim İrana qarşı düşmənçiliyimiz demək deyil. Biz hər cür müharibəyə və terrorizmə qarşıyıq. Ancaq öz xalqlarının haqlarını tanımayan dövlət mütləq dağılmağa və parçalanmağa məhkumdur -dünyanın nəhəng güclərindən və nüvə dövlətlərindən biri və ən böyüyü olan SSRİ-nin və Yuqoslaviyanın taleyi buna sübutdur.

İranda ana dili uğrunda mübarizədə və türklərin təhqirinə qarşı ayaqlanmada onlarla günahsız qardaşımızın həbsi hər bir azərbaycanlını ciddi şəkildə narahat edir. Ölkədə türklərə qarşı aparılan bu irticaçı siyasətə son qoyulmalıdır! Haqq nazilər, amma üzülməz! Səttarxanı, Xiyabanini, Seyid Cəfər Pişəvərini, Şəhriyarı yetişdirən millət ölməyib!

Bu millətdən və Allahdan qorxun!

Wednesday, May 21, 2008

درخواست انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران از مقامات ايراني



درخواست انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران از مقامات ايراني

20 مه 2008 : براي انتشار فوري/ تماس: فاخته زماني

fakhteh.zamani@gmail.com +1-604-677-2524

میللی شورا- اول خرداد: در حاليکه آذربايجاني هاي ايران سالگرد تظاهرات ماه مه 2006 خود را بر پا ميکنند، انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران از مقامات ايراني درخواست ميکند تابه آزادي اجتماعات احترام بگذارند.

ونکوور، کانادا: در سالگرد تظاهرات آذربايجاني هاي ايران در ماه مه 2006 بر عليه انتشار کاريکاتوري که براي آنان بمثابه يک گروه ائتنيکي تحقيرآميز و تهديد کننده بود، انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران (ADAPP) از مقامات ايراني درخواست ميکند که حقوق مندرج در قانون اساسي همه شهروندان را محترم شمرده، دستگيري و شکنجه فعالان آذربايجاني را متوقف کرده و آذربايجاني هاي زنداني ناشي ازابراز عقيده را آزاد نمايد. انجمن همچنين از سازمان هاي حقوق بشر و کشور هاي دموکرات درخواست ميکند که متحدا به ايران فشار بياورند تابه آزادي اجتماعات احترام به گذارد.

در 16 ماه مه 2006 روزنامه رسمي دولتي ، روزنامه ايران، کاريکاتوري انتشار داد که در آن آذربايجاني ها را به سوسک تشبيه کرده و دستور العملي حاوي ده راه حل براي ريشه کردن اين حشره ارائه داده بود. در شمال غربي ايران، جائيکه آذربايجاني ها اکثريت مطلق را تشکيل ميدهند، صد ها هزار نفر در اعتراض به اين کاريکاتور و ده ها مورد تبعيض و تحقير دولتي به تظاهرات پرداختند. اگر چه اين تظاهرات صلح آميز بود و در تئوري قانوني نيز بود، (ماده 17 قانون اساسي ايران مقرر ميدارد “ اجتماعات غير مسلح و راهپيمائي ها آزاد است بشرطيکه مخل مباني اسلام نباشد")، تظاهرات با خشونت سرکوب گرديد. حد اقل 27 نفر کشته شدند و بيش از صد نفر زخمي گرديده و تعداد بيشتري از مردم دستگير شدند. خيلي از فعالان بازداشت شده تحت شکنجه قرار گرفته و مجبور گرديند که تعهد کنند ديگر در تظاهرات شرکت نکرده يا ديگران را به مشارکت تشويق ننمايند. از ماه مه 2006 به اين طرف، بازداشت فعالان آذربايجان همچنان ادامه داشته است.

آذربايجاني ها وساير گروه هاي ائتنيکي غير فارس در ايران در طول بيش از هشتاد سال، در هر دو دوره سلسله پهلوي و حکومت کنوني اسلامي، مواجه با سياست آسيميلاسيون برنامه ريزي شده اي بوده اند. در اين مدت ايراني هاي غير فارس شاهد تجاوز شديد به اساسي ترين حقوق انساني خود بوده اند. اگر چه جمعيت مردم غير فارس بيش از پنجاه درصد کل جمعيت ايران را تشکيل ميدهد و با اينکه قانون اساسي ايران مقرر ميدارد که آنان بمثابه گروه هاي قومي حقوقي دارند، آنان قادر به ابراز نمايندگي خود نبوده و حتي از تحصيل به زبان خود نيز محروم ميباشند. بازداشت فعالان فرهنکي و حقوق بشر و تهديدات همچنان تا به امروز ادامه دارد.

در حاليکه آذربايجاني ها سالگرد تظاهرات ماه مه 2006 را بر پا ميدارند، انجمن به جامعه جهاني متوسل ميشود که شاهد و ناظر باشند و از حکومت ايران خواسته شود که به آزادي اجتماعات احترام گذشته و از سرکوب خشونت آميز استفاده ننمايد.



MAY 09, 2007. FOR IMMIDIATE RELEASE.

CONTACT: FAKHTEH ZAMANI

604-677-2524, fakhteh.zamani@gmail.com

ADAPP Calls on Iranian Authorities to Respect the Freedom of Assembly as Azerbaijani Iranians Mark the Anniversary of the May 2006 Demonstrations

VANCOUVER, CANADA: At the anniversary of the May, 2006 demonstrations by Azerbaijani Iranians against the publication of a cartoon degrading and threatening them as an ethnic group, the Association for the Defence of Azerbaijani Political Prisoners in Iran (ADAPP) calls on Iranian authorities to be respectful of all citizens' constitutional rights, to stop the arrest and torture of Azerbaijani activists and to release Azerbaijani prisoners of conscience. The Association also calls on human rights organizations and democratic countries to join them in pressuring Iran to respect the freedom of assembly.

On May 16, 2006 the official state newspaper, Iran Daily, published a cartoon which portrayed Azerbaijanis as a cockroach and instructed ten ways to exterminate the insect. In northwest Iran, where Azerbaijanis dominate, hundreds of thousands demonstrated to protest the cartoon and decades of discrimination and humiliation by the state. Although the demonstrations were peaceful and theoretically constitutional, (Article 17 of the Iranian constitution states "Unarmed assemblies and marches may be freely organized, provided that no violation of the foundations of Islam is involved."), the demonstrations were violently suppressed. At least 27 people were killed and over one hundred people were injured. A large number of people were arrested. Many detained activists were tortured and made to sign papers promising not to participate or to urge participation by others in demonstrations. Since May, 2006, arrests of Azerbaijani activists have continued.

For more than eighty years, under both the Pahlavi dynasty and the present Islamic government, Azerbaijanis and other non-Persian ethnic groups of Iran have faced a policy of systematic assimilation. Non_Persian Iranians have experienced severe violations of their basic human rights. Although non-Persians constitute more than fifty percent of Iranian population and the Iranian constitution states that they have rights as ethnic groups they can not represent themselves and are deprived of education in their own languages. Detentions of cultural and human rights activists and threats continue to this day.

The Association appeals to the world community to watch and witness as Azerbaijanis mark the anniversary of the May, 2006 demonstrations. The Iranian government is called on to respect freedom of expression and not to use violent repression.

Wednesday, April 23, 2008

نامه آزربايجانيهاي جدا شده از سازمان مجاهدين خلق ايران



به: كميته حقوق بشر- سازمان ملل

از: آزربايجانيهاي جدا شده از سازمان مجاهدين خلق ايران- مستقر در TIPF- كمپ اشرف-عراق
تاريخ: ٢٧ مه ٢٠٠٦

با سلام و عرض احترام

بدينوسيله به اطلاع شما مي رسانيم نزديك به يك قرن است كه ملت شريف و مظلوم آزربايجان، همچنين ديگر مليتهاي غيرفارس در ايران از جمله مليتهاي كرد، عرب، تركمن، بلوچ، تركهاي قشقائي، و ..... تحت وحشيانه ترين سركوبها و ظلمها از طرف حاكمان شونيست فارس قرار گرفته است. تمامي حقوق ملي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و..... ملت ترك آزربايجان جنوبي و ديگر مليتها توسط حاكمان و سيستمهاي شونيستي ايران پايمال شده است. جامعه ٣٥ ميليون نفري تركهاي ايران كه همراه با ساير مليتها اكثريت جامعه ايران را تشكيل مي دهند حتي از ابتدائي ترين حقوق ملي خود (خواندن و نوشتن به زبان ملي خود) محروم هستند. زبان و فرهنگ فارس كه زبان و فرهنگ يك اقليت در ايران است به اكثريت مليتها تحميل مي شود.

همچنانكه مطلع هستيد ستم ملي و سركوب به حدي بالا رفته است كه جامعه آزربايجان جنوبي، اخيرا به وضعيت انفجاري خود رسيده است. اين ملت كه اين بار خود را در معرض تحقير و اهانتهاي علني روزنامه هاي دولتي رژيم جمهوري اسلامي ايران يافته است، به اقدامات اعتراضي مدني و مسالمت آميز در سراسر شهرهاي آزربايجان دست زده است ولي حتي اعتراض بر حق و مسالمت آميز آنان نيز توسط رژيم فاشيست ايران به خاك و خون كشيده شده است.

رژيم ايران با وحشيانه ترين سركوبها تعدادي زيادي از ملت آزربايجان را دستگير و زنداني كرده، تعداد زيادي را هم در خيابانها مجروح و كشته است. ما ضمن محكوم كردن اعمال وحشيانه رژيم فاشيست و شوونيست ايران، از شما ارگانهاي حقوق بشري تقاضا داريم با آگاه كردن مجامع بين المللي رژيم ايران را جهت متوقف كردن سركوب، كشتار و زنداني كردن مردم تحت فشار قرار دهيد و از حقوق ملي-بشري آنان حمايت نماييد.

با كمال تاسف مي خواهيم به اطلاع شما برسانيم كه در خارج از ايران نيز بعضي از اپوزيسيون كه به نام تشكيلات سراسري ايران فعاليت مي كنند، مانند رژيم ماهيت شوونيستي دارند و به همين دليل سالهاست كه با سكوت خود در رابطه با ستم ملي اعمال شده بر مليتهاي غيرفارس در ايران، رژيم ايران را عملا در اين رابطه حمايت كرده اند كه از جمله آنان سازمان مجاهدين خلق ايران و شوراي ملي مقاومت ايران (N.C.R.) است.

اين سازمان همچون رژيم ماهيت شوونيستي دارد. در تشكيلات خود در عراق و ساير كشورها با ممنوع كردن زبان تركي، اعضاي غيرفارس خود را مجبور به تكلم به زبان فارسي كرده است و حتي در آيين نامه اش هم اين بي عدالتي را رسمي كرده است. ما در عراق، در تشكيلات سازمان بارها حتي فقط به خاطر تركي صحبت كردن توسط اعضا و شوراي رهبري اين سازمان سركوب شده ايم. آنان با گفتن جوكهاي غيرانساني در قرارگاههايشان ما و تمامي ملت ترك را مورد تحقير و اهانت قرار داده اند.

[ما] بدليل اعمال شوونيستي و استراتژي غلط آنان، از اين سازمان جدا شده ايم و به TIPF- كمپ اشرف-عراق كه تحت اداره ارتش ائتلاف هست آمده ايم. در حال حاضر هم جزو پناهندگان كميسارياي عالي سازمان ملل متحد هستيم.

از همكاري و زحمات بشردوستانه شما سپاسگزاريم.

با تشكر

در ضمن: ما امضاء كنندگان از حركت ملي آزربايجان جنوبي حمايت خود را اعلام مي كنيم.



To: United nation/ Human Rights Committee

From: Separated Azerbaijanians from P.M.O.I, Residing in TIPF-ASHRAF-IRAQ

Date: 27 May 2006

Dear Sir/Mam:

Hereby, we would like to inform you that nearly around a century, the impeccable and honorable people of Azerbaijan and other non-Farsi spoken people in Iran such as Kurdish, Arab, Turkmen, Baluch, and Ghashghaian Turks have been under the most vicious and brutal suppressions from racist and anti ethnical Farsi spoken rulers and governors of Iran. All of the rights such as national, economical, political, cultural, social and ….. of Turkish spoken people of Southern Azerbaijan and other ethnics have been trampled by the racist and anti ethnical rulers of Iran.

The 35 million Turkish population of Iran and other ethnics who make the majority of the Iranian society are deprived of their primariest national rights such as reading and writing in their language. The Farsi language and its culture is representing the minority in Iran and it is dominating other ethnics in Iran. As you know national cruelty and suppression has been increased and because of that, the Southern Azerbaijan society has reached to explosive situation. This nation and ethnic has found itself in Iranian Islamic government’s disdain and misbehavior which has mentioned in Iranian Islamic government’s press, and because of that they have done peaceful and pacifist rally and complaining performances in Azerbaijan cities. But their right to protest which is peaceful and right has been taken by the fascist Iranian regime and their protest have been bloody by this fascist Iranian regime.

Iranian government with the most vicious suppression has arrested and apprehended many of Azerbaijan ethnics and has put them in jail and also many of them have been wounded and killed in street clashes.

We want to condemn these vicious performances by Iranian fascist and anti ethnics government, and also we are expecting all the humanitarian organizations to inform all international organs and communities to put pressure on Iranian government to stop killing and murdering and suppressing and detaining of Azerbaijanian ethnic and all the humanitarian organizations should be mobilized to support Azerbaijanian ethnic’s humane and national rights.

Unfortunately we would like to inform you that, in outside of Iran there are few opposition groups which are claiming that they are active in throughout Iran. These opposition groups have the same political platforms as the fascist Iranian government has, and because of that, they have kept their silence about national cruelty against ethnics who are non-Farsi spoken since many years ago, and with their silence actually they are supporting Iranian government’s suppression against non-Farsi spoken ethnics.

One of those organizations is Peoples Mojahedin Organization of Iran (P.M.O.I.) and the political wing of P.M.O.I. which is called National Council of Resistance (N.C.R.) based in Paris/France. This organization has the same anti non-Farsi spoken essence as Iranian government has. This organization has forbidden and prohibited talking Turkish language in their organization in Iraq and other countries and they have forced their non-Farsi spoken members to speak Farsi, and also they have made it formal in their regulations in their organization. We have been suppressed many times by high ranking officers and governing council of P.M.O.I. just because we were speaking Turkish. They have despised us and all the Turkish spoken people in P.M.O.I. by telling dirty jokes about Turkish people in their bases.

We have seceded from P.M.O.I. because of their anti ethnical mood and behavior and also their wrong strategy and platform. We are residing in TIPF-Ashraf Camp which is supervised by coalition forces. We are the U.N. refugees as we speak.
We are thankful and grateful to you because of all your humanitarian efforts.

Many thanks

qadin@gaio.org, gaip@gaip.org, ildirim.azer@videotron.ca

موجاهيدين-ي خالق سازمانيندان آيريلان آزربايجانليلارين موراجيعتي



موجاهيدين-ي خالق سازمانيندان آيريلان آزربايجانليلارين آزربايجان ميللتينه موراجيعتي

قهرمان آزربايجان ميللتينه موراجيعت

بيز خالق موجاهيدلريˊنين (مجاهدين خلق) اسكي عوضولري اولاراق بوگوندن ائعتيبارن آدي گئچه ن تشكيلاتدان آيريليب، هر جور امكداشليغي قيريب، اٶز ايمكانلاريميزي و گوجوموزو اٶز خالقيميزين آزادليغي و موستقيللييي يولوندا صرف ائتمك ايسته ديييميزي ائعلان ائديريك. البتته بو آيريلمانين سببلريني چوخ تفرروعاتلي شكيلده بيزيم طرفيميزدن وئريله ن بوروشوردا آنلاتميشيق. آمما او بوروشورو الده ائتمه يه نلر اوچون اونون مضمونونو خولاصه شكلينده وئرمه يي مقصده اويقون سايديق:

١- خالق موجاهيدلري پهلويˊنين ديكتاتور-شووئنيست رئژيمي دٶورونده او زامانين شرطلرينه اوياراق، ايكي آزربايجانلي ائولادي طرفيندن قورولموش ايدي. اونلار اٶز گٶروشلرينه گٶره گئچميشده ايران دئييله ن يئرين تاريخيني گٶزدن گئچيره ره ك بو نتيجه يه گليب چيخميشلاردير كي:

الف- بوگونه قده ر اولان تشكيلاتلارين حيرفه يي اولمامالاري
ب- اونلارين ايدئولوژيك موجاديله وئرمه مه لري

مٶوجود رئژيمين موطلق گوجونو قورويوب ساخلاماسينا سبب اولموشدور. بونا گٶره ده اونلار دورومو ده ييشمك، رئژيمي ييخماق اوچون تشكيلاتلي شكيلده موجاديله ائتمه يه باشلاديلار. شاهˊين آپاريلماسي و خومئينيˊنين گتيريلمه سي عرفه سينده، خالقين حيمايه سين قازانميش بير گوجه چئوريلديلر. و باشقا سيياسي قوروهلارلا حقيقي بير اينقيلاب دوشونجه سي ايله حركت ائتديلر و چوخلو اٶلولر وئرديلر. آمما اٶز يولونا اينانميش، او صاديق اينسانلارين سٶزده يوللارين گئده ن شخصلر، اونلارين يولوندان و خالقدان آيريلاراق ديكتاتور فيرقه يه تبديل اولدولار.

٢- مسعود رجوي و اونون همكارلاري موللالارلا برابر (اورتاقلاشا) مينلرجه اينسانين بوش يئره قانلارينين تٶكولمه سينه سبب اولوب، ايران دئييله ن يئرين خالقلارينين ايچينده اٶز داياقلاريني ايتيرديلر.

٣- خالق آراسيندا داياق تاپماقديقلاريندان عراق رئژيمينه و خاريجي قوووه لره آرخالاناراق ايكي اٶلكه آراسيندا اولان ساواشدا وطنه-ميللته خيانت ائده ره ك، دوشمنين ٥-نجي قولونا چئوريلديلر.

٤- سانتراليزم دئموكراسي ايدديعاسيندا اولان تشكيلاتي، موريد-مورادليق شيوه سينده ياخود خومئيني شكيلنده ايداره ائتمه يه قالخديلار. هر جور اخلاقسيزليغا مئيدان ياراتديلار.

٥- دونياميزدا مودئرن دوشونجه اولاراق لاييكليك يئريني، ديني سيياسته آلت ائده ره ك، خومئيني اٶز رئژيميني ايسلام جومهورييتي آدلانديرديغي كيمي، موجاهيدلر ده دئموكراتيك ايسلام جومهوريسي آدلانديرديلار.

٦- بو تشكيلاتدا شاه و خوئميني رئژيملري كيمي ايران دئييله ن يئرين رئالليقلاريني گٶرمه زليكدن گله ره ك، بير ديل، بير ميللت شوعاريني وئره ره ك پان ايرانيستلرين و فارس شووئنيستلرين يولونو سئچديلر.

٧- اونلار هامان ايدئولوژيدن چيخيش ائده ره ك، ايران دئييله ن يئرده كي ميللتلرين هر بير آزادليق ايسته يينه بٶلوجولوك گٶزو ايله باخاراق قارشي چيخديلار. خوصوصي ايله عوضولرينين چوخو آزربايجانلي اولدوغو حالدا، آزربايجان ميللتينه دوشمنچيليك حيسلريني گيزله تمه ديلر.

حٶرمتلي وطنداشلاريميز:

بوتون بو قئيد ائديله نلرين ياني سيرا، دونياميزدا اولان ده ييشيكليكلر و ميللتيميزين اٶز آزادليق و موستقيللييي اوغروندا آپارديغي موباريزه بيزلري ده بونا اينانديرميشدير كي، اٶزگه لر اوچون موجاديله وئريب اٶلمكدنسه، اٶز ميللتيميزين يانيندا يئر آليب، اونون ايسته كلريني اٶز ايسته كلريميز قبول ائديب، بو ايدئاللارين حقيقته قوووشماسي اوچون موجاديله وئره ك؛ اٶلسه ك ده، ميللتيميزين آزادليغي يولوندا اٶله ك. البتته بٶيوك و مئهريبان ميللتيميز بيزيم گئچميشده بيله ره ك و يا بيلمه يه ره ك، ائتديييميز خطالاري باغيشلاياجاغينا اينانيريق.

عئين زاماندا، بو وسيله ايله بوگون و گئچميشده موجاهيدلره قاتيلميش آزربايجانلي سويداشلاريميزا سسله نه ره ك، اونلاردان دا ايسته ييريك كي ميللتيميزين آزادليق و قورتولوش موجاديله سينه قاتيلسينلار. بو شكيلده وطنه – ميللته اولان بورجلاريني يئرينه يئتيرسينلر؛ اٶز ميللتيميزين يانيندا اوزو قارا اولماقدانسا دا، آلني آچيق ياشاسينلار.

ياشاسين آزربايجان ميللتينين آزادليق و قورتولوش ساواشي
موجاهيدين-ي خالق سازمانيندان آيريلان آزربايجانليلار


Wednesday, February 20, 2008

چهارشنبه 1 اسفند ماه سال 1386
اعتراض همگانی دانش آموزان و دانشجویان شهر تبـریز در روز جهانی زبان مادری٬

اعتراض همگانی دانش آموزان و دانشجویان شهر تبـریز

اولین حق طبیعی بشریت در طول تاریخ ، حق نوشتن و خواندن به زبان مادری هر فرد محسوب می شود. این حق را برای اولین بار « مادر » هر شخص به او اعطاء می کند .
انسانی که از این حق خدادادی خویش محروم بماند دچار ناراحتی های روانی گردیده و به بیماری تعارض شخصیت مبتلا می شود . از دیگر طرف در صورت فقدان شعور ملی (مادری) در جوامع گوناگون ، مدنیت و فرهنگهای مختلف در طول زمان در مناطق و قاره ها ، پدید نمی آید .
بدین ترتیب در جهت رفع تبعیض و بی عدالتی در حق زبان مادری هر قوم و ملت ، سازمان حقوق بشر جهانی و اصول مندرج در یونسکو و بیانیه جهانی زبانی بارسلون و مواد قید شده در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ، صریحا حق تحصیل به زبان مادری هر انسان به جد اعلام شده است .
در کشور ما نیز در اصل 15 قانون اساسی این حق به تمامی مردمان ساکن در این سرزمین داده شده ، اما بعد از 29 سال از انقلاب اسلامی این مورد هنوز اعطاء نگردیده است و ملتهای متشکل خصوصا اکثریت عظیم تورک های آذربایجان از تحصیل به زبان مادری (ملی) خویش محروم هستند .
لذا ما دانش آموزان دبیرستانها و دانشجویان دانشگاههای شهر تبریز برای رسیدن به این حق طبیعی و قانونی خویش روز دوم اسفند 1386 ( 21 فئوریه سال 2008) برابر روز جهانی زبان مادری به روزۀ اعتراض دست خواهیم زد.

لینگ تومارهای امضاء شده
http://i29.tinypic.com/2nqffgp.jpg
http://i27.tinypic.com/105cn75.jpg
http://i27.tinypic.com/105cn75.jpg
http://i25.tinypic.com/2m4rt05.jpg
http://i26.tinypic.com/2vv2ez8.jpg
http://i31.tinypic.com/25jks2g.jpg
http://i30.tinypic.com/mrvm2r.jpg
http://i32.tinypic.com/245mw4g.jpg
http://i26.tinypic.com/2rh8axe.jpg
http://i30.tinypic.com/1128xav.jpg
http://i25.tinypic.com/6iwtmp.jpg
http://i26.tinypic.com/99qsy1.jpg
بیانیه شماره یک
29 بهمن‌ماه 1385


اعلام موجودیت کانون زبان و فرهنگ "دمو" DMO.نهادی در راستای پیگیری مطالبات زبانی و فرهنگی

تاریخچه:

پس از نخستین کنگره‌ی "زبان مادری" در دوم اسفندماه سال 1382 در تبریز که قطعنامه‌ی آن به امضای 3333 نفر رسید، گروهی از فعالین کنگره، به همراه دبیر آن، مسئولیت نشر و پیگیری مفاد قطعنامه را برعهده گرفتند. و چندین مجلد از متن قطعنامه به زبانهای مختلف و به‌ همراه امضاهای مربوطه به بسیاری از نهادها و مراجع ذیربط داخلی و بین‌المللی، ارائه شد. نشر و پیگیری‌های بعدی آن قطعنامه طی سال بعد نیز ادامه یافت (که گزارش مربوطه بموقع به اطلاع عموم مردم رسیده‌است). این سلسله پیگیری‌ها در رابطه با قطعنامه‌ی دومین کنگره‌ی زبان مادری در دانشگاه علم‌وصنعت تهران و نامه‌های سرگشاده دیگری که در همین رابطه نوشته شده بودند نیز مستمرا در طول چهار سال اخیر ادامه یافت.

ذست آخر همزمان با انتشار نامه‌ی "فردا ممکن است خیلی دیرباشد" در دیماه امسال هئیت پیگیری این نامه که درعین حال نیز از مسئولین پیگیری قطعنامه‌های فوق‌الذکر بودند، برای اینکه این اقدامات روالی سیستماتیک داشته باشد، اقدام به تاسیس گروهی تحت عنوان کانون زبان و فرهنگ (دیل، مدنیت اوجاغی) که به‌اختصار "دمو" نامیده می‌شود، نمودند.

طبعا فعالین کانون نمی‌توانند هیچ تضمینی در به نتیجه رساندن سریع اقداماتشان خویش به مردم بدهند، اما نهایت سعی و تلاششان را در توضیح حقانیت مطالبات مردم و حداکثر همت خویش را در نشر آگاهی همگانی از حقوق زبانی و فرهنگی به عمل خواهندآورد و ایمان دارند که استمرار فعالیت‌های کانون دست کم در درازمدت اثرات مثبت خویش را (ولو به‌طور غیرمستقیم) در تحقق این مطالبات برجای خواهد گذارد.

اهداف و شیوه‌های فعالیت"دمو":

کانون زبان و فرهنگ "دمو" در طرح ونشر و پیگیری مطالبات برحق مردم خویش تشکیل شده و زمینه‌ی اصلی فعالیت خویش را نیز (از میان انبوه مسائل مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی)، حیطه‌ی "زبان و فرهنگ" تعریف کرده‌است.

دمو سعی خواهد کرد در چارچوب قوانین جاری، با هدف دفاع از حقوق زبانی و فرهنگی اقوام ایرانی و رشد و گسترش آن در قالب فعالیتهای زیر گام بردارد:

1- پیگیری کلیه‌ی نامه‌های گروهی که در راستای مطالبه با حقوق زبانی و فرهنگی صادر شده از طریق مراجعات حضوری و مکاتبات اداری با مجلس، قوه قضائیه و وزارتخانه‌ها و نهادهای و هر مراجع ذی‌صلاح دیگر
2- تشکیل همایش‌ها، کنگره، کنفرانس و سمپوزیوم در زمینه‌های مسائل مربوط به زبان و فرهنگ
3- تهیه و انتشار بیانیه و گزارش به مناسبت‌های مختلف در راستای مدافعه از حقوق زبانی و فرهنگی مردم
4 - ايجاد تفاهم، وحدت در بین مردم جهت توسعه اقتصادي و اجتماعي ، سیاسی و فرهنگی جامعه
5- دفاع از حقوق فرهنگی کودکان در بهره‌مندی از زبان مادری
6- ارائه گزارشهایی از عملکرد کانون از طریق بیانیه‌ها و ترتیب دادن مصاحبه با رسانه‌های جمعی
و.....

اعضای مؤسس:

اعضای مؤسس "دمو" عبارتند از خانم‌ها: شهناز غلامی، ژیلا محمدخانی، شهین حیدری و سمیّه فلاحیان و آقایان منوچهر عزیزی، حمید ‌شافعی، ‌علیرضا صرافی، حسن‌ راشدی، اکبر آزاد، سعید موغانلی و علی رضائی .

بدیهی است پس از تاسیس کانون "دمو"، هئیت موسس آن منحل شده و اداره امور را منتخبین اولین مجمع عمومی بر عهده می‌گیرند.

***
قابل ذکر است کلیه‌ی شهروندان فرهیخته‌ای که علاقه‌مند به حفظ و اشاعه‌ زبان و ادبیات و فرهنگ مادریشان بوده و مفاد اساسنامه‌ کانون "دمو" را بپذیرند، می‌تواند به عضویت آن درآیند و در راستای تحقق اهداف آن قبول مسئولیت نمایند.
قابل ذکر است که نحوه‌ی مراجعه به کانون جهت ارائه‌ی عضویت و .... عنقریبا به اطلاع خواهد رسید.

روابط عمومی کانون زبان و فرهنگ
"دمو"
دونیا آنا دیلی گونونده : آجلیق گؤره وی ، اعتیراض سَسی

۱ بوز, ۱۳۸۶, ۰۸:۲۴
۳۰ میلیون دان آرتیق یاشایان تورک آذربایجان لی ایران اؤلکه سینده ، هله ده ۲۱ اینجی یوز ایل لیک ده اؤز آنا دیل لرینده تحصیل ائتمک دن محروم قالیب لار- بیر حالدا کی باشقا اؤلکه لرده بو سوروم(Sorum) ایل لردیر آرادان قالدیریلیب و اینسان لار اؤز یلکین و دوغال حاق لارینا مالیک دیرلر .
هر بیر اینسان دونیایا گؤز آچاندان سونرا اؤز آناسینین دیلی اولاراق بسله دییی شیرین لای لاسی ایله ، گئجه گوندوز ایل لره قاتیب - بویویوب ، آیاق توتوب و گؤزله ییرکی اوخول لاردا اؤز آنا دیلینده سؤزلر- کلمه لر و جمله لری اؤیره نیب - دوشونسون و دونیایا گئنیش لی باخارکن قانادلانیب و اؤزونه عایید اولان توپلومون قوُللوغوندا چالیشسین .
آنلامی ، بوتون « توپلوم »(جامعه) اؤز کیملیک لرینده یاشاییب دونیا اینسانلار بیرلشیمین یولوندا ، آیاق لانسین لار .
آما بو اینسان اوُشاق لیق چاغیندان ، دوشونجه لرینی داها داورانیش لارینی ، ایلک مکتبه آتدیم قویاندان سونرا اؤز دیل ایله کاغیذ اوستونه گتیرنمه سه ، ان بؤیوک روانی گرگین لیک لرله اوز- اوزه اولوب فیکیر و آغیز ایلگی لری آردان قوپاریلیب ، سونوج دا آسئمیله اولاجاق دیر. نهایت ده اینسان مَسخ اولوب ، باشقا باخیش ایلا دیری ایکن اؤلور !
بو اوزدن غیر دولتی موسسه و قوُروم لار ۱۹۹۶ ایلینده بارسلونا دا توپلانیب اینسان حاق لارینین جهانی اعلانینا آسیلاراق دیل حاق لارینین دونیا بیانیه سینی ایمضالاییب دیل اؤزگورلویونو - اونون باغیمسیز فورمادا قوُللاندیغینی بوتون دونیا اؤلکه لرینه سَس لَندیریب - بیلیندیردی لر .
بیزیم اؤلکه ده ده اینسان لار ، مکتب لرده اؤز دیلینده یازیب و اوخوماسی ، آنا یاسانین ۱۵- اینجی مادده سینده ، آیدین جا قید اولونموشدور .
بئله لیکله ، من « هدایت ذاکر » بیر معللیم اولاراق بو اؤلکه نین اوُشاق لاری داها گنج لرینین آیدین گله جه یی و آنلاملی یاشام لاری و یوُردون آرتیق گلیشمه سی اوچون ، بوتون مسئول لاردان ۱۵- اینجی اصلین ایجرا اولونماسینی ایسته یه رک ، اسفند-ین ۲-سی جوما آخشامی (۲۱ فئوریه ۲۰۰۸) دونیا آنا دیلی گونو موناسیبت ایله آجلیق گؤره وینی گئچیره جه یم.
آنا دیلی گونو بوتون اینسان لار و آذربایجان میللتینه اوُغورلو اولسون .

هدایت ذاکر « آرازلی »
تبریز ۱۳۸۶.۱۱.۲۹
۱۸ فئوریه ۲۰۰۸

Monday, January 28, 2008



بيانيه بیش از 900 فعال حقوق بشر در حمایت از آزادی فوری

لیلا حیدری مبارز زنجانی حرکت ملی آزربایجان جنوبی


میللی شورا- هشتم بهمن ماه 86: هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر مي برد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقصادي در آن افزوده مي‌شود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوب‌تري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آزربايجاني اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام نموده و خاطرنشان مي‌كند:

1 ـ تشديد فيلترينگ سايتها و و توقيف نشريات و اخطار به آنها مبني بر اجتناب از طرح مسائل جدي اجتماعي و ... موجب به بن بست كشيدن روند دمكراتيزه كردن جامعه و بي محتوايي مطبوعات و جرايد شده و نهايتا جريانات اجتماعي را به سوي حركات افراطي‌ سوق خواهد داد. ما زنان آزربايجاني اعتراض خود را به توقيف نشريات، از جمله توقيف ماهنامه" ديلماج" كه به تحليل معضلات آزربايجان و انعكاس قابليتهاي آن مي پرداخت و در صدد ارتقا بار تئوريك فعالان اجتماعي آن بود و علاوه بر آن تريبوني آزاد براي جنبش مستقل زنان آزربايجان نيز محسوب مي‌شد، اعلام مي كنيم. نمونه‌هاي متعدد ديگري را مي توان برشمرد، از جمله نشريه دانشجويي "تلنگر" كه براي طرح مسائل زنان با انتشار اولين شماره خود توقيف شد! و هيئت تحريريه و مدير مسئول آن به حراست دانشگاه تبريز فرا خوانده شدند.

ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف نشریات مستقل آزربایجان و پایان دادن به ارعاب مدیران مسئول مطبوعات هستیم و اخطار به ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هايي كه برخي شماره‌هاي خود را به طرح مسائل زنان اختصاص مي‌دهند، محكوم مي كنيم.

2 ـ جنبش زنان آزربايجان همچنان كه از پيشتازان " كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بيشتر شهرهاي پبشتازاين حركت، بعد از تهران از شهرهاي آزربايجان بودند ـ معتقد است آشنايي زنان با حقوق داشته و نداشته‌شان، مهمترين راه براي تعيين و تثبيت خواسته‌هاي آنان به شمار مي‌آيد. ما كماكان حامي كمپين به عنوان كف مطالبات زنان هستيم واين را حق مسلم و ابتدايي هر كسي مي‌دانيم كه ذيل خواستهاي خود را امضا كند. ما هر گونه تهديد يا دستگيري و ارعاب فعالين جنبش زنان را محكوم مي‌كنيم.

3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالین جنبش زنان است. در حالي که زنان ترک، کرد، عرب و...خواسته‌های مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زده‌اند، در راستاي احقاق حقوق ملي خويش و... نيز مبارزه مي‌کنند و بیشترین هزینه‌ها را متحمل می ‌شوند. چنان چه در ماههای گذشته شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آزربایجان بوده‌ایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان و مردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ايراني را. اما آن چه تامل‌ برانگيز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق چه از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالین سیاسی است که نتیجه اتخاذ چنین رویکردی باز گذاشتن دست سرکوب گران است که با خیال راحت و به‌ دور از نظارت ناظرین حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهي تجزیه‌طلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقي، با بیرحمانه ترین برخوردها، اين افراد را دستگیر و روانه زندان می‌كنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است.

جنبش زنان آزربايجان، ضمن ابراز نارضايتي خود از تهديد، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعي و سياسي آزربايجان كه اغلب آنها در شرايط بسيار بدي بسر مي برند، معتقد است، ادامه اين روند بر كينه و نفرت مردم اين خطه افزوده و باز تاكيد مي‌كنيم، راه را براي حركات افراطي هموار مي‌‌كند. ما زنان عميقا درك مي‌كنيم كه خانواده‌ها و همسران اين زندانيان از جمله عطيه طاهري همسر سعيد متين‌پور، رقيه عليزاده همسر عباس لساني و خانواده‌هاي رضا متين پور و جليل غني‌لو و... بسيار معذب تر از خود آنها هستند.

ما خواهان آزادي اين زندانيان، به ويژه آزادي فوري و بدون قيد و شرط ليلا حيدري هستيم كه به هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آزربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسئولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند.

لذا، ما زنان آزربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملي)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، با توجه به وخامت وضعیت سلامتی وي هستیم و از تمامی فعالین جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالین سیاسی انتظار داریم با امضای بیانیه برای آزادی لیلا حیدری، با ما همصدا شده و زنان آزربایجان را یاری دهند.


در ثبت اسامی از ذکر عناوین، مناصب،احزاب و انجمن ها خودداری شده است.

1. آتیلا فیض الهی 2. آتیلا کیشی زاده 3. آراز دانشور 4. آراز فردی 5. آراز فرهادي 6. آرتا داوری 7. آرزو باغبان خطیبی 8. آرزو شانلي 9. آرزو قناعت 10. آرزو ناصرزاده 11. آرزوحسینی 12. آرش آروين 13. آرش آهنگر قشقايي 14. آرش شهسواری 15. آرش صادق 16. آرش ناطقی 17. آرش نصیری اقبالی 18. آزاده به‌كيش 19. آزاده تاج پور 20. آزاده ثبوت 21. آزاده خسرو شاهی 22. آزاده طیب پور 23. آمنه شیرافکن 24. آیت مهرعلی بیگلو 25. آیدین ابراهیمی 26. آیدین انگوتی 27. آیدین شفیعی 28. آیدین فیض الهی 29. آیناز قیچلو 30. آي تك رابط 31. آيدين تيموري فر 32. آيدين خواجه 33. ائلناز سرداری نیا 34. ائلنازبابايي 35. ابراهیم امدادی 36. ابراهیم عبداله نیا 37. ابراهیم علیزداه 38. ابوالفضل جعفریان 39. ابوذر هاشمی 40. احترام شادفر 41. احد عباس زاده 42. احسان باقري‌پور 43. احسان دهکردی 44. احسان محمدي 45. احمد رناسی 46. احمد آدینه وند 47. احمد عطایی 48. احمد فدائي 49. احمد فرهادی 50. احمد مختاری 51. احمد مدادی 52. احمد مطلايي 53. احمد نجاتي 54. احمد هدايت خواه 55. احمد يزداني 56. ادريس صالحي 57. اردشیر کریمی 58. ارسلان رضاوند 59. اسماعيل قادري 60. اسماعيل ناطقي 61. اسمعیل جمیلی 62. اشرف اوزتلو 63. اشکان آرشيان 64. اصغر جعفر زاده 65. اصغر مظلومی 66. افروز غلامباشيان 67. افسانه سئوگين 68. افسانه قنبري 69. افسانه وفايي 70. افشین امیرشاهی 71. اکبر آزاد علی لو 72. اکبر بنی حسن 73. اکبر قربانی 74. اکرم خوشوقت پیر سلطان 75. اکرم خیرخواه 76. اكبر عطري 77. البرز زاهدي 78. الميرا علي حسيني 79. الناز اصلانی 80. الناز انصاري 81. الناز ناطقی 82. الهام بنائي 83. الهام جوانشیر 84. الهام قیطانچی 85. الهه اماني 86. الهه امینی 87. الهه رادمهر 88. الهه زماني 89. الهه شریف پور 90. الهه هيكس – شريف پور 91. الیاس خلج 92. امید صدقیانی 93. امیر اسحاقی 94. امیر راعی فرد 95. امیر شیخ الاسلام 96. امیر فرشاد ابراهیمی 97. امیر محمود زاده 98. امیر یعقوبعلی 99. امین احمدیان 100. امین اسدالهی 101. اميد صدقياني 102. امير دوانلو 103. اميرحسين ايرجي 104. اميرحسين گنج بخش 105. انصافعلی هدایت 106. انور دوستانی 107. اوكتاي داراب زند 108. اولدوز سلطان پور 109. اولدوز صادق بارنجي 110. اومای خیاولی 111. ایرج یوسفی 112. ایزگار مهابادی 113. اَیسن نظیری 114. ايرج يوسفي 115. بؤيوك رسول اوغلو 116. بابک سمائي 117. بابک نظری 118. بابك ايراني 119. بابك خرمدين 120. بلال مراد ويسي 121. بنفشه حجازي 122. بهار بهساز 123. بهار مجد زاده 124. بهاره خرمدین 125. بهاره سپهري 126. بهبود قلی زاده 127. بهروز خليق 128. بهروز فدایی 129. بهزاد بابان 130. بهزاد كريمي 131. بهکام محمدی 132. بهمن نيرومند 133. بهناز خاکی 134. بهناز شكاريار 135. بهناز مهراني 136. بهنام تركانپور 137. بهنام دارایی زاده 138. بهنام عسگری 139. بهنام فرشادي 140. بیتا طاهباز 141. بینا داراب زند 142. بیوک رسول اوقلو 143. پاكيزه غلامي 144. پرتو محسن نژاد 145. پرتو نوري علا 146. پرستو اله یاري 147. پروانه حاجیلو 148. پروانه نامور 149. پروین اردلان 150. پروین ضرابی 151. پروین فرهنگ 152. پرويز حدادي زاده 153. پروين ذبيحي 154. پریسا الوند پور 155. پریسا بابایی فرد 156. پریسا ثابتی سادات 157. پریسا عالی نژاد 158. پریسا کاکایی 159. پريسا احمديان 160. پريسا سادات ثابتي 161. پريسا هاشمي 162. پريناز ناصرزاده 163. پژمان خرسند 164. پوران كريمي 165. پویا موسوی 166. پویش عزیزالدین 167. پیام ابوطالبی 168. پیام احتسابیان 169. پیمان خراج زاده 170. پیمان عارف 171. پینار فرج زاده 172. پيمان انصاري 173. تئلناز نعمتی 174. تارا سپهری فر 175. تارا نجداحمدی 176. تورج آزموده 177. توکل غنی لو 178. جعفر بری بورچالی 179. جعفر شاهی 180. جلال حجتی 181. جلال کودریلو 182. جلوه جواهري 183. جلیل علمداری 184. جمشيد آئيندر 185. جمید اورنگی 186. جواد سودبر 187. جواد صفوی زاده 188. جواد عباس زاده 189. جواد لقزیان 190. جواد ولدان 191. چنگیز بخت آور 192. حامد ایرانشاهی 193. حامد عزیزی 194. حامد منزه 195. حبیب آوریده 196. حديث جاوداني 197. حسام وثوقي 198. حسن اسدی زیدآبادی 199. حسن بهگر 200. حسن خیر خواه 201. حسن راشدي 202. حسن رحیمی 203. حسن رضایی 204. حسن زهتاب 205. حسن شریفی 206. حسن صادق 207. حسن صفری 208. حسن ماسالي 209. حسین رجایی 210. حسین غلامی 211. حسین نوری وند 212. حسين رجب پور 213. حسين زمانلو 214. حسين صفا 215. حسين نجديار 216. حمید احمد زاده 217. حمید رضا اصغری نژاد 218. حمید صمیمی 219. حمید کیاروستا 220. حمید مهدیلو 221. حمید ندایی 222. حمید وحیدنیا 223. حمیدرضا عسگری نژاد 224. حمیده جبارزادگان 225. حمیده نظامی 226. حميد احمدزاده 227. حميد حميدي 228. حميد رضا اکبري 229. حميدرضا رحيمي 230. حنانه دارابی 231. حوریه تقی زاده 232. خدیجه بیرق دار 233. خدیجه مقدم 234. خدیجه میر ابراهیمی 235. خديجه اكبري 236. خلیل غزلی 237. خليل مؤمني 238. خورشید عابدین 239. دادوود عظیم زاده 240. داریوش ابراهیم پور 241. داریوش رضائی 242. داريوش احمدي 243. داريوش مجلسي 244. داود فیاض 245. داود قربانی 246. داود نوائيان 247. دنیز محمدی 248. دورال بربسته 249. دیوید ناش 250. رئوف طاهری 251. راحله بکتاش 252. راحله حسینی 253. راحله زمان زاده 254. راحله فتح‌زاده 255. راضيه خالقي 256. راضيه رئوف 257. رامین امن گستر 258. رامین جهانگیرزاده 259. رامین عطائی 260. رامین محمدخانی 261. رباب عظیمی 262. ربابه رایمند 263. رجب حسين پور 264. رحیم واحدی 265. رحیمه رواچی 266. رحيم قادري 267. رستم رستمی 268. رسول سمیعی نژاد 269. رسول علمشاه 270. رسول قهرمانی 271. رشید اسماعیلی 272. رضا ابری 273. رضا اغنامی 274. رضا بی اوغلو 275. رضا حلاجیون 276. رضا حميدي 277. رضا خشتی 278. رضا زارعی 279. رضا عباسی 280. رضا عزیزی 281. رضا عزيزي نژاد 282. رضا محسنی 283. رضا منافی آذر 284. رضا مهدوی 285. رضوان مقدم 286. رقیه آذریان 287. رقیه عبداله زاده 288. رقيه لساني 289. ركسانا ستايش 290. روجا بندری 291. روزا بارانی 292. روزبه درنشان 293. روزبه كریمی 294. روشدان پيرو 295. روشن پیرو 296. روشنک سیرجانی 297. رویا صحرایی 298. رویا تیموری 299. رویا رهبر 300. رویا طلوعی 301. رويا تيموري 302. رويا راهبر 303. رها آزاد 304. رهيا بريد نظيف 305. رهيا بريد نظيف 306. ریحانه انهاری 307. ریزگر بانه 308. زانیار احمدی 309. زاهد مجرد 310. زمان عبدالهی 311. زهرا بیگدلی 312. زهرا جعفری 313. زهرا حسين زاده 314. زهرا شیشه 315. زهرا صادقي 316. زهرا عرفانی 317. زهرا عنایتی 318. زهرا فريدلي 319. زهرا قويدست 320. زهره ارزنی 321. زهره امين 322. زهره جوادی 323. زهره شيشه 324. زهره مظلومی 325. زیبا کرباسی 326. زینب پیغمبرزاده 327. زینب عبداله زاده 328. زيبا كرباسي 329. ژانت آفاری 330. ژیلا بنی یعقوب 331. ژیلا محمدخانی 332. ژيلا صادق 333. سئودا شفاف‌ زمردي 334. سئودا فرج زاده 335. سئویل یوسفی نجمی 336. سئويل تبريزلي 337. سئويل فرهادي 338. سارا ارشدی 339. سارا اسمي زاده 340. سارا خجسته اميري 341. سارا خوزستانی امیری 342. سارا سلمانی 343. سارا کرمانيان 344. ساعده سیما 345. سالک مولایی 346. سام قندچي 347. سامان محمدی 348. سانلی لک 349. ستار لقايي 350. ستاره اصغری 351. ستاره سجادي 352. سجاد بابايي 353. سجاد جمالي 354. سجاد رادمهر 355. سجاد نيکنام 356. سحر ابونصر 357. سحر قنواتيان 358. سحرقنواتی 359. سعید اسلامی 360. سعید عبدی 361. سعید قائم مقامی 362. سعید موغانلی 363. سعید نعیمی 364. سعيد نبي زاده 365. سعيده اسلامي 366. سعيده غلامي 367. سلمان زند 368. سلمان سیما 369. سمانه گلاب 370. سمانه مرادياني 371. سمانه نیک نامی 372. سمیرا درستکار 373. سمیرا صدری 374. سمیه حسن نیا 375. سمیه حکمتیان 376. سمیه حمزه لویی 377. سمیه رستم پور 378. سمیه رضائی 379. سمیه عزیزی 380. سمیه فلاحیان 381. سميرا جمالي 382. سميرا جماليه 383. سميرا درستكار 384. سميه حسن‌نيا 385. سميه رستم پور 386. سميه كارگر 387. سودابه بویه 388. سودابه قریشی 389. سولماز احمری 390. سولماز كوچه باغي 391. سولماز مقدم 392. سولماز مکاری 393. سولماز مهدوی پور وحدتی 394. سونا فرج زاده 395. سونيا قنبري 396. سویل تبریزلی 397. سهیل آصفی 398. سهیلا ستاری 399. سیاوش سعادتیان 400. سیاوش شهسواری 401. سیاوش قاسمی 402. سید حیدر بیات 403. سیروس ابراهیم نژاد 404. سیروس حسین نژاد 405. سیروس شیری 406. سیما حسین زاده 407. سیما دیدار 408. سیمین مراشی 409. سینا انصاری 410. سینا جهانبخش 411. سيد فهيم ايراندوست 412. سيدحيدر بيات 413. سيروس ملكوتي 414. سيما باغبان خطيبي 415. سيمين اسکوئي 416. سينا جهانبخش 417. شاهین نوایی 418. شاهين زينعلي 419. شایا شهوق 420. شایان صبحی 421. شبنم امامی 422. شبنم بابايي 423. شبنم زرین فر 424. شریفی معصومه 425. شقایق درنشان 426. شکراله قهرمانی 427. شكوفه منتظري 428. شهاب الدین شیخی 429. شهاب فیضی 430. شهباز ابراهیم نژاد 431. شهرام آقامیر 432. شهرام احمدزاده 433. شهرام شوقی 434. شهرزاد عبدالمجيد 435. شهلا انتصاری 436. شهلا بهاردوست 437. شهلا شفيق 438. شهلا محمودزاده 439. شهلا نوري 440. شهلاعبقری 441. شهناز بيات 442. شهناز غلامی 443. شهناز گلزاری 444. شهین حیدری 445. شهین راستی 446. شیدا پورمند 447. شیرویه قبادی 448. شیرین مومنی 449. شیما فرزاد منش 450. شیوا بدیهی 451. شیوا نظرآهاری 452. شيرين عبادي 453. شيرين نوايي 454. شيما فرازمند 455. شيما فرزادمنش 456. شيوا نوري 457. صابر درخشان 458. صادق شجاعی 459. صادق شیر دل 460. صادق عيسي بئلي 461. صادق كار 462. صالح سلطانی 463. صبور کبیری 464. صدیقه علیمردانی 465. صدیقه مصائبی 466. صدیقه مقدم 467. صديقه عدالتي 468. صمد بابايي 469. صمد پورموسوی 470. صمد مولاقلی 471. صیاد شکری 472. صیاد محمدیان 473. ضياء الدين صدرالاشرافي 474. طاهره وفايي 475. طلعت تقی نیا 476. طناز نوروزی 477. عباس امير انتظام 478. عباس بختياري 479. عباس خالقي 480. عباس عاقلي‌زاده 481. عباس نجاريان 482. عباس نعيمي 483. عباسعلي فتاح 484. عبدالعزيز مولودي 485. عبدالله مومني 486. عبداله حيدري 487. عبداله عزیزی 488. عزت ابراهيمي نژاد 489. عزت همتیان 490. عزیز قاسمی 491. عزیز مولودی 492. عزیزالدین پویش 493. عسگر محمدپور 494. عسل اخوان 495. عطیه طاهری 496. عطیه وحید منش 497. عظیم امان زاده 498. عفت ماهباز 499. علی پور نقوی 500. علی ابوالقاسمی 501. علی احمدی 502. علی اکبر آزاد بابالو 503. علی اکبر خسرو شاهی 504. علی اکبر موسوی خوئینی 505. علی بابایی 506. علی باغبانی 507. علی بدلی 508. علی پژومان 509. علی ثمری 510. علی جمالی 511. علی راه گل 512. علی رضا اخوان 513. علی رضا ارشادی فر 514. علی رضایی 515. علی سلطانی 516. علی صادقی 517. علی صدیق 518. علی عباسی 519. علی عبدی 520. علی قاسمی 521. علی مؤذن 522. علی محمدی قیرمزخلفه 523. علی مختاری 524. علی ملیحی 525. علیرضا حسین زاده 526. علیرضا خادمی 527. علیرضا خیرابادی 528. علیرضا شعبانی 529. علیرضا صرافی 530. علیرضا فرشی 531. علیرضا کرمانی 532. علیرضا مولوی 533. علیرضا نصیری 534. علیرضا هدائی 535. علي احمددوست 536. علي افشاري 537. علي پورنقوي 538. علي رضا فخر 539. علي رضائي 540. علي زرع چاركي 541. علي زيرک 542. علي عبدي 543. علي فتوتي 544. علي قراجه‌لو 545. علي مختاري 546. عليرضا ارشادي فر 547. عليرضا خامسيان 548. عليرضا فخر 549. عيسي عادلي 550. غزال کیهان فر 551. غفار ابراهيمي 552. غفار وقری 553. غلامرضا مهدوي پور 554. فاتح مردوک 555. فاطمه تیموری 556. فاطمه جعفری 557. فاطمه حاجی دینی 558. فاطمه حیدری 559. فاطمه صفاییان 560. فاطمه طاهری 561. فاطمه فتح اله‌زاده 562. فاطمه فرهنگ خواه 563. فاطمه قلعه گلابی 564. فاطمه مسجدي 565. فاطمه نصرالهي 566. فتانه رافضي 567. فتح‌اله ذوقي 568. فخری شادفر 569. فخری نامی 570. فراز يكيتا 571. فرانك فريد 572. فرانك مقدسي 573. فرح طاهری 574. فرحروز رنجبر 575. فرزاد صمدلي 576. فرزانه جمال آذريه 577. فرزیا ثابتی 578. فرشته ناصرزاده 579. فرشید دیلمقانی 580. فرناز سيفي 581. فرناز فر 582. فرناز نوروزی 583. فرود سیاوش پور 584. فروغ قره داغي 585. فرهاد رضائی 586. فرهنگ نادری 587. فرید هاشمي 588. فریده جبارزادگان 589. فرین حسین روحانیان 590. فريبا داودي مهاجر 591. فريد پايا 592. فريد چاووشي 593. فريد هاشمي 594. فريده پورعبداله 595. فواد پاشايي 596. فواد شمس 597. فواد مجیدی 598. فهيمه شجاع 599. فیروز ابراهیم نژاد 600. فیروزه مهاجر 601. قاسم دینی 602. قهرمان لک 603. کارن جواهری 604. کاظم رضازاده 605. کاظم طلوعی 606. کاظم علمداری 607. کامران طاهباز 608. کاوه داد 609. کاوه رحيمي 610. کاوه رضایی شیراز 611. کاوه کرمانشاهی 612. کاوه مظفری 613. کاوه موسوي 614. کبری مجدی 615. کلثوم تقی زاده 616. کوروش جنتي 617. کوروش گلنام 618. کوهیار گودرزی 619. کیانوش سنجری 620. کیوان صمیمی 621. کیومرث بلی وند 622. کیومرث حکیم 623. کیومرث سابقی 624. كيوان مهجور 625. گلسا ممتاز 626. گلشن جواني 627. گونش بويه 628. گوهر بيات 629. گیتی خیرخواه 630. لاله جوانشیر 631. لاله محمدی 632. لطیف حسنی 633. لعيا مقدم 634. لیدا نهری 635. لیلا صحت 636. لیلا نهری 637. ليلا انصاري 638. ليلا حاتم پور 639. ليلا حيدري 640. ليلا رابط 641. ليلا سلطانعلي زاده 642. ليلا غلامي 643. ليلي مظاهري 644. مازیار سمیعی 645. ماشاله عباس‌زاده 646. ماندانا چترچي 647. ماهني زنگانلي 648. مجتبي رزمي 649. مجید ملکی 650. مجيد اسدي 651. مجيد دري 652. محبوبه حسين زاده 653. محبوبه کرمی 654. محسن خسروي 655. محسن پور رحيم 656. محسن حقی خطیبی 657. محسن سازگارا 658. محسن نژاد 659. محمد حسنی 660. محمد حسيبي 661. محمد حسين محمدخاني 662. محمد شیر محمدی 663. محمد صادقی 664. محمد صفوي 665. محمد صيادي 666. محمد عباسپور 667. محمد قره باغي 668. محمد کریمی 669. محمد مختاري 670. محمد نيکنام 671. محمدرضا اردبیلی 672. محمدرضا خشتي 673. محمدرضا رضوي 674. محمدرضا مختاری 675. محمود رنجبر 676. محمود فضلی 677. محیده وحدتی حق 678. مرتضی ابراهیم نژاد 679. مرتضی بهشتی 680. مرتضی لک 681. مرتضی محمد نظری 682. مرتضی مرادپور 683. مرتضي صادقي 684. مرتضي محيط 685. مرتضي يگانه پور 686. مرجان ناظمي 687. مرجان نمازی 688. مرضیه بخشی زاده 689. مرضیه هاشمی 690. مرضيه حقاني 691. مریم اسفاری 692. مریم اسلامیه 693. مریم بهرمن 694. مریم بهشتی 695. مریم جباری 696. مریم خیرخواه 697. مریم زندی 698. مریم طالبی 699. مریم قره داغلی 700. مریم محمدی امینی 701. مریم یوسفی 702. مريم اسلاميه 703. مريم چراغي 704. مريم زارعي 705. مريم زرع چاركي 706. مريم زندي 707. مريم شكري 708. مريم صادق 709. مريم عزيزي‌فرد 710. مريم محمديان 711. مريم ميرزا 712. مريم ميرزا نژاد 713. مريم نياپير 714. مريم يوسفي 715. مزدک دانشور 716. مزدك بامدادان 717. مژگان ثروتي 718. مسعود حبيبي 719. مسعود شب افروز 720. مسعود شکوری 721. مسعود کریم زاد 722. مصطفی خسروی 723. مصطفی شیخ پور 724. معصومه بهروزيان 725. معصومه تقي پور 726. معصومه شرقی ثانی 727. معصومه قلی زاده 728. معصومه لقمانی 729. معصومه ناصری 730. مقصود رنجبر 731. ملیحه ربیعی 732. ملیحه رزازان 733. ملیحه صندوق داران 734. ملیحه عزيزپور 735. مناف سببي 736. منصور امينيان 737. منصور حسینی 738. منصوره شجاعی 739. منصوره عمراني فر 740. منو چهر واحدی 741. منوچهر امري 742. منوچهر امیری 743. منوچهر سالكي 744. منوچهر شفائي 745. منوچهر صفایی 746. منوچهر عزیزی 747. منوچهر عزيزي 748. منوچهر فريد 749. منیره بادران 750. منیره کاظمی 751. منیزه حاجی دینی 752. منيره برادران 753. مونا قاسميان 754. مهتاب صفايي 755. مهدی افشارنیک 756. مهدی امینی زاده 757. مهدی حاتمی 758. مهدی فخرزاده 759. مهدی قره داغی 760. مهدی محمودیان 761. مهدی نعیمی 762. مهدیه گلرو 763. مهدي حميدي شفيق 764. مهدي ميرزايي 765. مهران آريا 766. مهران رحیمی 767. مهرداد عبداله زاده 768. مهرداد مرهون 769. مهرداد مشايخي 770. مهری رنجبر 771. مهریار رحیمی 772. مهشید راستی 773. مهناز آريا 774. مهناز جندي 775. مهناز محمدیان 776. مهین شافعی 777. مهيا قويدست 778. میترا رهنمایان 779. میلاد اسدی 780. مینا برزگر 781. مینا حکیم 782. مینا صمدی 783. مینا مقدس 784. ميترا يوسفي 785. ميثم قاسمي 786. ميلاد مكري 787. مينا برزگر 788. مينا جعفري 789. مينا راستين 790. مينو حمايلي 791. مينو كيامان 792. مينو يوسفي 793. ميهن احمدي 794. نادر حاجی محسن 795. نادر عزیزی 796. نادر میران 797. نادر یزدانی 798. ناردين سعيدي 799. نازلی صحرایی 800. نازلي فرخي 801. نازنين افشين جم 802. نازی عظیما 803. ناصح فريدي 804. ناصر الدین علیزاد 805. ناصر بختیاری 806. ناصر رضاپور 807. ناصر عبدالهي 808. ناصر علیزاده 809. ناصر مرقاتي 810. ناصرمنظوری 811. ناهید جعفری 812. ناهید خیرابی 813. ناهید کشاورز 814. ناهيد افراسيابي 815. ناهيد صادقي 816. ناهيد ميرحاج 817. ناهيد ناظمي 818. نجيبه خشتي 819. ندا دریاقلی 820. ندا كاظمي 821. نرگس اناري 822. نرگس پیغان 823. نرگس خسروشاهي 824. نسرین چنگیزیان 825. نسرين افضلي 826. نسرين الماسي 827. نسرين رنجبر 828. نسيم سرابندي 829. نعمت محمدیان 830. نعمت وقار 831. نعیمه پورزینال 832. نگین احتسابیان 833. نگین شیخ الاسلامی 834. نگین فیروزه ای 835. نورالدین رضازاده 836. نوشابه اميري 837. نوشین خاکی 838. نوشین شاهرخی 839. نوشين احمدي خراساني 840. نوشين سليماني 841. نوشين شاهرخي 842. نوید محمدی نسب آباد 843. نیر صمدی 844. نیره پیربیرقدار 845. نیره توحیدی 846. نیگار ساقیلار 847. نیلوفر بیضایی 848. نیلوفر شمیرانی 849. نیلوفر گلکار 850. نینا نادری 851. نیوشا درخشان 852. نيره بيرقدار 853. نيره توحيدي 854. نيکنام سجاد 855. نيگار خياوي 856. نيلوفر شميراني 857. نيلوفر فرخزاد 858. نيلوفر مهديان 859. نيما پوريعقوب 860. نيما نامداري 861. نيوشا درخشان 862. وجیهه حاجی دینی 863. وحید شیخ‌بگلو 864. وحید قره باغلی 865. وحید قهرمانپور 866. وحیده اکبری 867. وحيد دهقاني 868. وحيد وحدت حق 869. وحيده احمديان 870. وحيده اسكندري 871. وحيده مولوي 872. ودود اسدی 873. وقار نعمت 874. وهاب انصاري 875. ویدا بیگلری 876. ویدا خسروی 877. ویدا قلی زاده 878. ویدا قنبر پور 879. ویدا مهراز 880. ویکتوریا آزاد 881. ويدا خسروي 882. ويدا فرهودي 883. هاجر ابراهیم نژاد 884. هاجر کبیری 885. هادي رضا زاده 886. هاشم ايزدي 887. هاشم ریحانی 888. هانا دارابي 889. هانیه وحدتچی 890. هايده اُ. فلاهرتي 891. هدایت سلطان زاده 892. هدی کیانی راد 893. هدي پيماني 894. هژیر پلاسچی 895. هستي خضروي 896. هما كاوياني 897. هما هودفر 898. هوشنگ پاكپور 899. هوشنگ گللاب دژ 900. هومن حسيني 901. یاسین محمدیان 902. یاشار حکاک پور مراغه 903. یاشار عیدی 904. یاشار محتشم 905. یانار افضلی 906. یاور خسروشاهی 907. یعقوب حسنی 908. یوسف هنگفتی 909. یوسف هوشیار 910. یونس زارعیون 911. یونس شیری 912. يادگار صالح 913. ياسر زرع چاركي 914. ياشار تورك اوغلو 915. يحيي غلامي 916. يونس زاعیون 917. مرجان کسمایی 918. نیما رضوان 919. صمد عبدالهی 920. سامان رنجبر عبدالهی 921. نیاز سلیمی 922. حسام نیری 923. سعید قریب 924. فرهاد سلطانی 925. رامین ذوقی پور 926. مهدی ذوقی پور 928. مهسا ذوقی پور 930. مهدی سلطانپور 931.نازی سلیم

Thursday, January 24, 2008

نامه سرگشاده صدها تن از روشنفکران آزربايجانی به مجلس شوراي اسلامي



نامه سرگشاده صدها تن از روشنفکران آزربايجانی به مجلس شوراي اسلامي:

فردا ممکن است خیلی دیر باشد


(با امضاهائي از شهرهاي قم، ساوه، آبگرم قزوين، رزن همدان، كرج، .... آزربايجان)

نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي٫
چنانچه به‌خوبي واقفيد جامعه‌ی ما از دردهای مزمنی چون مسأله‌ی ملی (یا عدم تحقق حقوق قومی) رنج می‌برد و در شرایطی که مردم همچنان در راستای تحقق حقوق‌ حقه‌ی خویش پای‌ می‌فشارند، طبعا آنانی که در جهت بر آورده شدن این حقوق قدم‌های مثبت عملی بردارند، با دست پرتری به میدان آمده‌اند. اینک به نظر می‌رسد که زمان حل مسأله‌، بدست خودمان فرا رسیده ‌باشد.
تاکنون دانشگاهیان، معلمان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، نویسندگان و بازاریان آزربايجانی طی صدها نامه‌ی سرگشاده و قطعنامه، خواستار رسمیت زبان مادری خویش در حیطه‌های آموزشی، رسانه‌های عمومی و سایر حوزه‌های اجتماعی شده‌اند، از خرداد ۱۳۸۵ نیز این مطالبات از زبان میلیون‌ها آزربايجانی طی تحصن‌های دانشگاهی و تظاهرات خیابانی با صدای بلندتری تکرار شده‌اند. خواست‌هایی که به عنوان حقوق طبیعی انسان‌ها نه تنها هیچ مغایرتی با روح قوانین (اعم از قوانین داخلی یا میثاق‌های بین‌المللی) ندارند، که در انطباق کامل با آن نیز هستند.

بی‌شک تحقق حقوق فوق، موجبات تقویت انسجام در جامعه را فراهم کرده و عدم آن نیز باعث تعمیق شکاف‌ها وتشدید اختلافات داخلی خواهد شد.

وکلای محترم٫

امضاکنندگان این نامه به مثابه‌ی بخشی از جامعه‌ی روشنفکری آزربايجان، در این شرایط حساس به حکم وظیفه‌ی اخلاقی و میهنی خویش و ضمن اعلام آمادگی برای همکاری کارشناسانه با کمیسیون‌های ذیربط مجلس، از شما می‌خواهند تا پیش از آنکه دیگرانی بخواهند نسبت به اعاده‌ی حقوق حقه‌ی ما اقدام کنند، خود پیشقدم شده، با تهیه‌ و تصویب طرح “اجرایی کردن حقوق زبانی” در راستای بالفعل نمودن حقوق مردم اقدام عاجل معمول فرمائید.

فردا ممکن است خیلی دیر باشد

امضا کنندگان:
۱. عقیل آذردخت (اردبیل)
۲. غلام آذری‌فر (نقده-سولدوز)
۳. اکبر آزادعلی‌بابالو (تهران)
۴. حسین آسیابی (تبریز)
۵. علی آسیابی (تهران)
۶. فریدون آقازاده (اورميه)
۷.BBمحمد آقازاده (اردبیل)
۸. محمد آقامحمدی (اورميه)
۹. مختار ابراهیمزاده (تبریز)
۱۰. اسماعیل ابراهیمزاده (تبریز)
۱۱. علیرضا ابراهیمزاده (تبریز)
۱۲. سعید ابراهیمی (تبریز)
۱۳. فرشید اجری (اردبیل)
۱۴. حمید احمدزاده‌گرامی (کرج)
۱۵. یعقوب احمدوند (آیریلماز)(کرج)
۱۶. وحید احمدی (کرج)
۱۷. آزاد احمدی (تهران)
۱۸. احد ارشد (قره‌داغ)
۱۹. بهرام اسحقی (تبریز)
۲۰. حسن اسدزاده (کرج)
۲۱. ودود اسدی (رشت)
۲۲. یاشار اسدی (اردبیل)
۲۳. سعید هاسلامی (کرج)
۲۴. ملوک اسلامی (تبریز)
۲۵. رستم اسماعیلی (تهران)
۲۶. مرتضی اصغری (کرج)
۲۷. یعقوب اصولی (اورميه)
۲۸. حسین اقبالی‌کویج (تبریز)
۲۹. یاسر اکبری (اورميه)
۳۰. امین امامی (تهران)
۳۱. ناصر امامی (تهران)
۳۲.BBاسد اله امیری (ساوه)
۳۳. رحیم امیریان (کرج)
۳۴. عباس انگوتی (میانه)
۳۵. محمود اوجاقلو (کرج)
۳۶. وحید (آراز) اروج‌پور (تهران)
۳۷. محمد بابائی (کرج)
۳۸. علی بابائی (اردبیل)
۳۹. قدرت باسمنجی (تبریز)
۴۰. عین‌اله باقرزاده (مغان)
۴۱. ثریا بخشی (زنجان)
۴۲. حسین بدرنژاد (تهران)
۴۳. حسنعلی بدلی (اردبیل)
۴۴. ناصر برادران (تبریز)
۴۵. نوروز بربسته (تهران)
۴۶. هاشم برزگری (کرج)
۴۷. عیسی برقی (تهران)
۴۸. محمد رضابزازی (تبریز)
۴۹. امیررضا بزازی (تبریز)
۵۰. امیر بلوری (تبریز)
۵۱. رحیم بناءکاظم (تبریز)
۵۲. امیرعباس بناءکاظم (تبریز)
۵۳. الهام بهرنگ (اورميه)
۵۴. سید حیدربیات (قم)
۵۵. عیوض بیات (تهران)
۵۶. یوسف بیداردل (اورميه)
۵۷.BBبهمن بیرامی (کرج)
۵۸. رضا بیگ‌زاده (تهران)
۵۹. غلامرضا بیننده (تبریز)
۶۰. محمدرضا پرنده‌نوبر (تبریز)
۶۱. صابر پورسعادتقلی (اورميه)
۶۲. حسنا پورسرباز (تبریز)
۶۳. اسماعیل پورموسی (یورقون) (تهران)
۶۴. بایرامعلی تاری (اورميه)
۶۵. تمنا تاریوردیان (تبریز)
۶۶. حبیب تاریوردیان (تبریز)
۶۷. عبدالحجت تاریوردیان‌باغمیشه (تبریز)
۶۸. بهنام ترکانپور (تبریز)
۶۹. همت تقوی‌دادخواه (تهران)
۷۰. علی تهمتنی (تبریز)
۷۱. فتح‌اله جباری (رزن ‌همدان)
۷۲. غلامعلی جدیری (تبریز)
۷۳. حسین جدیری (تبریز)
۷۴. جعفر جعفرقلیزاده (کرج)
۷۵. جواد جعفرپور (تهران)
۷۶. طیب جعفرزاده (تبریز)
۷۷. هوشنگ جعفری (زنجان)
۷۸. شریفه جعفری (زنجان)
۷۹. مهدی جعفری (کرج)
۸۰. سالار جعفری‌علی‌آبادی (اورميه)
۸۱. سینا جهانبخش (سراب)
۸۲. خسرو جهانشاهی (تهران)
۸۳. رامین جهانگیرزاده (اردبیل)
۸۴. رامین جهانی (اردبیل)
۸۵. داوود جوانه‌ای (کرج)
۸۶. حسن جوانی (تبریز)
۸۷.BBفردوس چاپاری (تبریز)
۸۸. منیژه حبیب‌زاده (تبریز)
۸۹. سیروس حسن‌نژاد (کرج)
۹۰. وحید حسن‌زاده‌اقدم (اردبیل)
۹۱. علی حسنلو (کرج)
۹۲. حمید حسنوند اولامچی (کرج)
۹۳. لطیف حسنی (تهران)
۹۴. یعقوب حسنی (میاندوآب-قوشاچاي)
۹۵. محمد حسین‌پورفیضی (تبریز)
۹۶. مهدی حسین‌زاده (تبریز)
۹۷. سیدمرتضی حسینی (تهران)
۹۸. سیدجلیل حسینی (مغان)
۹۹. حسین حسینی (اردبیل)
۱۰۰. وحید حضرتی (تبریز)
۱۰۱. سمیه حکمتیان (تهران)
۱۰۲. کبری حوزه ‌پورنویدی (تهران)
۱۰۳. شهین حیدری (کرج)
۱۰۴. علیرضا حیدری (تبریز)
۱۰۵. داوود خداکرمی (زنجان)
۱۰۶. احد داداشی (زنجان)
۱۰۷. رضا داغستانی (اورميه)
۱۰۸. جبار دانشور (بستان‌آباد)
۱۰۹. سعید داوری‌نیکو (اورميه)
۱۱۰. سهیل دربندی‌زاده (اردبیل)
۱۱۱.BBندا دریاقلی (تهران)
۱۱۲. ابراهیم دشتی (تبریز)
۱۱۳. فرشید دیلمقانی (نقده-سولدوز)
۱۱۴. جلال ذوالفقارپور (کرج)
۱۱۵. فتح‌اله ذوقی (قم)
۱۱۶. وحید رادوی (اردبیل)
۱۱۷. حسن راشدی (کرج)
۱۱۸. موسی رحیمی (تهران)
۱۱۹. حسن رحیمی‌بیات (میانه)
۱۲۰. رستم رستمی (کرج)
۱۲۱. حمید رستمی (آبگرم‌قزوین)
۱۲۲. لیلا رسولی (اورميه)
۱۲۳. میرعلی رضائی (اورميه)
۱۲۴. علی رضائی (تهران)
۱۲۵. حمید رضائی (تبریز)
۱۲۶. ناصر رضاپور (تهران)
۱۲۷. بیژن رضازاده (تبریز)
۱۲۸. محمد روحانی (زنجان)
۱۲۹. رضا روحی (تهران)
۱۳۰. ابوالفضل ریش‌سفید (تهران)
۱۳۱. جمشید زارعی (تبریز)
۱۳۲. ارسلان زارعی (تبریز)
۱۳۳. نادر زارعی‌لاله (تبریز)
۱۳۴. یونس زارعیون (تبریز)
۱۳۵. سلیم زحمت‌دوست (مشکین‌شهر-خيياو)
۱۳۶. سعید زمهریرلو (تهران)
۱۳۷. محمد ساریخانی (تهران)
۱۳۸. سعید سالیان‌آذر (تبریز)
۱۳۹. جعفر سبحانی (تهران)
۱۴۰. داود سعیدخانلو (تهران)
۱۴۱.BBمحمدتقی سلطانزاده (تبریز)
۱۴۲. علی سلطانی (تهران)
۱۴۳. هجر سلطانی (کرج)
۱۴۴. غلامرضا سلماسی‌وطن (اورميه)
۱۴۵. اسداله سلیمی (اورميه)
۱۴۶. مهدی سیاری (تهران)
۱۴۷. میرمحمود سیدولی‌زاده (تهران)
۱۴۸. اله‌قلی سیرانی‌گرگری (اورميه)
۱۴۹. حمید شافعی (اورميه)
۱۵۰. سعید (آراز) شاه‌محمدی (تهران)
۱۵۱. ولی شاه‌محمدی (تهران)
۱۵۲. ناصر شاهدی (تهران)
۱۵۳. صبور شریفی‌توپراق‌قلعه (اورميه)
۱۵۴. علیرضا شعبانی (میاندوآب-قوشاچاي)
۱۵۵. عباس شکری (کرج)
۱۵۶. وحید شیخ‌بگلو (تبریز)
۱۵۷. یوسف شیرین‌پور (تبریز)
۱۵۸. حسین شیرین‌پور (تبریز)
۱۵۹. ابراهیم صادقپور (تبریز)
۱۶۰. آیدین صادقی (تبریز)
۱۶۱. احمد صادقی (زنجان)
۱۶۲. نازخند (نازقئید) صبحی (زنجان)
۱۶۳. بهروز صدیقی (مغان)
۱۶۴. افشین صدیقی (تبریز)
۱۶۵. علیرضا صرافی (تهران)
۱۶۶. علی طالبی‌خیاوی (اردبیل)
۱۶۷. وحید طالبی‌خیاوی (اردبیل)
۱۶۸. ایواز طاها (عبادپور) (اردبیل)
۱۶۹. حجت طرب‌انگیز (تبریز)
۱۷۰. طلائی (کرج)
۱۷۱.BBعزیز طیار (تبریز)
۱۷۲. صالح عادلی‌ویجویه (تبریز)
۱۷۳. عهدیه عبادپورفرد (تهران)
۱۷۴. اکبر عبدالجباری (تبریز)
۱۷۵. علیرضا عبدالهی (اورميه)
۱۷۶. زمان عبدالهی (میاندوآب)
۱۷۷. محمدرضا عبدی (تبریز)
۱۷۸. منوچهر عزیزی (تبریز)
۱۷۹. عبدالعزیز عظیمی‌قدیم (قم)
۱۸۰. رسول علمشاه (تهران)
۱۸۱. میر ناصرعلوی (اردبیل)
۱۸۲. عظیم علیپور (کرج)
۱۸۳. ناصرالدین علیزاده (خوی)
۱۸۴. یوسف علیزاده (اردبیل)
۱۸۵. بهار علیعلیزاده (تهران)
۱۸۶. محرم عموئی (تهران)
۱۸۷. زهرا عنایتی (تهران)
۱۸۸. لیلا غفارزاده (تبریز)
۱۸۹. حجت غفاری (تبریز)
۱۹۰. شهناز غلامی (تبریز)
۱۹۱. محمد فاتحی (اردبیل)
۱۹۲. جمیل هفراهانی‌عراقی (تبریز)
۱۹۳. عادل فرج‌الهی (کرج)
۱۹۴. صونا فرجزاده (تهران)
۱۹۵. علی فرزانه (تهران)
۱۹۶. غلامحسین فرزانه (تبریز)
۱۹۷. صادق فرزانه (تبریز)
۱۹۸. فریبرز فرزندخداوردی (اردبیل)
۱۹۹. محمود فضلی (خوی)
۲۰۰. منوچهر فضلی‌خلف (تهران)
۲۰۱.BBعزیز فلاحت‌دوست (تهران)
۲۰۲. سمیه فلاحی (تهران)
۲۰۳. اتابک فیض‌الهی ‌ایلخچی (اورميه)
۲۰۴. محمد فیض‌خواه (تبریز)
۲۰۵. ائلشن قاراداغلی (تهران)
۲۰۶. زلیخا قاضی‌زاده (اردبیل)
۲۰۷. امیر قانع‌بناب (تبریز)
۲۰۸. قربان قربانزاده‌موسی‌کندی (تهران)
۲۰۹. جلیل قره‌باغ‌حاضروظیفه (تهران)
۲۱۰. آیدین قره‌داغلو (تبریز)
۲۱۱. بهبود قلی‌زاده (تهران)
۲۱۲. صادق قلیزاده (تبریز)
۲۱۳. سعید قلیزاده (اردبیل)
۲۱۴. شکراله قهرمانی (خداآفرین)
۲۱۵. فیض‌اله قهرمانی (کرج)
۲۱۶. مهناز قیچلو (زنجان)
۲۱۷. جعفر کاظم‌زاده‌مرند (تبریز)
۲۱۸. علیرضا کاغذچی (تبریز)
۲۱۹. اردشیر کریمی‌خیاوی (اردبیل)
۲۲۰. جلال کودریلو (میاندوآب)
۲۲۱. توکل کیان (مشکین‌شهر)
۲۲۲. رستم لطیفی (کرج)
۲۲۳. ارسطو مجرد (مغان)
۲۲۴. صابر مجلسی‌توپراق‌قلعه (اورميه)
۲۲۵. عزیزمحسنی (تهران)
۲۲۶. علی محمدبیانی (زنجان)
۲۲۷. اصغر محمدپور (کرج)
۲۲۸.BBژیلا محمدخانی (تهران)
۲۲۹. رامین محمدخانی (کرج)
۲۳۰. حسین محمدخانی (گونئیلی)(کرج)
۲۳۱. قالان محمدلی (کرج)
۲۳۲. آلتای محمدی (تبریز)
۲۳۳. علی محمدی (کرج)
۲۳۴. بهکام محمدی (تهران)
۲۳۵. رضام حمدی (کرج)
۲۳۶. جاوید محمدی (کرج)
۲۳۷. مدد محمدی‌دینوری (تهران)
۲۳۸. نوید محمدی‌نسب‌آباد (تبریز)
۲۳۹. ضیامحمدیان (تهران)
۲۴۰. یوسف محمودی (اورميه)
۲۴۱. محمد حسین محمودی (تبریز)
۲۴۲. گوهر مرادی (تبریز)
۲۴۳. محمد باقرمطلبی (تبریز)
۲۴۴. عباس معینی‌منش (اورميه)
۲۴۵. علیرضا مقتدری (تبریز)
۲۴۶. جلیل مقدسی (مشکین‌شهر)
۲۴۷. بیوک ملائی (زنجان)
۲۴۸. احسان ملکی (نقده-سولدوز)
۲۴۹. احد ملکی‌علیشاهی (کرج)
۲۵۰. حمید مهدی‌زاده (اورميه)
۲۵۱. لیلا مهرداری (کرج)
۲۵۲. یوروش مهرعلی‌بیگلو (تهران)
۲۵۳. سعید موغانلی (تهران)
۲۵۴. آلما موغانلی (تهران)
۲۵۵. سالک مولائی (تهران)
۲۵۶. موسی میرزائی (مغان)
۲۵۷. عیسی میرزائی (مغان)
۲۵۸. فرخ میرزاطلوعی (اورميه)
۲۵۹. رسول نادری (تهران)
۲۶۰. سعید نجاری (تهران)
۲۶۱. رقیه نجاری (تهران)
۲۶۲. اکرم نجاری (تهران)
۲۶۳. غفار نصیبی (اورميه)
۲۶۴. اصغر نصیرپور (تبریز)
۲۶۵. وقار نعمت (قره‌داغ)
۲۶۶.BBمرتضی نعمتی (کرج)
۲۶۷. کرم نعمتی (کرج)
۲۶۸. تئلناز نعمتی (زنجان)
۲۶۹. سعید نعیمی (کرج)
۲۷۰. عباس نعیمی (تهران)
۲۷۱. کمال نعیمی (اردبیل)
۲۷۲. مهدی نعیمی (اردبیل)
۲۷۳. علیرضا نقدی (تبریز)
۲۷۴. سودا بهنقدی (تبریز)
۲۷۵. صفر نقی‌پورآتدره‌سی (کرج)
۲۷۶. فتح‌اله نوجوان‌زندآبادی (تهران)
۲۷۷. مرتضی نورمحمدی (تبریز)
۲۷۸. تقی نورزاده (اردبیل)
۲۷۹. علی نوروزی (کرج)
۲۸۰. حسن نوروزی (نقده-سولدوز)
۲۸۱. ناصر نوری (تهران)
۲۸۲. یوسف هوشیار (تهران)
۲۸۳. احمد والائی (تبریز)
۲۸۴. چنگیز ولی‌زاده‌دینوری (تهران)
۲۸۵. ائلیاز یکانلی (تبریز)
۲۸۶. فراز یکیتا (تبریز)
۲۸۷. شهرام یوزباشی (اورميه)

Sunday, December 02, 2007



مردم اورمیه با امضاء طوماری گزافه گویی های خدیجه منصوری را محکوم کردند

بنا به اخبار دریافتی ((کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان)) در پی مصاحبه دوهفته نامه هاوار با خدیجه منصوری و سخنان و ادعاهای پوچ و تفرقه انداز ایشان، مردم اورمیه در طی یک اقدام مدنی مراتب اعتراض خود را در خصوص مسائل پیش آمده و خاموشی مسئولان بی تدبیر و بی تعصب را اعلام نمودند. این طومار که به امضاء صدها تن از اقشار مختلف مردم اورمیه رسیده است به نهادهایی نظیر دفتر امام جمعه اورمیه، استانداری، فرمانداری، سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی و انتظامی، نمایندگان مجلس و نشریات محلی ارسال شده است. متن این طومار به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آذربایجان سرزمینی کهن با تاریخی 7 هزار ساله یکی از کانونهای اصلی تمدن بشری است که همواره تورکهای آذربایجان در این جغرافیای آبا و اجدادی خویش زیسته، منشا تحولات مهم تاریخی بوده و تاثیرات شگرفی در پیدایش تمدن و فرهنگ جهان خصوصا مشرق زمین گذاشته اند. اکنون جای-جای این سرزمین و خاک مقدس و گرانقدر آن یادگارهای اجداد تاریخ ساز تورکها می باشدکه همگی نشانگر هویت فرهنگی و جغرافیایی منطقه هستند. مردم سلحشور، صادق و با غیرت آذربایجان در طول تاریخ به لحاظ غنای فرهنگی و اصالت نژادی خویش همواره پیام آور مدنیت، فرهنگ، علم و دانش و صلح و دوستی برای دیگر اقوام بوده اند، ولی متاسفانه سرزمین آذربایجان نیز بسان دیگر اراضی مهم، در مقاطعی از تاریخ از سوی متجاوزان و مهاجران در رنج بوده است. تاریخ معاصر هنوز مظلومیتها و از سویی دیگر دلاوریهای مردم تبریز و قزوین و دیگر بلاد آذربایجان در مقابل ارتش روس را فراموش نکرده است. غرب آذربایجان همواره در زمانهای تضعیف دولت مرکزی شاهد تجاوزگریها و قتل عامهای صورت گرفته بدست افرادی شرور و غارتگر همچون شیخ عبیدالله شمزینانی، اسماعیل سیمیتقو و ... بوده است که اینان با تحریک احساسات دینی-مذهبی اقلیت مهاجر ساکن منطقه جنایات زیادی آفریدند و صد البته که در نهایت همگی اسیر خشم نهفته مردم دلاور شهرهایی نظیر اورمیه، خوی و سلماس شدند و روسیاه تاریخ گشتند. هنوز مردم با فرهنگ و مهربان غرب آذربایجان تجاوزگریها و اعمال تروریستی قاسملو که در حساس ترین مقاطع زمانی کشور صورت گرفت را فراموش نکرده اند که بحمدالله یاغیان تروریست در اردیبهشت 1358 از جانب مردم همیشه پایدار سولدوز پاسخی ماندگار در تاریخ گرفتند.

اینک با ظهور اندیشه مبهم نظم نوین در خاورمیانه توسط مراکز قدرت نا مشروع جهانی و تغییر و تحولات صورت گرفته در کشور عراق گروهکهای تروریستی نظیر پ.ک.ک و پژاک از سوی دولتهای بزرگ احیا و تقویت شده اند. این مزدوران همواره بر علیه منافع ملی و تمامیت ارضی کشورهای تورکیه، عراق، سوریه و ایران که اتفاقا قسمتهای غربی آذربایجان را در بر میگیرد، در تلاش و تکاپو بوده و هستند. این تروریستها از طریق قاچاق انواع موادمخدر، مشروبات الکلی، اسلحه و ... و با ایجاد مافیای اقتصادی در غرب آذربایجان از طریق نفوذ در مراکز اقتصادی، منابع مالی خود را تامین می کنند و نیز از طرفی ایشان با هم آهنگی هم پیمانان داخلی و خارجی خود و هدایت سیاستمداران غربی با استفاده از تفاوت نژادی و زبانی موجود بین تورکهای آذربایجان و اقلیت مهاجر کرد با زدن بر طبل نفاق و اختلاف افکنی قومی-مذهبی از چندی پیش با نفوذ در ادارات و نهادهای دولتی با هدف تسهیل سیاستهای زیاده طلبی و تجاوزگری وارد عمل شده اند. متاسفانه در طول این مدت با وجود خیل شهدای مبارزه با تروریسم اقدام قابل توجه، شایسته و قاطعی با این یاغیان و حامیان غیرنظامی و سیاسی ایشان صورت نگرفته است که این مساله جای بسی تاسف داشته و سوال برانگیز می باشد.

اخیرا خانم ((خدیجه منصوری)) عضو شورای شهر اورمیه، در مصاحبه ایی تحریک کننده و به نظر هدایت شده با نشریه تفرقه انداز ((هاوار)) (شماره 38 مورخه شنبه 19 آبان 1386-به مدیرمسئولی هاشم هدایتی، سنندج) با سخنانی غرض آلود و انشاالله در لحظه پریشانی حواس، اراضی تاریخی آذربایجان را از ماکو تا اورمیه ((کردستان شمالی)) نامیده است و این بحث به ادبیاتی که دشمنان قسم خورده و طمع کار این آب و خاک در سخنان و نقشه تخیلی خود استفاده می کنند مشابهتی عجیب دارد. در متن مصاحبه با کمی اشاره به شورای شهر، وظایف آن، پروژه ها و برنامه های موجود، اهدافی کاملا سیاسی به چشم می خورد، خانم منصوری که خود را فردی حقوقدان و آشنا به مسائل قانونی و حقوقی معرفی میکند نام جعلی ((کردستان شمالی)) را بر اساس کدامین استناد قانونی و فاکت تاریخی به اراضی تاریخی آذربایجان وصله زده است؟ همچنین عضو شورای شهر اورمیه که ((در خدمت به مردمش کمی عجله کرده است)) هدف خود را از این موضع گیری سیاسی بیان کند و پاسخ دهد که در این برهه زمانی که کشور از سوی زورمندان در فشار سیاسی است و فعل و انفعالات سیاسی زیادی در کشورهای همسایه رخ می دهد چرا دست به جنجال آفرینی می زند؟

اگر سکونت اقلیت کرد در نواحی کوهستانی آذربایجان و مرز بین تورکیه و ایران انگیزه صدور چنین حکم سیاسی هدفدار از سوی خانم منصوری که خود را صرفا نماینده کردزبانان میداند شده است آنگاه بایستی این نام را بر روی برخی از کشورهای اروپایی که کردها به آنجا نیز مهاجرت نموده اند گذاشت، چراکه جمعیت آنها بیشتر از جمعیت کردها در نواحی غربی آذربایجان می باشد.

اصولا انتظار می رفت عضو شورای شهر به لحاظ وظیفه قانونی در چارچوب قوانین کشور در فضایی غیر سیاسی و دور از تعصبات قومی و قبیله ایی بحثی کاملا تخصصی و در حیطه اختیارات خود مطرح می کرد ولی صد افسوس که آنچه هست فقط زدن بر طبل نفاق و تفرقه افکنی بین تورکها و اقلیت کرد مهاجر و تبلیغ نقطه نظرات کاملا سیاسی و هدفدار از تریبون دوهفته نامه هاوار می باشد.

مسئولان محترم

ما جمعی از اهالی شهرستان اورمیه، اشخاص حقیقی و حقوقی، ضمن تاکید و احترام بر تمامیت سرزمینی کشورهای منطقه، سخنان و اقدامات مشکوک خانم خدیجه منصوری و دوهفته نامه هاوار را محکوم کرده و خواهان برخورد قاطع و قانونی مراجع زیربط با ایشان می باشیم. ما با اعتقاد بر همزیستی مسالمت آمیز بین تورکها و اقلیت مهاجر کرد در غرب آذربایجان بر جغرافیای مقدس تاریخی آذربایجان تاکید نموده و با احترام و درود بیکران به ارواح پاک شهدای مبارزه با تروریسم امیدواریم تلاشهای مضاعف در خصوص پاکسازی منطقه از وجود فیزیکی تروریستهای پژاک و پ.ک.ک و اندیشه های حامی آنها صورت پذیرد.

ما امضا کنندگان ذیل جمعی از تورکهای آذربایجان همواره بر اصل احترام متقابل بین ملل و اقوام ساکن در کشور معتقد می باشیم، ولی هیچگاه حاضر نخواهیم شد که تفکر صلح دوستانه ملت همیشه قهرمان آذربایجان سبب شود افرادی مغرض با اهدافی سیاسی قصد تسلط سیاسی حتی در مقیاس گفتاری و زبانی بر اراضی تاریخی و خاکهای آغشته به خون شهدای آذربایجان را داشته باشند. امیدواریم اقدامات پیشگیرانه مسئولان محترم منطقه مانع بروز احساسات انقلابی و پرشور جوانان این مرز و بوم گردد.

Monday, November 26, 2007



امضا تومار از سوی مردم اورمیه در اعتراض به سخنان خدیجه منصوری

اورمونیوز(۵ آذر ۱۳۸۶): به گزارش خبرنگار اورمونیوز درج مصاحبه خانم "خدیجه منصوری" عضوشورای شهر اورمیه در شماره ۱۹ آبان ۱۳۸۶ دو هفته نامه "هاوار" چاپ سنندج منجر به اعتراضهای شدید از سوی مردم اورمیه شده است.

این گزارش حاکی است که خانم خدیجه منصوری در این مصاحبه واقعیت های تاریخی منطقه غربی آذربایجان را زیر سوال برده٬ که این مسئله موجب تحریک افکار عمومی و اعتراضات اصاحب قلم و فعالین آذربایجانی گشته است. این سخنان خدیجه منصوری با افکار افراطی گروههای تروریستی و طراحان نقشه کردستان بزرگ مطابقت داشته است.

دامنه این اعتراضات روز به روز گسترده تر شده و فعالین آذربایجانی با حضور در استانداری آذربایجان غربی٬ فرمانداری و شورای شهر ارومیه اعتراضات مدنی خود را به عملکرد این عضو شورای شهر اعلام داشته اند. همچنین فعالین مدنی٬ فرهنگی و سیاسی آذربایجانی با تهیه طومار کثیرالامضایی خواستار عذرخواهی خانم منصوری شده و اعلام کرده اند در ساختمان شورای شهر و یا ساختمان فرمانداری اورمیه تحصن خواهند نمود.

متاسفانه سخنان تحریک آمیز برخی از شخصیتهای نزدیک به حاکمیت در مورد شهر اورمیه در سالهای گذشته نیز سابقه داشته است. چند سال قبل انتشار مطالب مشابه از طرف مهندس بهاالدین ادب نماینده وقت شهر سنندج در مجلس شورای اسلامی هم اعتراض بسیاری را در اورمیه را بر انگیخته بود.

درج چنین مصاحبه ای از طرف هفته نامه ای که مسئولین آن از افراد نزدیک به حاکمیت هستند٬ موجب نگرانی فعالین سیاسی و مدنی اورمیه شده است. نگرانی از آنچه که٬ آنرا تلاش حاکمیت برای ایجاد انحراف در حرکت ملی آذربایجان از طریق قرار دادن آن در مقابل دوستان کرد مهاجر٬ می نامند.

لازم به توضیح است که سید هاشم هدایتی صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه هاوار سنندج٬ تا کنون مسئولیتهایی نظیر مدیرکل صنایع استان کردستان٬ مشاور استاندارکردستان و مدیرکل تعاون استان کردستان را عهده دار بوده است. او هم اکنون در سمت مدیر برنامه ریزی، توسعه و نظارت شرکت احداث صنعت٬ که یک مجموعه دولتی است٬ مشغول به کار است. همچنین دكتر محمد علی توفیقی سردبیر این دو هفته نامه نیز از مدیران ارشد استانداری کردستان بوده است.

از زمانیکه حرکت ملی آذربایجان به حرکت سیاسی غالب در اورمیه و سایر شهرهای آذربایجان تبدیل شده است٬ جناحهای مختلف به طرق گوناگون سعی در فرستادن اشخاص کرد زبان به مجلس شورای اسلامی از شهر ارومیه و یا شورای شهر اورمیه داشته اند. این مسئله هم از طرف جناح موسوم به راست و هم از طرف طرفداران اصلاحات مورد توجه بوده است. در حالیکه شخصیتهای ارومیه ای دارای پایگاه مردمی در انتخابات مختلف رد صلاحیت می شوند٬ به کاندیداهای جوان پسند کرد زبان همواره امکان حضور در انتخابات داده شده است. کاندیداهایی که توانسته اند نه فقط در محلات کردنشین بلکه در کل اورمیه مورد توجه بسیار قرار گیرند. بدین ترتیب رقبای انتخاباتی کاندیداهای کرد زبان در اورمیه غالباْ اشخاصی با سوابق سپاهیگری و حضور در اطلاعات هستند که شانس بسیار کمی برای پیروزی در انتخابات داشته اند. مخصوصاْ که نسبت کاندیداهای کرد زبان به کل نامزدها نیز بسیار ناچیز بوده است. با توجه به شهرتی که اهالی ارومیه در انساندوستی و دارا بودن افکار لیبرال دارند٬ بکارگیری چنین شیوه هایی از طرف جناحهای مختلف حاکمیت دور از ذهن نمی باشد.

در کنار چنین راهکارهایی سعی در افزودن میزان مهاجرت کردها به اورمیه نیز وجود داشته است. مهاجرت گروههای کرد به اورمیه در سالهای اخیر بسیار چشمگیر بوده است٬ به طوریکه هم اکنون بیش از ۵٪ ساکنین شهر اورمیه را کردها تشکیل داده اند.

لازم به یاد آوری است که بعد از تشدید تحرکات تروریستی گروه های مسلح کرد در آذربایجان غربی پخش اعلامیه و دیوار نویسی بر علیه شیوه های تروریستی در سطح شهرهای غربی آذربایجان افزایش یافته است.

Thursday, November 15, 2007



قطعنامه شرکت کنندکان در مراسم 93 مین سالگرد شهادت ستارخان

به نام خدا

ظلمت صریح با تو سخن گفت پس تو هم با او به استعاره و ایما سخن مگو

ما شرکت کنندگان در نود و سومین مراسم سالگرد سردار کبیر آذربایجان شهید ستارخان، با ایمانی راسخ به درستی راهی که انتخاب کرده ایم و با تکیه بر پشتیبانی مردم خود و با قسم به خون شهیدانی که در سالهای گذشته، خون خود را نثار آذربایجان کرده اند و ضمن تاکید دوباره بر ادامه مبارزات مدنی خویش، خواسته های خود را به حضور ملت خویش اعلام می کنیم.

1. ما از حکومت جمهوری اسلامی ایران میخواهیم که از برخورد امنیتی با فعالان مدنی آذربایجان دست بردارد و با آگاهی از اینکه این فشارها خللی در اراده این ملت بزرگ ایجاد نمی کند به این فشارها سریعا خاتمه دهد.

2. زندانیان سیاسی و فعالان مدنی و حقوق بشر آذربایجان را بدون هیچ قید و شرطی آزاد نماید.

3. طی سالهای اخیر تعداد زیادی از نشریات کثیرالانتشار و دانشجویی هویت طلب و مستقل توقیف شده و مدیران مسئول آنها مورد ارعاب قرار گرفته اند. توقف این توقیفها و بازگشایی این نشریات را خواستاریم.

4. مجازات تحصیلی دانشجویانی که به دلیل فعالیتهای هویت طلبانه و مدنی گرفتار احکام کمیته های انظباطی دانشگاهها شده اند فورا لغو شود.

5. امواج بیکاری، مواد مخدر و مهاجرت، آذربایجان را در معرض تهدید قرار داده است. عدم مسئولیت پذیری مسئولان در این خصوص غیر قابل تحمل شده است. ما مجازات مسئولین قاصر و مقصر را خواستاریم.

6. بخشنامه مجبوریت تدریس به زبان فارسی در موسسات و دانشگاههای کشور ملغا اعلام گردد.

7. مقدمات رسمی شدن زبان ترکی و ایجاد کانالهای رادیویی و تلویزیونی به این زبان در سراسر ایران فراهم شود.

8. پروژه استان سازی در آذربایجان متوقف گردد و نام آذربایجان به استانهای آذربایجانی نشین برگردد و نیز اسامی بومی منطقه اعاده شود.

9. آثار تاریخی و فرهنگی آذربایجان حفاظت شود و از غارت و تخریب عمدی و یا سهوی آن جلوگیری گردد.

10. به نام اسلام به اقدامات نژاد پرستانه ادامه ندهد و اگر میخواهد به چنین کارهایی ادامه بدهد پسوند اسلامی را از نام رسمی کشور حذف نموده و به جای آن از عنوان "جمهوری پارسی ایران" استفاده کند.

11. همچنین ادامه روابطه ایران با ارمنستان را محکوم میکنیم و معتقدیم که تا اعتراف ارمنستان به نسل کشی شیعیان قره باغ اشغالی و بازگرداندن سرزمین های اشغال شده به آذربایجان، کشورهای مسلمان باید روابط خود را با این رژیم اشغالگر قطع کنند.

12. تروریستهای پ ک ک و پژاک و نیز قاچاقچیان تحت حمایت این جنایتکاران، جان و مال مردم در غرب آذربایجان را هدف تعدی قرار داده اند. برخورد قاطع با تروریستهاو قاچاقچیان را در غرب آذربایجان خواستاریم و سیاستهایی را که در راستای تغییر ترکیب جمعیتی این منطقه در حال پیاده شدن است را به شدت محکوم می کنیم.

13. مزار ستارخان سردار ملی بر اساس وصیت نامه آن شهید بزرگوار به تبریز منتقل شود.

شرکت کنندگان در مراسم نودو سومین سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی

24آبانماه سال 1386

Sunday, August 12, 2007



بیانیه جمعی از روشنفکران و فعالین سیاسی و فرهنگی آذربایجان

در محکومیت گسترش جو سرکوب منتقدان و دستگیری غیرقانونی روزنامه نگاران


از آنجا که حفظ حیثیت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری در گرو صلح و عدالت و آزادی جهانی است و از آنجاییکه مادام هر فرد به تمام حقوق انسانی خود دست نیابد چاره ای جز طغیان علیه بیداد و ستم نخواهد داشت و ایمان داریم که اگر کرامت و حقوق همگان از طریق قانون حفاظت شود هیچ انسانی برای دفاع از حقوق خود از خشونت بعنوان آخرین روش استفاده نخواهد کرد.

حرکت ملی آذربایجان جنبشی مبتنی بر خواسته ها و حقوق انسانی و در چارچوب منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم آن و در جهت تضمین برابری حقوقی شهروندان و گسترش آزادیهای مدنی و دمکراتیک است که خواهان به رسمیت شناخته شدن هویت ملی و حق استفاده از فرهنگ خود در همه شئونات زندگی و حق انتخاب زبان مادری خود بعنوان زبان رسمی تحصیلی می باشد. ولی متاسفانه فعالین این حرکت که همگی با روشهای مسالمت آمیز، مدنی و مبتنی بر قانون فعالیت می نمایند تحت فشارهای غیرقانونی بوده و در معرض دستگیری، شکنجه و احکام سنگین زندان قرار دارند.

در این میان سعید متین‌پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که بیش از ۷۰ روز است به همراه جلیل غنی لو و بهروز صفری در شهر زنجان دستگیر شده اند و در سلول انفرادی بدون حضور وکیل مدافع تحت بازجویی و فشار قرار دارند و حتی همسر و خانواده آنها نیز از این فشارهای غیرقانونی در امان نمی باشند. این در حالیست که ماده ۵ حقوق بشر به صراحت بیان می دارد "احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون انسانی یا موهن باشد". که این امر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تایید قرار گرفته و طبق نص صریح آن "هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است".

این در حالیست که این افراد تنها از طریق قانونی و روشهای مدنی به طرح خواسته های انسانی پرداخته اند

ما روشنفکران و فعالین سیاسی و فرهنگی و شعرا و نویسندگان آذربایجان با محکوم نمودن گسترش روزافزون سرکوب منتقدان، نویسندگان و فعالان حقوق بشر و اعمال غیرقانونی مخالف با کرامت و حیثیت ذاتی انسانها خواهان آزادی بی قید و شرط سعید متین‌پور٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری و سایر زندانیان سیاسی آذربایجان می باشیم.

هدایت ذاکر
کیان صفری
ابراهیم جعفرزاده
اسماعیل جوادی
جبرئیل خلیلی
ابراهیم رشیدی
اصغر اصغرزاده
صفرعلی خوئینی
یعقوب سالکی نیا
حیدر بیات
فتح الله ذوقی
ناصر علیزاده
اصغر اسدی
مهدی قره داغی
محمد عباسپور
سعید موغانلی
آتیلا کیشی زاده
مهدی نعیمی
عباس نعیمی
یونس زارعیون
علیرضا فرشی
حجت قاسملو
وحید شیخ بیگلو
بهنام ترکانپور
محمود فضلی
نوید محمدی

یاشار حکاک پور
حامد یگانه پور
مجید پژوهفام
داوود عظیم زاده
علیرضا حقی
رضا عباسی
سعید نعیمی
داوود خداکرمی
حامد مسعودی
ابراهیم شهبازی
صالح کامرانی
علیرضا یوسفی سادات
احد داداشی



رونوشت :
نمایندگان محترم مجلس شورا
ریاست محترم قوه قضائیه
مطبوعات و رسانه های جمعی
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
کانون مدافعان حقوق بشر
سازمان حقوق بشر اسلامی

Thursday, August 03, 2006

بیانیه 19 نفر از اعضا ی پارلمان اروپا



بیانیه 19 نفر از اعضا ی پارلمان اروپا

آیمان آراز

بدنبال مذاکرات متعدد نمایندگان انجمن جوانان آذربایجانی سوئد – کنگره آذربایجانیهای جهان و کانال ماهوارهای گوناز تی وی با بیش از 80 نفر از اعضا ی پارلمان اروپا بیانیه ای از سوی 19نفر از اعضای پارلمان اروپا در روز 17 2006جولای خطاب به محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران در مورد ضرورت آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی آذربایجانی صادر شد.

لازم به ذکر است که اکثر این نمایندگان عضو کمسیونهای سیاست خارجی وحقوق بشر پارلمان اروپا هستند.

متن بیانیه :

آقای احمدی نژاذ 17 جولای 2006-09-02

رییس جمهور ایران

تهران تقاطع آذربایجان – خیابان فلسطین – ریاست جمهوری

ایران کشوری چند قومی است و جمعیت آن متشکل از آذربایجانیها – فارسها –کردها – عربها – بلوچها – ترکمنها و ... می باشد.

یکی از بزرگترین اقلیتهای قومی ایران آذربایجانیها هستند.سازمان ملل متحد جمعیت آذربایجانیها را در ایران در حدود 30 میلیون نفر یعنی 40 در صد کل جمعیت ایران تخمین زده است

با این وجود آذربایجانیها تحت سیاست آسیمیلاسیون سیستماتیک حکومت ایران قرار دارند و بسیاری از حقوق اولیه و اساسی آنها توسط حکومت ایران رعایت نمی گردد.(1)

تظاهرات گسترده مردم در چندین شهر آذربایجان از جمله تبریز – ارومیه – نقده – خوی - میاندواب - زنجان – اردبیل – میانه و ... با سرکوب وحشیانه حکومت ایران مواجه شد.

انتشار کاریکاتور اهانت آمیز روزنامه دولتی ایران در روز 12می باعث تحریک مردم آذربایجان شد در این کاریکاتور آذربایجانیها به سوسک تشبیه شده بودند.

در عرض 2هفته هزاران نفر از آذربایجانیها به خیابانها ریخته وخواستار توقف نسل ک